• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

انقطاع الی اللّه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: انقطاع الی الله، کمال انقطاع الی الله، تبتّل، قلب سلیم، آزادگی، حجاب ظلمانی، حجاب نورانی، افتقار الی الله، انقطاع از دنیا.
پرسش: منظور از انقطاع الی الله چیست؟
پاسخ: انقطاع الی الله یعنی هر چه غیر از خداست را از قلب خود خارج کند.



انقطاع الی‌الله - عزّوجلّ- یک وصیّت قرآنی است که خدای متعال -در سوره مبارکه مزمّل چنانکه اشاره خواهد شد- رسول اللّه(ص) (و به تبع ایشان امت او) را به تحصیل آن امر فرموده است.
[۱] محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص ۲۲۹.
[۲] محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص۲۳۰.

انقطاع الی‌الله، تعبیری از حرکت باطنی انسان به سوی ذات باری تعالی است؛ آن هم حرکتی نه در مکان و طول زمان بلکه بر فراز مکان و ماورای زمان که بر اساس آن، انسان سالک، اندک اندک تعلقات را از قلب خود دور کرده و تنها به خدای متعال وابسته باشد. بر این اساس برخی از بزرگان گفته‌اند: مراد از انقطاع إلی اللّه تعالی، وارستگی ضمیر و سرّ انسان از غیر خدای تعالی در همه ابعاد نیازمندی‌هاست.
[۳] محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص ۲۲۹.
[۴] محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص۲۳۰.

علامه‌ی طبرسی می‌گوید من از کلمات امام علی (ع) فهمیدم که سرّ سیر تمام انبیا در انقطاع از همه چیز و همه کس به سوی خدای متعال نهفته است. آری، لذتی که در انقطاع به سوی خدای متعال نهفته است، در هیچ چیز دیگر وجود ندارد؛ لذتی که هیچ مزاحمت و ناگواری‌ با آن نیست و خالص است.
[۶] نراقی، ملامحمدمهدی؛ علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ترجمه‌ی سیدجلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت،چاپ چهارم، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۲۱۱.‌

این کمال والا، روح عبادات و هدف تلاش‌های انسان سالک در مسیر خودسازی است؛ همانطور که بزرگان اخلاق و تربیت ، از اسرار توجه به قبله در نمازها را انقطاع کامل از همه چیز و توجه کامل به سوی مالک و پروردگار هر چیز دانسته‌اند
[۷] ملکی، تبریزی میرزا جواد آقا؛ المراقبات، ترجمه‌ی محدث بندرریگی، ابراهیم، انتشارات اخلاق، ۱۳۷۶، ص ۲۹۴.
و یا به حالت گریه در دعاها توصیه کرده‌اند. زیرا گریه در دعا را سرور ادعیه و باعث انقطاع به سوی خدای متعال معرفی نموده‌اند.


برخی از مفاهیم اخلاقی وجود دارند که یا دقیقاً هم‌معنی با مفهوم انقطاع الی‌الله هستند و یا مشابه با آن هستند و یا در ضمن خود این معنی را دربر دارند که توجه به این مفاهیم، برای درک بهتر سازه‌ی مفهومی چند لایه و پیچیده‌ای چون انقطاع الی‌الله لازم است:

۲.۱ - تبتل

که همان انقطاع است.
[۹] ابن طاووس، علی بن موسی؛ فلاح السائل و نجاح المسائل، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق، ص ۳۴.
توضیح این‌که این مفهوم از آیه شریفه‌: «وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتیلاً »
و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند (به‌کلی از غیر او دل ببر)
گرفته شده است و برخی معتقدند مفهوم اخلاقی «انقطاع الی الله» مبتنی بر همین آیه شریفه است.
[۱۱] محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص ۲۲۹.
[۱۲] محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص۲۳۰.

امام صادق (ع) فرمود: در تبتل به این حالت باش که یک انگشت خود را گاهی به آسمان ببری و گاهی پایین آوری و دعا کنی
[۱۳] فیض کاشانی، ملامحسن؛ الوافی، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی علیه السلام، اصفهان، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق، ج ۶، ص ۳۶۹.
که سید بن طاووس (ره) می‌گوید: این حالت که با یک انگشت به آسمان اشاره می‌شود، بیان نمادین این مطالب است که انسان با وجودش به خدای متعال عرضه می‌دارد که من تنها به سوی تو منقطع شده‌ام و فقط به تو دلبسته‌ام.
[۱۴] حلی، ابن فهد؛ عدة الداعی، ص ۱۹۸.


۲.۲ - خلوت باطنی

که در حقیقت خالی بودن باطن وجود از غیر خداست نه این‌که با دوستان خود در زندگی همراه نباشد؛ برای همین است که گفته شده است «العارف کائن و بائن»
[۱۵] یعنی: «انسان عارف، هست ولی نیست»!!در اشعار سعدی از چنین کسی با عنوان «غایب و حاضر» نام برده شده است:از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است ‌ پیغام آشنا سخن روح پرور است ‌هرگز وجود حاضر و غائب شنیده‌ای ‌ من در میان جمع و دلم‌ جای‌ دیگر است ‌
به این معنی که در ظاهر با خلق است اما در باطن از آنان جدا و به خدایش پیوسته است.
[۱۶] سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۷، ص ۱۰۰.


۲.۳ - انقطاع از دنیا

همانطور که امام خمینی (ره) می‌گوید: اجتناب کامل از لذات دنیا ، همان انقطاع کامل الی الله است.
[۱۷] خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ نهم، ۱۳۷۸، ص ۳۷.خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ نهم، ۱۳۷۸، ص۳۸.


۲.۴ - افتقار الی الله

که به معنی ارجاع همه‌ نیازها به سوی خدای متعال است. و این افتقار ، بی‌نیازی واقعی را به دنبال دارد همانطور که در دعا وارد است: خدایا! غنی کسی است که با تکیه بر تو بی‌نیازی جوید و به سوی تو افتقار یابد.
[۱۸] ابن مشهدی، محمد بن جعفر؛ المزار الکبیر، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ ق، ص ۵۱۲.


۲.۵ - آزادگی

این فضیلت متعالی، تنها در آزاد شدن انسان از بند دنیا به دست می‌آید همانطور که امام علی(ع) فرمود: آیا آزاده‌ای وجود ندارد که این متاع بسیار بی‌ارزش (دنیا) را برای اهلش وانهد؟!
[۱۹] آمدی عبدالواحد بن محمد تمیمی؛ غررالحکم و دررالکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۶۶ ش، ص ۱۴۲.
و کمال آن در آزاد شدن از بند غیر خدا (حتی عوالم اخروی و درجات بهشتی و ملکوتی) حاصل می‌شود همانطور که در پایان مناجات شعبانیه قبل از این‌که درخواست کمال انقطاع الی الله در آن مطرح شود، فرمودند: خداوندا! آن کس که تو به او رو کنی به هیچ وجه بنده و در بند (هیچ کس و هیچ چیز) نخواهد بود. و پس از آن درخواست متعالی نیز فرمودند: خداوندا! مرا به والاترین مرتبه از نورانیت پر سرورت ملحق کن تا تنها تو را بشناسم و تنها از تو بترسم و از هر چه غیر تو فاصله بگیرم.
[۲۰] ابن طاووس، علی بن موسی؛ إقبال الأعمال، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ق، ج۲، ص ۶۸۷.


۲.۶ - قلب سلیم

خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: در روز قیامت ، مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید.و امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرمود: قلب سلیم قلبی است که روز قیامت خدا را در حالی ملاقات کند که هیچ چیز جز او در قلبش نباشد. و این معنی ملازم با انقطاع الی الله است.

۲.۷ - توحید

نه به معنی متعارف آن بلکه به معنی اصیل قرآنی آن که عبارت از درک شهودی مقام توحید مطلق و فناء در ذات احدیّت است که از آن تعبیر به ولایت می‌شود
[۲۴] طهرانی سیدمحمّدحسین حسینی؛ رسالةلُبّاللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، دارالمحجةالبیضاء، بیروت، ۱۴۳۱ه‌ق، چاپ چهارم، ص ۳۸.
و کسی که به این بارگاه بار یابد، شیطان بر او تسلطی ندارد
[۲۵] طهرانی سیدمحمّدحسین حسینی؛ رسالةلُبّاللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، دارالمحجةالبیضاء، پیشین، ص ۴۴.
همانطور که بر کسانی که به کمال انقطاع الی‌الله رسیده‌اند ندارد.
[۲۶] خمینی امام سید روح‌الله؛ آداب الصلاة، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم، ۱۳۷۸، ص ۲۲۲.
زیرا این توحید تنها با کمال انقطاع الی‌الله حاصل می‌شود و بلکه خود همان کمال انقطاع است.

۲.۸ - توکل

که نوعی انقطاع به سوی او را در ضمن خود دارد؛ زیرا انسان متوکل، بر داشته‌های الهی تکیه می‌ورزد و از آن‌چه در دست غیر اوست مایوس می‌گردد.
[۲۷] سید علی خان، ریاض السالکین؛ چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۴، ص ۱۲۹.



خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: پس به سوی خداوند بگریزید.و مراد از فرار کردن به سوی خدا، انقطاع به سوی او است به دست برداشتن از کفر، و گریزان بودن از عقابی که کفر به دنبال دارد، و متوسل شدن به ایمان به خدای تعالی به تنهایی، و اینکه او را یگانه معبودی بی شریک برای خود بگیرند.
[۲۹] طباطبایی سید محمد حسین؛ تفسیرالمیزان، ترجمه موسوی همدانی سیدمحمدباقر، دفترانتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم، قم،چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش، ج‌۱۸، ص۵۷۴.

خدای متعال پیامبر خود را مامور فرموده است که: نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند (به‌کلی از غیر او دل ببر) و امام علی(ع) فرمود: پاک و منزه است خدایی که شیرینی خدمت و انقطاع از غیر او را به دل‌های عارفان چشانیده است و یاد بهشت و حور و قصور آن را از خاطر ایشان زدوده است و همت آنان را در ذکر خودش متمرکز نموده است پس هیچ چیز در نزد آنان لذت‌بخش‌تر از یاد او نیست.
[۳۱] هاشمی خویی، میرزا حبیب الله/ حسن زاده آملیٍ، حسن و کمره‌ای، محمد باقر؛ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة و تکملة منهاج البراعة (خوئی)، ۲۱جلد، مکتبة الإسلامیة - تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ ق، ج ۷، ص ۱۹۳.

و امام سجاد (ع) در دعا به خدای متعال عرضه می‌دارد: پروردگارا، من انقطاعم به سوی تو را از هر ناخالصی ناب نموده‌ام و با همه‌ وجودم بر تو روی آورده‌ام و از کسانی که خود نیازمند تو هستند رویگردان شده‌ام.
[۳۲] امام سجاد علیه السلام، الصحیفة السجادیة، دفتر نشر الهادی، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ص ۱۳۴.

همچنین جابر می گوید امام باقر (ع) فرمود: هر کس دین خدا به طور خالص و واقعی در درونش جایگزین شود، او را از غیر خودش رویگردان کرده و به خود مشغول می‌کند.
[۳۳] ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی؛ تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام، مکتبه فقیه، قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج ۲، ص ۱۹۳.

آری، آن بزرگواران نه فقط به انقطاع به سوی خدای متعال توصیه می‌کردند بلکه کمال این انقطاع یعنی حد اعلای آن را طلب می‌نمودند؛ همانطور که امام علی(ع) در مناجات شعبانیه -که توسط همه ائمه معصومین خوانده می‌شده است
[۳۴] خمینی امام سید روح‌الله؛ چهل حدیث، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیستم، ۱۳۷۸، ص ۴۳۲.
- از خدای متعال طلب «کمال انقطاع الی الله» را می‌نماید:
«إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ‌ الِانْقِطَاعِ‌ إِلَیْکَ...»
[۳۵] ابن طاووس، علی بن موسی؛ إقبال الأعمال، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ق، ج۲، ص ۶۸۷.

و «کمال انقطاع» آن است که تمام حجب ظلمانی و نورانی پاره و کنار زده شود
[۳۶] اشاره به این فراز از دعا که: حتّی تخرق أبصار القلوب حجب النّور، فتصل إلی معدن العظمة.
، تا به مهمانسرای الهی که «معدن عظمت» است بتوان وارد گردید. لهذا در این « مناجات » از خداوند متعال بینایی و نورانیت قلبی طلب می‌شود، تا بتوان حجب نورانی را دریده به معدن عظمت رسید.
[۳۷] خمینی امام سید روح‌الله، جهاد اکبر، پیشین، ص ۴۶.

امام خمینی (ره) درباره‌ی آن می‌گوید: این فراز از دعا، اشاره به خلوصی است که موجب خروج انسان از سلطنت شیطان است. و چون قلب به این مرتبه از اخلاص برسد به کلی از غیر خدا منقطع شده و شیطان بر او راهی نخواهد داشت.
[۳۸] خمینی امام سید روح‌الله، آداب الصلاة، پیشین، ص ۲۲۲.



از نظر قرآن کریم و روایات اسلامی ، انقطاع الی الله به سه صورت وجود دارد:

۴.۱ - انقطاع تکوینی

به این معنی، همه چیز در عالم وجود به سوی خدای متعال منقطع است و هر لحظه از او فیض می‌گیرد و به او ادامه‌ی زندگی می دهد و نیاز خود را تنها از تو می طلبد؛ همانطور که قرآن کریم می‌فرماید: تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند از او تقاضا می‌کنند.

۴.۲ - انقطاع جبری

دو نوع از انقطاع وجود دارد که انسان‌ها را به طور اجباری به انقطاع تکوینی آن‌ها متوجه می‌نماید از این‌رو فضیلتی ندارد و کمالی برای انسان ایجاد نمی‌کند. زیرا انسان در این حالت گرچه انقطاع الی الله می‌یابد اما به اسماء قهر و جلال الهی منقطع حاصل می‌شود نه وجه جمال او؛ مگر برای انسان مومن که خود تلاشی در راه انقطاع الی الله نموده است و به مراتبی از آن دست یافته است که در این صورت این انقطاع اجباری برای او عطایی الهی به حساب خواهد آمد که او را به مقصد می‌رساند:

۴.۲.۱ - انقطاع حاصل از مرگ

زیرا مردن، نابودی نیست بلکه انقطاع رابطه روح از بدن و نیز از غیر خود به سوی خدای خویش است.
[۴۰] حسن زاده آملی حسن؛ عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۵، ص ۱۱۷.


۴.۲.۲ - انقطاع حاصل از شدت بلا و حوادث هولناک

همانطور که قرآن کریم فرمود: چون در دریا شما را گزند رسد، همه آنهایی که می‌پرستید از نظرتان محو شوند، مگر او. اما چون شما را به ساحل نجات برساند از او رویگردان شوید، زیرا آدمی ناسپاس است.این انقطاع، ذاتی هر انسان و سرشته با وجود اوست.
[۴۲] سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۵، ص ۲۴۵.
بلکه همه‌ مخلوقات نیز در مشکلات به او پناهنده ‌می‌شوند همانطور که امام عسکری (ع) فرمود: هر مخلوقی در سختی‌ها که او را از غیر خدا دل‌گسته می‌کند، به سوی او پناه می برد.
[۴۳] فیض کاشانی، ملامحسن؛ نوادر الأخبار، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۱ ش، ص ۶۵.


۴.۲.۳ - انقطاع اختیاری

که همان انقطاع قلبی حاصل از تزکیه است. و آن‌چه در این‌جا مورد نظر است، همین مورد است. برای درک این انقطاع، باید آن حال قلبی دل‌گسستگی از غیر خدا و پیوسته بودن قلب به آن ذات مقدس از روی اختیار و در اثر مجاهده با نفس در درون انسان نهادینه شود و وجهه‌ تکوینی انقطاع خود و همه چیز به سوی خدای متعال برای او مورد یقین و درک ایمانی و بلکه شهود قلبی (بر اساس مراتب انقطاع) قرار گیرد.


انقطاع الی الله دارای مراتبی است و هر کس باید با رعایت تدریج و بدون سخت‌گیری که مورد نهی شدید اهل‌بیت است، از انقطاع از گناه و حرام آغاز کرده و سپس دیگر تعلقات را از خود دور کند. بر این اساس، عوامل زیر در راه کسب این کمال موثرند:

۵.۱ - رفع حجب ظلمانی

[۴۴] توجه به غیر خدا انسان را به حجابهای «ظلمانی» و «نورانی» محجوب می‌نماید. کلیه امور دنیوی اگر موجب توجه انسان به دنیا و غفلت از خداوند متعال شود، باعث حجب ظلمانی می‌شود. و اگر دنیا وسیله توجه به حق و رسیدن به دار آخرت، باشد، حجابهای ظلمانی به حجب نورانی مبدل می‌گردد. (خمینی امام سید روح‌الله، جهاد اکبر، پیشین، ص ۴۶) همانطور که هر چه جز ذات الهی از عوالم غیبی باشد نیز حجاب نورانی نام دارد. (خمینی امام سید روح‌الله، آداب الصلاة، پیشین، ص ۲۷۸)
انسان برای رسیدن به هر یک از عطایای فاخر الهی باید وظایف بشری را در حد توان انجام دهد تا توفیق دست‌یابی به آن عطایا به دست آید همانطور که در دعای روزانه‌ی ماه رجب می‌خوانیم:
«ای کسی که عطای فراوان را به بهای اندک و عمل مختصر می‌بخشی»
[۴۵] ابن طاووس، اقبال الاعمال، پیشین، ج ۲، ص ۶۴۴.

بنابراین باید این عمل مختصر که همان خرق حجب ظلمانی باشد را انجام داد و ضخیم‌ترین و ظلمانی‌ترین حجاب ظلمانی، خودبینی و خودپرستی و خرق این حجاب از تمام حُجُب مشکل‌تر است.
[۴۶] خمینی امام سید روح‌الله؛ آداب الصلاة، پیشین، ص ۷.
و عمده‌ترین ابزار رفع این حجب، در تقوا و پرهیز از محرمات و انجام واجبات و سپس انجام مستحبات به‌ویژه مستحباتی چون نماز شب و مراقبه و محاسبه و پرخوری نکردن در حد توان است.
همانطور که امام خمینی (ره) می‌گوید: اجتناب کامل از لذات دنیا ، همان انقطاع کامل الی الله است و با کمترین توجه به دنیا، محال است این انقطاع به دست آید و احتیاج فوق العاده به تمرین ، زحمت ، ریاضت ، استقامت و ممارست ، است تا بتوان با تمام قوا از ما سوی اللّه منقطع شده و به غیر خداوند توجهی نباشد.
[۴۷] خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، پیشین، ص ۳۷.خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، پیشین، ص ۳۸.


۵.۲ - اخلاص

خالص نمودن اعمال از ریا و سمعه سبب انقطاع به سوی خدای متعال است.
[۴۸] سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۴، ص ۲۵۸.
اخلاص ، گرچه خود رفع حجب ظلمانی است اما امتیاز خاصی از بین اسباب مذکور دارد؛ زیرا انقطاع کامل ، بخششی الهی است که نیاز به کسب اعمالی دارد و اخلاص در بین این اعمال امتیازی خاص دارد همانطور که امام علی (ع) در وصف این مرتبه فرمود: آنان خود را برای خدا خالص کردند و خدا هم آنان را (به طور ویژه و برتر) خالص‌تر نمود.
[۴۹] دیلمی، حسن بن محمد؛ أعلام الدین فی صفات المؤمنین، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ص ۱۲۸.


۵.۳ - تفکر در فنای دنیا و بقای آخرت

همان‌طور که یکی از بزرگان درباره‌ شرح حال خود در دست یافتن به مراتبی والا از انقطاع به سوی خدا می‌گوید: من هر روز یک یا دو ساعت درباره دنیا و فریبندگی و ناپایداری خوشی‌های آن و پایان یافتن سختی و تلخی‌هایش و نیز بقای آخرت و آن‌چه مرا در آن نجات می‌دهد یا نابود می‌کند فکر می‌کردم و این تفکر بالاخره در دلم موثر شد تا به کلی از غیر خدا منقطع و با همه وجودم متوجه او شدم.
[۵۰] سعادت‌پرور، علی؛ پاسداران حریم عشق (کلمات عرفا)، شرکت انتشارات احیاء کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۸، ج ۸، ص ۳۴.


۵.۴ - رهایی از تعلق خاطر به غیر خدا در هر چیز

همانطور که در دعای صحیفه‌ی مبارکه سجادیه(ع) وارد است.
[۵۱] امام سجاد علیه السلام، الصحیفة السجادیة، دفتر نشر الهادی، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ص ۱۳۴.



امام خمینی(ره) معتقدند تمام صفات وارسته انسانی در انقطاع کامل إلی اللّه نهفته است و اگر کسی بدان دست یافت، به سعادت بزرگی نایل شده است.
[۵۲] خمینی،امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، پیشین، ص ۳۷.
در این‌جا به برخی از این آثار که دربردارنده همه‌ کمالات انسانی است اشاره می‌شود:
۱. خرق حجاب‌های نورانی
[۵۳] در پاورقی ۳۹ مفهوم حجاب نورانی شرح شد.
: که در اثر کمال انقطاع الی الله حاصل می‌شود همانطور که در فراز مناجات مبارکه شعبانیه مطرح است؛ «حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور...»
۲. دریافت علوم و معارف الهی : زیرا انقطاع الی الله از کلیدهای الهام و کشف اسرار الهی است.
[۵۴] فیض کاشانی، ملامحسن؛ المحجةالبیضاء، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، ۱۴۱۷ هجری، ج ۲، ص ۱۴۸.

۳. وصول به معدن عظمت و عزت الهی : (..فتصل الی معدن العظمة) زیرا هر کس از عالم مخلوقات منقطع گردد، به حقیقت که حق تعالی است خواهد پیوست.
[۵۵] حسن زاده آملی حسن؛ ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، انتشارات وزارت ارشاد، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ش، ص ۴۰۵.

۴. خروج از سلطنت شیطان : که در اثر تحقق کامل انقطاع الی الله نوعی پاکیزگی و خلوص ایجاد می‌شود که در نتیجه شیطان بر او راهی نخواهد داشت.
[۵۶] خمینی امام سید روح‌الله؛ آداب الصلاة، پیشین، ص ۲۲۲.

۵. عدم نیازمندی به غیر خدای متعال: که علامت انقطاع صادقانه به سوی او است.
[۵۷] سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۳، ص ۱۲۷.



انقطاع به سوی خدای متعال، نیازمند انقطاع به سوی ائمه‌ هدی است. زیرا تنها با رهنمود و شفاعت ایشان می‌توان به این کمال دست یافت؛ چنان‌چه در زیارت جامعه به آن جلوه‌های لاهوتی خطاب می‌کنیم: هر کس به شما متمسک شود، قطعاً به دامن خود خدای متعال آویخته است و هدایت یافته است. (زیرا) شما تنها به سوی خدا هدایت می‌کنید و به سوی او رهبری می‌نمایید (نه غیر او یا هوای نفستان).
در آداب زیارت امام رضا (ع) قبل از خروج از منزل می‌خوانیم: در این زیارت، تنها به سوی خدا می‌روم نه غیر او.
[۵۹] ابن قولویه، جعفر بن محمد؛ کامل الزیارات، دار المرتضویة، نجف اشرف، چاپ اول، ۱۳۵۶ش، ص ۳۰۹.
به همین جهت، این اصطلاح در بین بزرگان ما در مورد ائمه‌ هدی نیز به کار می‌رفته است بلکه علامه محمد تقی مجلسی ، اصحاب با کمال و صادق اهل بیت را چنین می‌ستاید که آنان کمال انقطاع به سوی اهل بیت داشته‌اند.
[۶۱] مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی؛ روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ ق، ج ۱۴، ص ۲۳۸.



انقطاع الی الله یک کمال قلبی است که با مراعات مراتب تقوا و انجام وظایف به آن می‌توان رسید. در دعایی بسیار زیبا از امام علی(ع) روایت است که فرمود: خدایا ظاهرم را با اطاعتت نورانی کن و باطنم را به محبتت و روحم را به مشاهده‌ات و سرّ وجودم را با پیوستگی به حضرتت منور فرما.
[۶۲] اللهمّ نوّر ظاهری‌ بطاعتک، وباطنی بمحبّتک، وقلبی بمعرفتک، وروحی بمشاهدتک، وسرّی باستقلال اتّصال حضرتک‌. (فیض کاشانی، ملامحسن، الکلمات المکنونة (چاپ کنگره فیض)، انتشارات مدرسه عالی شهید مطهری، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۷ش، ص ۹۴.)
یعنی ظاهر و بدن باید مشغول به انجام وظایف باشد که البته بخشی از وظایف انسان مسلمان نیز در محدوده زندگی اجتماعی اوست که در آن با دیگران محشور است. پس همانطور که بزرگان تربیت گفته‌اند: طیّ این منزل منافاتی با بودن سالک در دنیا و اشتغال به مشاغل اوّلیّه خود ندارد، و واردات قلبیّه او ربطی به اوضاع خارجیّه از ازدواج و کسب و تجارت و... ندارد.
سالک در عین آنکه در بین مردم بوده و امور دنیا را به جای می‌آورد روحش در ملکوت سیر نموده با ملکوتیان سر و کار دارد.
[۶۳] طهرانی، پیشین، ص ۹۷.
و در عین حال که در جامعه هست و متعارف با اسباب عالم ارتباط برقرار می‌کند اما همانطور که خدای متعال در حدیث معراج می‌فرماید، هیچ حاجتی را نزد مخلوقی نمی‌برد و از همه بریده است با این که در ظاهر حوائج خود را با آنان رفع می‌کند! زیرا اسباب را از خدای متعال دانسته و در باطن تنها او را می‌بییند که ماورای هر سبب است.
[۶۴] سعادت‌پرور علی؛ سرالاسراء فی شرح حدیث المعراج، انتشارات تشیع، قم، ۱۳۷۴، چاپ اول، ج۱، ص ۶۷.سعادت‌پرور علی؛ سرالاسراء فی شرح حدیث المعراج، انتشارات تشیع، قم، ۱۳۷۴، چاپ اول، ج۱، ص ۶۸.
بلکه از جمله دستورات ائمه‌ی هدی این است که طوری با مردم خوش‌رو و نرم‌گو باشیم که فکر کنند نیازمند آنان هستیم!! بنابراین، با ادا ننمون حقوق همسر ، فرزند ، والدین و جامعه هرگز بویی از این کمال به مشام کسی نمی‌رسد.
همچنین زنی به محضر امام صادق (ع) مشرف شده و عرضه داشت من زنی «متبتله» هستم. حضرت فرمود مقصود تو از این عنوان چیست؟ گفت ازدواج نمی‌کنم به امید این‌که به کمال برسم! حضرت فرمود: این تفکر را رها کن، اگر ازدواج نکردن کار ارزشمندی بود، فاطمه زهرا (س) که در فضیلت‌جویی گوی سبقت از همگان ربوده بود چنین کاری می‌کرد.
علامه محمدتقی مجلسی(ره) در شرح این روایت می‌گوید: تبتل ، انقطاع به سوی خدای متعال و اعراض از غیر اوست که به أشکالی چون عبادت او و محبت و انس با او بروز می‌یابد نه با ازدواج نکردن.
[۶۷] مجلسی، پیشین، ج ۸، ص ۳۶۵.



۱. محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص ۲۲۹.
۲. محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص۲۳۰.
۳. محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص ۲۲۹.
۴. محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص۲۳۰.
۵. طبرسی حسن بن فضل؛ مکارم الأخلاق، انتشارات شریف رضی،چاپ چهارم، قم، ۱۴۱۲ هجری،‌ص ۸.    
۶. نراقی، ملامحمدمهدی؛ علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ترجمه‌ی سیدجلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت،چاپ چهارم، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۲۱۱.‌
۷. ملکی، تبریزی میرزا جواد آقا؛ المراقبات، ترجمه‌ی محدث بندرریگی، ابراهیم، انتشارات اخلاق، ۱۳۷۶، ص ۲۹۴.
۸. حلی، ابن فهد؛ عدة الداعی، چاپ دار الکتب الإسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ هجری‌، ص ۱۶۷.    
۹. ابن طاووس، علی بن موسی؛ فلاح السائل و نجاح المسائل، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق، ص ۳۴.
۱۰. مزمل/سوره۷۳، آیه۸.    
۱۱. محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص ۲۲۹.
۱۲. محمدی گیلانی، محمد؛ شرح مناجات شعبانیه، نشر سایه، چاپ اول، تهران، ۱۳۷۳، ص۲۳۰.
۱۳. فیض کاشانی، ملامحسن؛ الوافی، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی علیه السلام، اصفهان، چاپ اول، ۱۴۰۶ ق، ج ۶، ص ۳۶۹.
۱۴. حلی، ابن فهد؛ عدة الداعی، ص ۱۹۸.
۱۵. یعنی: «انسان عارف، هست ولی نیست»!!در اشعار سعدی از چنین کسی با عنوان «غایب و حاضر» نام برده شده است:از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است ‌ پیغام آشنا سخن روح پرور است ‌هرگز وجود حاضر و غائب شنیده‌ای ‌ من در میان جمع و دلم‌ جای‌ دیگر است ‌
۱۶. سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۷، ص ۱۰۰.
۱۷. خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ نهم، ۱۳۷۸، ص ۳۷.خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ نهم، ۱۳۷۸، ص۳۸.
۱۸. ابن مشهدی، محمد بن جعفر؛ المزار الکبیر، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ اول، ۱۴۱۹ ق، ص ۵۱۲.
۱۹. آمدی عبدالواحد بن محمد تمیمی؛ غررالحکم و دررالکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۶۶ ش، ص ۱۴۲.
۲۰. ابن طاووس، علی بن موسی؛ إقبال الأعمال، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ق، ج۲، ص ۶۸۷.
۲۱. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۸.    
۲۲. شعراء/سوره۲۶، آیه۸۹.    
۲۳. کلینی ابو جعفر محمد بن یعقوب؛ الکافی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ‌چهارم، ۱۴۰۷ ه‌ق، ج ۲، ص ۱۶.    
۲۴. طهرانی سیدمحمّدحسین حسینی؛ رسالةلُبّاللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، دارالمحجةالبیضاء، بیروت، ۱۴۳۱ه‌ق، چاپ چهارم، ص ۳۸.
۲۵. طهرانی سیدمحمّدحسین حسینی؛ رسالةلُبّاللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، دارالمحجةالبیضاء، پیشین، ص ۴۴.
۲۶. خمینی امام سید روح‌الله؛ آداب الصلاة، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم، ۱۳۷۸، ص ۲۲۲.
۲۷. سید علی خان، ریاض السالکین؛ چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۴، ص ۱۲۹.
۲۸. ذاریات/سوره۵۱، آیه۵۰.    
۲۹. طباطبایی سید محمد حسین؛ تفسیرالمیزان، ترجمه موسوی همدانی سیدمحمدباقر، دفترانتشارات اسلامی جامعه‌ی مدرسین حوزه علمیه قم، قم،چاپ پنجم، ۱۳۷۴ش، ج‌۱۸، ص۵۷۴.
۳۰. مزمل/سوره۷۳، آیه۸.    
۳۱. هاشمی خویی، میرزا حبیب الله/ حسن زاده آملیٍ، حسن و کمره‌ای، محمد باقر؛ منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة و تکملة منهاج البراعة (خوئی)، ۲۱جلد، مکتبة الإسلامیة - تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ ق، ج ۷، ص ۱۹۳.
۳۲. امام سجاد علیه السلام، الصحیفة السجادیة، دفتر نشر الهادی، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ص ۱۳۴.
۳۳. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی؛ تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام، مکتبه فقیه، قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج ۲، ص ۱۹۳.
۳۴. خمینی امام سید روح‌الله؛ چهل حدیث، مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ بیستم، ۱۳۷۸، ص ۴۳۲.
۳۵. ابن طاووس، علی بن موسی؛ إقبال الأعمال، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ق، ج۲، ص ۶۸۷.
۳۶. اشاره به این فراز از دعا که: حتّی تخرق أبصار القلوب حجب النّور، فتصل إلی معدن العظمة.
۳۷. خمینی امام سید روح‌الله، جهاد اکبر، پیشین، ص ۴۶.
۳۸. خمینی امام سید روح‌الله، آداب الصلاة، پیشین، ص ۲۲۲.
۳۹. رحمن/سوره۵۵، آیه۲۹.    
۴۰. حسن زاده آملی حسن؛ عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۵، ص ۱۱۷.
۴۱. إسراء/سوره۱۷، آیه۶۷.    
۴۲. سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۵، ص ۲۴۵.
۴۳. فیض کاشانی، ملامحسن؛ نوادر الأخبار، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۱ ش، ص ۶۵.
۴۴. توجه به غیر خدا انسان را به حجابهای «ظلمانی» و «نورانی» محجوب می‌نماید. کلیه امور دنیوی اگر موجب توجه انسان به دنیا و غفلت از خداوند متعال شود، باعث حجب ظلمانی می‌شود. و اگر دنیا وسیله توجه به حق و رسیدن به دار آخرت، باشد، حجابهای ظلمانی به حجب نورانی مبدل می‌گردد. (خمینی امام سید روح‌الله، جهاد اکبر، پیشین، ص ۴۶) همانطور که هر چه جز ذات الهی از عوالم غیبی باشد نیز حجاب نورانی نام دارد. (خمینی امام سید روح‌الله، آداب الصلاة، پیشین، ص ۲۷۸)
۴۵. ابن طاووس، اقبال الاعمال، پیشین، ج ۲، ص ۶۴۴.
۴۶. خمینی امام سید روح‌الله؛ آداب الصلاة، پیشین، ص ۷.
۴۷. خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، پیشین، ص ۳۷.خمینی امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، پیشین، ص ۳۸.
۴۸. سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۴، ص ۲۵۸.
۴۹. دیلمی، حسن بن محمد؛ أعلام الدین فی صفات المؤمنین، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق، ص ۱۲۸.
۵۰. سعادت‌پرور، علی؛ پاسداران حریم عشق (کلمات عرفا)، شرکت انتشارات احیاء کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۸، ج ۸، ص ۳۴.
۵۱. امام سجاد علیه السلام، الصحیفة السجادیة، دفتر نشر الهادی، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ص ۱۳۴.
۵۲. خمینی،امام سید روح‌الله؛ جهاد اکبر، پیشین، ص ۳۷.
۵۳. در پاورقی ۳۹ مفهوم حجاب نورانی شرح شد.
۵۴. فیض کاشانی، ملامحسن؛ المحجةالبیضاء، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ چهارم، ۱۴۱۷ هجری، ج ۲، ص ۱۴۸.
۵۵. حسن زاده آملی حسن؛ ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، انتشارات وزارت ارشاد، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ش، ص ۴۰۵.
۵۶. خمینی امام سید روح‌الله؛ آداب الصلاة، پیشین، ص ۲۲۲.
۵۷. سید علی خان؛ ریاض السالکین، چاپ دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ - ۱۴۱۱ ق‌، ج ۳، ص ۱۲۷.
۵۸. صدوق محمّد بن علی بن بابویه؛ من لا یحضره الفقیه، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ‌دوم، ۱۴۱۳ ه ق، ج ۲، ص ۶۱۳.    
۵۹. ابن قولویه، جعفر بن محمد؛ کامل الزیارات، دار المرتضویة، نجف اشرف، چاپ اول، ۱۳۵۶ش، ص ۳۰۹.
۶۰. کلینی، پیشین، ج‌۱، ص ۳۸۰    .
۶۱. مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی؛ روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ ق، ج ۱۴، ص ۲۳۸.
۶۲. اللهمّ نوّر ظاهری‌ بطاعتک، وباطنی بمحبّتک، وقلبی بمعرفتک، وروحی بمشاهدتک، وسرّی باستقلال اتّصال حضرتک‌. (فیض کاشانی، ملامحسن، الکلمات المکنونة (چاپ کنگره فیض)، انتشارات مدرسه عالی شهید مطهری، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۷ش، ص ۹۴.)
۶۳. طهرانی، پیشین، ص ۹۷.
۶۴. سعادت‌پرور علی؛ سرالاسراء فی شرح حدیث المعراج، انتشارات تشیع، قم، ۱۳۷۴، چاپ اول، ج۱، ص ۶۷.سعادت‌پرور علی؛ سرالاسراء فی شرح حدیث المعراج، انتشارات تشیع، قم، ۱۳۷۴، چاپ اول، ج۱، ص ۶۸.
۶۵. کلینی، پیشین، ج‌۲، ص ۱۴۹.    
۶۶. کلینی، پیشین، ج‌۵، ص ۵۰۹.    
۶۷. مجلسی، پیشین، ج ۸، ص ۳۶۵.



سایت پژوهه.    


رده‌های این صفحه : سیر و سلوک | عرفان اسلامی




جعبه ابزار