گریه کنار بقیعذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عزاداری، گریه، بقیع، شیعه، اشک.
پرسش: چرا زائران ـ به‌ویژه ایرانیان ـ در کنار بقیع گریه می‌کنند؟
پاسخ: گریه ظاهری دارد و باطنی و باطن آن، همان تأثرات روحی و عاطفی است که با حصول آن در انسان فعالیت‌هایی در مغز پدید می‌آید و بعد از آن قطرات اشک از دیده سرازیر می‌شود.
این تأثرات روحی ممکن است عوامل متعددی داشته باشد. گاهی فقدان چیزهایی که به ما مربوط است، عامل تأثرات روحی است و گاهی حس کمال‌طلبی یا اعتقادی که داریم و یا حس ترحم بر مظلوم، موجب تأثرات قلبی می‌شوند و گاهی هم ممکن است تأثرات روحی و به تبع آن، گریه در اثر فراق یا وصال پدید آید و زمانی هم از سر ناتوانی و احساس عجز و زبونی و یا از روی تزویر و ریا باشد.
پاسخ بدین سؤال بدون شناختِ ماهیت گریه و کاربردها و کارکردهای آن و نوع نگاهی که شیعه به مراسم عزاداری و گریه دارد، میسر نیست و ما به تفصیل تا جایی که مراعات حال مخاطبان گردد، در این بحث غور می‌کنیم.

فهرست مندرجات
۱ - ماهیت گریه
       ۱.۱ - ظاهر گریه
       ۱.۲ - باطن گریه
              ۱.۲.۱ - ۱. گریه‌ ناشی از علاقه‌ انسان
              ۱.۲.۲ - ۲. گریه به سبب اعتقادات
              ۱.۲.۳ - ۳. گریه‌ ناشی از فضیلت‌طلبی
              ۱.۲.۴ - ۴. گریه بر مظلوم
              ۱.۲.۵ - ۵. گریه از روی عجز و زبونی
              ۱.۲.۶ - ۶. گریه‌ شوق
              ۱.۲.۷ - ۷. گریه‌ فراق
              ۱.۲.۸ - ۸. گریه‌ رحمت و رأفت
              ۱.۲.۹ - ۹. گریه‌ تزویر و دروغ
۲ - کاربرد و کارکردهای گریه
       ۲.۱ - اهداف گریه
۳ - گریه‌ شیعه، کنار بقیع
       ۳.۱ - نشانه کمال‌خواهی شیعه
       ۳.۲ - گریه بر مظلوم
       ۳.۳ - گریه توانمند بودن
       ۳.۴ - گریه فراق
       ۳.۵ - گریه شوق
       ۳.۶ - گریه رحمت
۴ - کارکردها و آثار گریه
       ۴.۱ - اثرات بُعد درونی گریه
              ۴.۱.۱ - ۱. آرامش روحی
              ۴.۱.۲ - ۲. تقویت کنجکاوی و درک فرد
              ۴.۱.۳ - ۳. زیاد شدن آمادگی رفتاری
              ۴.۱.۴ - ۴. همانندسازی موضوعات مورد علاقه
              ۴.۱.۵ - ۵. افزایش علاقه و محبت
              ۴.۱.۶ - ۶. تقویت تمام ابعاد وجودی‌ انسان
       ۴.۲ - اثرات بُعد بیرونی گریه
              ۴.۲.۱ - ۱. گریه و اعلان جنگ با ظلم و ستم
              ۴.۲.۲ - ۲. گریه و احیای مکتب اسلام
۵ - نتیجه بحث
۶ - منابعی برای مطالعه‌ بیشتر
۷ - پانویس
۸ - منبع

ماهیت گریه[ویرایش]

گریه از دو بخش تشکیل شده است: ظاهر و باطن.

← ظاهر گریه
ظاهر آن، امر فیزیولوژیک است و باطن آن، تأثرات درونی و عاطفی که از طریق محرک‌های بیرونی یا درونی مثل تفکر، حاصل (مادی و طبیعی) می‌شود. با تأثرات عاطفی، بخشی از مغز فعال می‌شود و غدد اشکی چشم را فرمان می‌دهد که فعالیت کند و اینجاست که قطرات اشک از چشم سرازیر می‌گردد.

← باطن گریه
و اما باطن گریه (تأثرات عاطفی) عوامل مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ از‌این‌رو گریه نیز اقسام گوناگونی خواهد داشت:

←← ۱. گریه‌ ناشی از علاقه‌ انسان
گریه‌ای که از علاقه‌ طبیعی انسان به خود و متعلقات خود ناشی می‌شود. این نوع گریه هنگام داغ‌دیدگی [۱] و بی‌اختیار حاصل می‌شود و به گذشته نظر دارد. شخص در اثر فقدان چیزی که بدان علاقه‌مند بوده، متأثر می‌گردد و به اصطلاح عوام، عقده‌هایش گشوده می‌شود و اشک می‌ریزد.

←← ۲. گریه به سبب اعتقادات
گریه‌ای که ریشه در اعتقادات دارد؛ مثل آنچه که در مناجات حاصل می‌شود. انسان خود را در محضر خدا می‌یابد و خود را گناهکار و رفتار و کردار خود را ضبط شده، می‌بیند؛ ازاین‌روی متأثر می‌گردد [۲] و... این نوع گریه ناظر به حال و آینده است و البته بی‌ارتباط با گذشته هم نیست و از این قبیل است گریه‌ پشیمانی و توبه.

←← ۳. گریه‌ ناشی از فضیلت‌طلبی
گریه‌ای که از فضیلت‌طلبی و کمال‌خواهی ناشی می‌شود؛ مثل گریه‌ای که در فقدان معلم و مربی اخلاق و امام ـ علیه‌السلام ـ و پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ رخ می‌دهد و این بدان جهت است که ما در عمق وجودمان کمال را تحسین می‌کنیم و از بودن آن کمالات به وجد می‌آییم و از فقدان آن ناراحت. [۳] [۴]
ام ایمن پس از وفات پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ گریه می‌کرد؛ خلیفه‌ دوم از او پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ مگر نه این است که رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ در پیشگاه خداست؟ او پاسخ داد: گریه‌ من به‌خاطر آن است که دست ما از وحی کوتاه شده است. [۵]

←← ۴. گریه بر مظلوم
انسانی که قلبش از سنگ نمی‌باشد، با دیدن منظره‌ کودک یتیمی که در آغوش مادرش در یک شب سرد زمستانی، از فراق پدر، جان می‌دهد به لرزه می‌آید و آن قلبی که سرشار از عواطف انسانی است، با شنیدن حادثه‌ جان سپردن طفلی شیرخوار در آغوش پدر و سیراب شدن از خون گلو، به طپش می‌آید و شراره‌های آتشین خود را به‌صورت قطره‌های اشک به خارج پرتاب می‌کند، به‌خاطر آن است که از ظلمی که بر مظلوم وارد می‌شود، متأثر می‌گردد.

←← ۵. گریه از روی عجز و زبونی
گاهی انسان به‌خاطر فقدان چیزی یا تلخ کام شدن از تجربه یک شکست، احساس عجز و زبونی نموده و در نهایت متأثر می‌گردد و ذلیلانه گریه می‌کند. این گریه، گریه‌ افراد ضعیفی است که از رسیدن به هدف خودشان وامانده‌اند یا در دست‌یابی به هدفشان ناتوان می‌باشند. ظاهراً صائب تبریزی در بیت:
گریه‌ شمع از برای ماتم پروانه نیست ••• صبح نزدیک است و در فکر شب تار خود است.
به این نوع از گریه اشاره دارد.

←← ۶. گریه‌ شوق
مثل گریه‌ مادری که از دیدن فرزندِ گم شده‌ دلبندش، پس از سال‌ها دوری و چشم‌انتظاری، بر گونه‌های او جاری می‌گردد یا گریه‌ شادی عاشق پاک‌بازی که پس از یک عمر محرومیت، معشوق خود را می‌یابد. [۶]

←← ۷. گریه‌ فراق
مثل گریه‌ عاشقی که از هجران و یا فقدان محبوب خود به فغان آمده است یا از سپری شدن روزگار وصل نالان است.
زگریه مردم چشمم نشسته در خون است ••• ببین که در طلبت حال مردمان چون است
از آن دمی که زچشمم، برفت یار عزیز ••• کنار دامن من، همچو رود جیحون است "حافظ"

←← ۸. گریه‌ رحمت و رأفت
بنابر گفته‌ دانشمندان، یکی از ابعاد وجودی انسان، بُعد عاطفی است و انسانی که از عاطفه و مهرورزی تهی است، بویی از انسانیت نبرده است؛ از‌این‌رو کسی که در طول عمر خود حتی برای یک بار هم بوسه‌ای از روی مهر پدری بر گونه‌های فرزندش نزده بود، این‌گونه مورد عتاب پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ قرار گرفت که: "من لایَرحم لایُرحم"؛ [۷] [۸] و آن زمان که در مرگ فرزندش "ابراهیم" گریه کرد، در جواب عده‌ای که از علت گریه‌ آن حضرت پرسیده بودند، فرمود:" لیس هذا بکاء (غضب) انما هذه رحمة و من لایرحم لایُرحم". [۹]

←← ۹. گریه‌ تزویر و دروغ
گریه‌ تزویر و دروغ که از آن به "اشک تمساح" هم یاد می‌شود. [۱۰]

کاربرد و کارکردهای گریه[ویرایش]


← اهداف گریه
تمام انواع گریه می‌تواند جهت‌گیری سیاسی یا فرهنگی و دینی داشته باشد؛ مثلاً درباره‌ گریه‌ امامان معصوم ـ علیهم‌السلام ـ گفته شده است: ایشان از گریه در زمانی که امکانات تبلیغات از آنان گرفته شده بود، به‌عنوان جنگ سرد علیه طبقه حاکم استفاده می‌کردند. گریه‌ آنها به منظور طرح این سؤال بود که چرا این بزرگواران این همه ناراحت‌اند! مگر امر اندوه‌زایی پیش آمده است؟
و ازهمین‌روست که آنها برای بیان واقعیت دستورات اسلامی و آگاهی دادن به انسان‌ها و بیداری آنان و افشا نمودن باطن ظالمان و غاصبان، اشک می‌ریختند و این است سر گریه‌هایی که از یگانه دختر پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ در تاریخ گزارش شده است. او روزها دست حسنینش را می‌گرفت و در کنار دروازه‌ مدینه در سایه‌ درختی، به گریه می‌پرداخت. آنهایی که از آنجا می‌گذشتند، در ذهنشان این سؤال مطرح می‌شد که چرا فاطمه گریه می‌کند؟ مگر چه شده؟ مگر پدرش در حقش نفرموده که خشم فاطمه، خشم من است؟ [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴]
پس از خشم کیست که گریه می‌کند؟ و در چنین فضایی بود که حضرت با سخنان آتشین خود مردم را از حقایق آگاه می‌کرد. ازاین‌روی بود که شبانه آمدند و آن درخت را بریدند؛ ولی بلافاصله علی ـ علیه‌السلام ـ سایه‌بانی برای آن بانوی اسلام آماده می‌کند و این کار ایشان که حاضر می‌شود همسرش در مسیر مسافران بنشیند و گریه کند و او را در این راه کمک می‌کند، ما را به راز بزرگ سیاسی که گفته شد، هدایت می‌کند و بدین سبب است که ما معتقدیم: اشک‌های فاطمه پشتوانه‌ شمشیر علی ـ علیه‌السلام ـ بود.
بقیع یادآور حزن‌های فاطمه است، یادآور مصیبت‌هایی است که آن بانوی بزرگوار اسلام و امامان شیعه ـ علیهم‌السلام ـ در راه حفظ اسلام متحمل شدند.

گریه‌ شیعه، کنار بقیع[ویرایش]

باید دانست که حزن و اندوه و گریه‌ شیعه، کنار بقیع همانند حزن یک کودک نیست که به‌خاطر از دست دادن اسباب‌بازی خود گریان می‌شود و حتی با حزن یک فرد بالغ که به‌خاطر از دست دادن مال یا... پدید می‌آید، تفاوت دارد.

← نشانه کمال‌خواهی شیعه
این حزن، حزنی است که از رشد و تکامل اجتماعی شیعه، حکایت دارد. این اندوه، اندوه ظلمی است که بر حق روا داشته‌اند و گریه‌ای است که نشانگر کمال‌خواهی شیعه است. در حقیقت گریه‌ ما از سویی برای ائمه است و از سویی برای خود. مگر آن عزیزان گناهشان چه بود که می‌بایست آن همه ظلم و ستم را تحمل کنند؟ مگر مودت آنها مزد رسالت نبود؟ چرا عده‌ای نگذاشتند که ما عطش خود را از سرچشمه‌ حکمت آن عزیزان سیراب سازیم؟

← گریه بر مظلوم
به‌هرحال گریه شیعه، گریه بر مظلوم است و از فضیلت‌طلبی ناشی می‌شود و ریشه در اعتقاد دارد. البته این چنین حزنی، درگیری اجتماعی و تبرا و تولا را هم به دنبال دارد که در ادامه بدان اشاره می‌گردد؛ یعنی این‌گونه نیست که چنین حالتی موجب خمودی و سستی شود؛ بلکه اسباب تحرک اجتماعی را فراهم می‌سازد.

← گریه توانمند بودن
گریه شیعه از نوع گریه عجز نیست؛ چراکه معتقدیم:
اظهار عجز پیش ستمگر روا مدار ••• اشک کباب باعث طغیان آتش است

← گریه فراق
آری، این گریه می‌تواند گریه‌ فراق [۱۵] باشد؛ همان‌گونه که در خطاب به سالار شهیدان این‌گونه می‌گوییم: "یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزاً عظیماً" [۱۶] [۱۷]

← گریه شوق
یا ممکن است گریه‌ شوق باشد؛ مثلاً انسانی از مشاهده‌ رشادت‌ها، شجاعت‌ها، آزادمردی‌ها و سخنرانی‌های آتشین مردان و زنان به‌ظاهر اسیر، تحت تأثیر قرار گیرد و گریان شود.

← گریه رحمت
و یا احتمال دارد گریه صرفاً عاطفی و از روی رحمت باشد؛ آیا ممکن است انسانی، آن همه جنایت را که در واقعه‌ کربلا انجام گرفت بشنود و قطره‌ اشکی بر گونه‌هایش جاری نگردد؟

کارکردها و آثار گریه[ویرایش]

آثار گریه در دو بُعد درونی و بیرونی قابل بررسی است. در بعد درونی می‌توان کارکردهای گریه را در موارد ذیل دنبال کرد:

← اثرات بُعد درونی گریه

←← ۱. آرامش روحی
همان‌طور که بیان شد، گریه نوعی هیجان درونی است و اگر از باب تزویر یا از روی عجز و یا آنچه در قسم اول گفته شد [۱۸] نباشد، آرامش روحی را به دنبال دارد که در واقع، جلای قلب را موجب می‌شود.
این تخلیه‌ هیجانی به چرخه‌ متعالی فرد مربوط می‌شود، انسان می‌خواهد در اوج کمال باشد؛ اما این‌گونه نیست، این را درک می‌کند و هیجانی می‌شود. می‌خواهد ظلم و ستمی در بین نباشد؛ اما هست، آن را می‌بیند و متأثر می‌شود. برکات و نعمات الاهی در حق خود و دیگران را مشاهده می‌کند و با یادآوری آنها... و گریه‌ای که این‌گونه باشد، بدیهی است که امیدبخش و حرکت‌آفرین است و با افسردگی [۱۹] رابطه‌ معکوس دارد و نشاط‌آفرین می‌باشد و نه‌تنها عامل نابهنجار در زندگی افراد نیست، بلکه در مواردی نقش درمانی ایفا می‌کند. [۲۰]
و آنانی که در مجالس عزایی شرکت می‌کنند که چنین صبغه‌ای دارد، خود معترف‌اند که احساس خاصی به آنها دست می‌دهد و این نیست مگر اینکه غم و اندوه حاکم بر این مجالس از سنخ غم آخرت و غم مظلومیت مظلومان است و....

←← ۲. تقویت کنجکاوی و درک فرد
هیجان‌ها و تأثرات روحی، در بعد شناختی هم اثر گذاشته و کنجکاوی و درک فرد را در موضوع مورد نظر تقویت می‌کند.

←← ۳. زیاد شدن آمادگی رفتاری
با تقویت عواطف و شناخت، آمادگی رفتاری فرد به تناسب آن شناخت‌ها و عواطف بیشتر می‌شود.

←← ۴. همانندسازی موضوعات مورد علاقه
از دیگر اثرات گریه این است که باعث همانندسازی با آن افراد و موضوعات مورد علاقه می‌شود.

←← ۵. افزایش علاقه و محبت
علاقه و محبت فرد را نسبت به موضوع مورد نظر افزایش می‌دهد. البته بسیار روشن است که تأثرات روحی، بیانگر وجود پیوند عاطفی با فرد مظلوم می‌باشد، چه اینکه انسان از مصیبت بیگانه و غمی که بر او وارد آمده است، متأثر نمی‌گردد.

←← ۶. تقویت تمام ابعاد وجودی‌ انسان
انسان کامل، آن انسانی است که هم‌زمان، تمام ابعاد وجودی‌اش، رشد کرده باشد و از عاطفه و نیروی تفکر و شناخت قوی بهره‌مند باشد.
گریه نیز عاملی است برای رشد عاطفه و هم حاکی از روح لطیف و قوت عاطفه. هم افزایش‌دهنده است و هم نمایش‌دهنده.
از اینجاست که می‌توان فهمید چرا آن‌گاه که حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ با خبر شد در حکومتش به یک زن یهودی ظلم شده و خلخال از پایش ربوده‌اند، فرمود: "اگر کسی از این غم بمیرد، سرزنشی بر او نیست". [۲۱]

← اثرات بُعد بیرونی گریه
گریه از بعد اجتماعی و سیاسی، تولا و تبرا را در پی دارد و عاملی است برای تحرکات اجتماعی و سیاسی؛ از‌این‌روی حکومت‌های ستمگر از اقامه‌ عزا برای سالار شهیدان کربلا ممانعت به عمل می‌آوردند و ما به‌اختصار به پاره‌ای از اثرات اجتماعی و سیاسی گریه اشاره می‌کنیم:

←← ۱. گریه و اعلان جنگ با ظلم و ستم
گاهی قطره‌های اشک پیام‌آور هدف‌هاست، آنها که می‌خواهند بگویند با مرام امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و اصحابش همراه و با هدف آن عزیزان هماهنگ هستیم، این کار را گاهی با شعارهای آتشین و سرودن اشعار و حماسه‌ها ابراز می‌دارند و گاهی با وسایل دیگر، [۲۲] اما ممکن است همه از روی ریا و تزویر باشد، ولی آن کس که احیاناً با شنیدن این حادثه‌ جانسوز، قطره‌ اشکی از درون دل می‌ریزد صادقانه‌ترین این حقیقت (اعلام وفاداری به اهداف مقدس امام ـ علیه‌السلام ـ و یارانش) را بیان می‌کند و این همان پیوند دل و جان با آنها و اعلان جنگ با ظلم و ستم می‌باشد. البته روشن است که چنین گریه‌ای بدون آشنایی با اهداف پاک آن عزیزان میسر نیست.

←← ۲. گریه و احیای مکتب اسلام
گریه‌ای که شیعه بر مظلومیت معصومان ـ علیهم‌السلام ـ و از جمله فاطمه‌ زهرا ـ علیهاالسلام ـ و ائمه‌ مدفون در بقیع و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ می‌کند، باعث شده است تا اسلام ناب محمدی حفظ گردد.
امام خمینی (ره) می‌فرماید: "سیدالشهداء را این گریه‌ها حفظ کرده است و... هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد ... حفظ نمی‌شود" و [۲۳] "زنده نگه داشتن عاشورا یک مسئله بسیار مهم سیاسی عبادی است". [۲۴]
شهید مطهری در این باره می‌گوید: جوانی از من پرسید: اگر بناست مکتب امام حسین ـ علیه‌السلام ـ احیا شود، آیا ذکر مصیبت آن امام هم ضرورتی دارد؟ گفتم بله، دستوری است که امامان به ما داده‌اند و این دستور، فلسفه‌ای دارد و آن اینکه هر مکتبی اگر چاشنی‌ای از عاطفه نداشته باشد و صرف مکتب فلسفه و فکر باشد، آن‌قدر در روح ما نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد؛ ولی اگر چاشنی عاطفه داشته باشد، این عاطفه به آن حرارت می‌دهد... بدون شک مکتب امام حسین ـ علیه‌السلام ـ منطق و فلسفه دارد، درس است، باید آموخت؛ اما اگر دائماً این مکتب را صرفاً به‌صورت فکری بازگو کنیم، حرارت و جوشش گرفته می‌شود و اساساً کهنه می‌گردد. [۲۵]
گریه بر ظلم‌هایی که بر ائمه رفته، موجب می‌شود تا همیشه این داغ تازه بماند و دیگر کسی نتواند همچون غدیر خم واقعه‌ عاشورا و... را انکار کند و احیای عاشورا، یعنی احیای مکتب اسلام؛ زیرا آن امام ـ علیه‌السلام ـ برای حفظ اسلام قیام کرده بود.

نتیجه بحث[ویرایش]

گریه‌ شیعیان در کنار بقیع و در عزای امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و ... اولاً یک امر طبیعی و انسانی است و ثانیاً به منظور دست‌یابی به اهدافی است که بیان شد و چنین گریه‌ای مورد تأیید قرآن و روایات می‌باشد و بر آن سیره‌ پیامبر و اصحاب [۲۶] هم گواهی می‌دهند.

منابعی برای مطالعه‌ بیشتر[ویرایش]

۱. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۹ و ۲۹۳ و ج ۲۱، ص ۲۴.
۲. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۹۰.
۳. طبقات ابن سعد، ج ۸، ص ۲۸۲.
۴. الف، کاویانی، گریه حربه‌ای در دست شیعه.
۵. شهید مطهری، امامت و رهبری، ص ۵۳.
۶. مکارم شیرازی، فلسفه شهادت، ص ۱۰ ـ ۱۳.
۷. شهید مطهری، قیام و انقلاب مهدی، ص ۱۰۸.
۸. حسین رجبی، پاسخ به شبهات عزاداری.
۹. رجال کشی، ص ۱۸۷.
۱۰. ترجمه‌ نفس المهموم، ص ۱۵ ـ ۱۷، ۲۳ و ۳۴.
۱۱. سمهودی، وفاء الوفاء، ص ۴۶۸.

پانویس[ویرایش]
 
۱. ره توشه راهیان نور، مرکز آموزش‌های تخصصی باقر العلوم، ش ۴۶، ص ۲۳۵ ـ ۲۵۴؛ داغ‌دیدگی حالتی است روانی و درونی که شخصی و غیر اختیاری می‌باشد و البته گاهی ناگهانی است؛ مثل آنچه که در اثر شنیدن مرگ و از دست دادن یکی از بستگان در تصادف، برای انسان حاصل می‌شود و زمانی هم با آمادگی قبلی می‌باشد.
۲. بحارالانوار، ج ۹، ص ۳۲۹ ؟؟؟، باب فضل البکاء، و یقیناً چنین اشکی ریشه در نوع اعتقادی دارد که ما به خدا و جهان آخرت داریم. امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می‌فرماید: « محبوب‌ترین اشک آن اشکی است که مخلصانه در تاریکی شب برای ترس از خدا ریخته شود».
۳. توبه (۹)، آیه ۹۲.    
۴. در آیه‌ ۹۲ سوره‌ توبه در وصف عده‌ای می‌فرماید: « آنان در‌حالی‌که از شدت اندوه اشک از چشمانشان فرو می‌ریخت، برمی‌گشتند که چرا چیزی نمی‌یابند تا با آن در راه خدا جهاد کنند».
۵. دلایل النبوة، بیهقی، ج ۷، ص ۲۶۶.    
۶. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۲۴؛ آن‌گاه که جعفر بن ابی‌طالب از حبشه به مدینه آمد، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به استقبال او رفت و "بکی فرحاً برویته".    
۷. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۸۲ و ۲۸۳.    
۸. میزان الحکمة، ج ۱۰، ص ۷۰۰ ؟؟؟.
۹. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۲۳، ص ۱۵۱ ؟؟؟.
۱۰. تذکر: گرچه بعضی از اقسام گریه از جهتی عام‌اند و ممکن است انواع دیگر را شامل شوند یا چند عامل در پدید آمدن گریه نقش داشته باشند، اما برای توضیح بیشتر و توجه دادن به عامل مهم و محوری، بحث را این‌گونه طرح کرده‌ایم.
۱۱. صحیح مسلم، ج ۵، ص ۵۴.
۱۲. کنز العمال، ج ۱۲، ص ۱۱۱؛ « ان الله لیغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها».
۱۳. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۳؛ " فاطمة بضعة منی من سرّها فقد سرّنی و من ساءها فقد سائنی، فاطمة اعز الناس علیّ".    
۱۴. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۹؛ « فاطمة قلبی و روحی التی بین جنبی فمن آذاها فقد آذانی».    
۱۵. حلیة الاولیاء، به نقل از ترجمه‌ کتاب اعیان الشیعه، سیدمحسن امین، ص ۷۲؛ حضرت یعقوب از فراق فرزند خویش آن‌قدر گریه کرد که چشمانش نابینا شد، امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ در پاسخ به کسانی که از زیادی گریه‌ آن حضرت پرسیده بودند، فرمود: « یعقوب در فراق یکی از پسران خود آن قدر گریست که از اندوه چشمانش نابینا شد، با این که می‌دانست یوسف زنده است و من چگونه محزون نباشم...».
۱۶. مفاتیح الجنان، ص ۷۷۹.
۱۷. مفاتیح الجنان، ص ۷۸۷؛ در زیارت وارث خطاب به شهدا می‌خوانیم: « و فزتم فوزاً عظیماً فیالیتنی کنت معکم فافوز معکم»؛ به خدا قسم شما را به رستگاری بزرگی رسیدید، کاش من هم در رکاب شما بودم و بدان رستگاری بزرگ نایل می‌شدم
۱۸. از نظر روان‌شناسان، در قسم اول هم گریه در آرامش روحی و سبک شدن درد ناشی از داغ‌دیدگی، مؤثر است.
۱۹. گاهی گفته می‌شود که مراسم عزاداری در ایران، افسردگی را به دنبال دارد و ظاهراً مراد آنها از اختلالات افسردگی نوع عمده‌ آن که بسیار شدید می‌باشد و همچنین موردی مثل اختلال ملال پیش از قاعدگی یا اختلال افسردگی پس از روان‌پریشیِ ناشی از اسکیزوفرنی نیست؛ بلکه مقصود آنها اختلالات افسرده‌خویی است که از علائم زیر برخوردار است:
أ. دو یا چند مورد از نشانه‌های کم‌اشتهایی یا پر‌اشتهایی، بی‌خوابی یا خواب‌زدگی، کمبود انرژی یا احساس خستگی، عزت نفس پایین، تمرکز ضعیف، اشکال در تصمیم‌گیری و احساس درماندگی در فرد، وجود داشته باشد؛ ب. این نشانه‌ها در بخش عمده‌ روز و در بیشتر روزها، حداقل به مدت دو سال گزارش شوند؛ ج. این نشانه‌ها موجب اختلال در کارکرد اجتماعی، شغلی و... بشوند. و...
افزون بر این روانشناسان درباره‌ عوامل افسرده خویی گفته‌اند سه عامل زیستی (وضعیت مغز و کارکرد قسمت‌های مختلف آن)، ارثی (آنچه که به خانواده و ژن مربوط است) و هیجان‌های محیطی همانند رویدادهای استرس‌زای شدید، فقدان‌ها و بحران‌ها، می‌توانند بر ذهن مؤثر باشند و البته تجربه‌های استرس‌زای محیطی فقط در کسانی که آمادگی زیستی و وراثتی دارند، باعث افسردگی می‌شود و عوامل استرس‌زا عبارتند از: از دست دادن شغل، قطع یک رابطه، مرگ یکی از بستگان، طلاق، ازدواج ناموفق و مشکلات اقتصادی و بالاخره داغ‌دیدگی سهمی در استرس‌زایی دارند. (در این باب به کتاب انجمن روان‌شناسی آمریکا، ترجمه نیکخو، محمدرضا، چهارمین بازنگری از راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSMIV) ص ۵۶۴ ـ ۶۰۲، ۸۸ ـ ۹۶، مراجعه شود).
و اما مراسم عزاداری نه‌تنها استرس‌زا نیستند، بلکه نقش استرس‌زدایی را بر عهده دارند و هیچ‌یک از نشانه‌های افسرده‌ خویی را ایجاد نمی‌کند؛ البته این تحلیل بر مبنای نگاه و تحلیل مادی به مراسم عزاداری می‌باشد و اما از نگاه اسلام و تحلیل معنوی حتی موارد یاد شده در پیشین هم نباید روح فرد را به تلاطم وادارد و موجب استرس شود؛ چراکه او به خدا معتقد است و او را رازق می‌داند و به او توکل می‌کند و به قضا و قدر او راضی است.
۲۰. مولوی:
گریه بر هر درد بی درمان دواست ••• چشم گریان چشمه فیض خداست
گریه مروارید بحر رحمت است ••• دیده‌ گریان کلید جنت است
تا نگرید ابر کی خندد چمن ••• تا نگرید طفل کی نوشد لبن
تا نگرید کودک حلوا فروش ••• دیگ بخشایش نمی‌آید به جوش
۲۱. نهج البلاغه، خ ۲۷، ص ۹۵.
۲۲. ملا قاسم مشهدی:
موج اشکم بی‌سخن اظهار مطلب می‌کند ••• جنبش ریگ روان، بانک درا باشد مرا
۲۳. امام خمینی (ره)، صحیفه نور، ج ۸، ص ۶۹ ۷۲.    
۲۴. امام خمینی (ره)، صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۱۵۴.    
۲۵. شهید مطهری، سیری در سیره‌ نبوی، ص ۵۸.    
۲۶. این مسئله بحث مفصلی را می‌طلبد که در فرصت مناسب بدان پرداخته خواهد شد.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : تاریخ معصومان | عزاداری | اماکن | مدینه




جعبه‌ابزار