نقش شاگردان حسنینذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: شاگردان، یاران باوفا، اصحاب، امام حسن علیه‌السلام، امام حسین علیه‌السلام.
پرسش: نقش شاگردان امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در تثبیت و استقرار تشیع در قرن اول هجری را بیان کنید؟
پاسخ: در ابتدا باید این نکته را متذکر شد که در کتب تاریخی کمتر عنوان «شاگردان» را برای یاران امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ ذکر کرده‌اند. معمولاً از این شیعیانِ مخلص بیشتر به‌عنوان «یاران باوفا» و «اصحاب» یاد کرده‌اند.


نقش شاگردان امام حسن و امام حسین (ع)[ویرایش]

اما برای پاسخ به سؤال مذکور باید گفت:

← اولاً:
اوضاع و شرایط بعد از زمان امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و زمان امام حسین ـ علیه‌السلام ـ [۱] به‌گونه‌ای بود که هرگونه تحرک و فعالیت را از ناحیه شیعیان سلب می‌کرد؛ ولی با این وجود شیعیان مخلصی بودند که با شجاعت، ایثار و فداکاری خویش نقش مهمی را در تثبیت و استقرار شیعه ایفا می‌کردند.

← ثانیاً:
نقش این شیعیان با توجه به منع کتابت و روایت احادیث که زمان عمر صورت گرفت، در استقرار و تثبیت تشیع بسیار مهم بوده است.
در دوران بنی‌امیه شیعیان در اوضاع و شرایط فوق‌العاده دشواری به‌سر می‌بردند، «شیعیان در هر کجا که بودند به قتل می‌رسیدند. بنی‌امیه دست‌ها و پاهای اشخاص را به احتمال اینکه از شیعیان هستند، می‌بریدند؛ هرکسی که معروف به دوستداری و دلبستگی به خاندان پیامبر ـ صلی‌الله علیه‌و‌آله ـ بود، یا زندانی می‌شد یا مالش به غارت می‌رفت و یا خانه‌اش ویران می‌شد. [۲] [۳]
اما در طول قرن اول هجری شیعیان مشتاق و پاکدامن و پایبند به اصول و ارزش‌های دینی وجود داشتند که عموماً از شاگردان مکتب امام علی ـ علیه‌السلام ـ و امام حسن و امام حسین ـ علیهما‌السلام ـ بوده‌اند. اینها با روشن‌بینی، آگاهی، شجاعت و دلاوری، فداکاری و از‌جان‌گذشتگی، راه ائمه را برگزیده و در مسیر گسترش شیعه و رونق بخشیدن به جامعه شیعه گام برمی‌داشتند.

منع نوشتن و گفتن حدیث[ویرایش]

از طرفی می‌بینیم که در زمان خلیفه دوم منع نوشتن و گفتن حدیث آغاز شد و تا پایان دوره عمر کسی جرأتِ نقل حدیث از طرف پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ را نداشت.

← روایت ابن کثیر درباره منع حدیث
ابن کثیر می‌نویسد: «ابوهریره می‌گوید: ما در زمان عمر توان آن را نداشتیم که بگوییم رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ فرمود، تا آنکه عمر هلاک شد». [۴]

← روایتی از طبری
طبری در رابطه با منع حدیث می‌نویسد: «عمر بود که می‌گفت: قرآن را مجرد کنید و آن را تفسیر نکنید و روایت رسول خدا را کم کنید». [۵]

← روایتی از علامه امینی
علامه امینی، در این رابطه می‌نویسد: «بدعت ننگینی که عمر مرتکب شد، نهی و منع از حدیث رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ بود و زدن و زندانی کردن بزرگان صحابه را بدین سبب بود». [۶]

نقل و روایت احادیث به‌وسیله یاران مخلص امام[ویرایش]

اما شیعیانی مانند «احنف بن قیس» و «اصبغ بن نباته» «جابر بن عبدالله» «حبیب بن مظاهر»، «هجر بن عدی»، «رشید هجری»، «زید بن ارقم»، «سلیم بن قیس»، «سلیمان بن صرد»، «ابوالاسود دئلی»، «کمیل بن زیاد»، «قیس بن سعد»، «لوط ابن یحیی»، «ابومحنف»، «هلال بن شاف» و ده‌ها شیعه مخلص دیگر که نام آنها در ناسخ التواریخ [۷] و کتب رجالی مثل رجال شیخ طوسی و رجال کشی به‌عنوان راویان اصحاب امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ آمده است، با بیان و روایت احادیث ائمه سبب گسترش و تثبیت شیعه می‌شدند.

راه‌های تثبیت شیعه به دست شیعیان[ویرایش]

در مجموع می‌توان گفت شیعیان در قرن اول هجری و از طرق زیر در تثبیت شیعه تلاش می‌کردند:

← ۱. ایثار و فداکاری
افرادی مانند «اصبغ بن نباته» [۸]از کسانی بود که با علی ـ علیه‌السلام ـ بیعت کرده بود که در راه علی ـ علیه‌السلام ـ چندان بکوشد تا به شهادت برسد یا در جنگ‌ها پیروز شود». [۹] برخی دیگر یاران امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ مثل حجر بن عدی و هانی بن عروة و اصحاب کربلای حسینی از جان خویش گذشتند، ولی از حق‌طلبی و عدالت‌خواهی و افشاگری علیه بنی‌امیه کوتاهی نکردند.

← ۲. شهادت
یاران امام حسین ـ علیه‌السلام ـ با شهادت خویش و با ایثار و جانبازی مهم‌ترین عامل تثبیت شیعه در قرن اول هجری بودند.

←← روایتی از دخیل
در این رابطه «علی محمد علی دُخیل» می‌نویسد: «یاران امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در راه اصلاح و هدایت امت گام‌های بلندی برداشتند؛ زیرا آنان نمی‌توانستند به‌راحتی از کنار گمراهی امتی بزرگ بگذرند و آن را نادیده بگیرند؛ بنابراین با هرچه در توان داشتند در راه پند و اندرز مردم و دعوت آنان به‌سوی حق کوشیدند.» [۱۰]

←← قیام عاشورا
«عاشورا» حماسه تاریخ شد و با بیدار کردن وجدان مسلمانان حق‌جو و شعله‌ور ساختن احساسات مذهبی راه هدایت را آموخت. عاشورا یک قیام محدود به سال ۶۱ هـ. ق و سرزمین کربلا نیست؛ بلکه جریانی است که طول زمان در بیداری ملت‌های مسلمان مؤثر بوده و هنوز هم بسیاری از مصلحان جهان در مبارزه علیه ظلم و بی‌عدالتی از آن الهام می‌گیرند.

← ۳. بیان فضایل ائمه
شیعیان و یاران امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از هر فرصتی برای بازگو کردن فضایل ائمه دریغ نمی‌کردند و عده زیادی از آنها به‌واسطه همین امر جان خویش را فدا کردند.

←← میثم تمار
یکی از این افراد «میثم تمار» است که «از فراز دار فریاد برداشت که هان ای مردم! هرکه خواهد به احادیث علی ـ علیه‌السلام ـ گوش فرادهد، نزد من آید. مردم گرد او جمع شدند و او از احادیثِ علی و فضایل آن حضرت می‌گفت». [۱۱] از این نمونه‌ها بسیار است.

←← حُجر بن عدی
یک نمونه دیگر «حُجر بن عدی» است که امام حسین ـ علیه‌السلام ـ خطاب به معاویه در مورد حُجر و یارانش می‌گوید: «مگر تو نیستی کشنده حجر و یارانش آن نمازگزاران عابد و تقبیح کنندگان ظلم و بزرگ شمارندگان بدعت که در راه خدا سرزنش ملامت‌گران را به چیزی نمی‌گرفتند». [۱۲] حجر و یارانش «پیشگامان نهضت تکوین یافته و پیشرفت کننده‌ای بودند که به‌زودی به شکل بخشی متکامل در جامعه مسلمین تبلور یافت و شکل گرفت». [۱۳] «تراژدی حجر سرآغاز تاریخ شهدای شیعیان گردید و با مرثیه‌های فراوانی که در سوگش سروده شد، ادبیات غنی تشیع را در اسلام بسط داد». [۱۴]

← ۴. افشاگری
شیعیان و یاران باوفای امام حسن و امام حسین ـ علیهما‌السلام ـ همواره درصدد دفاع از حقانیت شیعه بودند و در این راه از هیچ امری هراس نداشتند.

←← قیس بن سعد
به‌عنوان نمونه «قیس بن سعد» وقتی سخنان ناروای معاویه را در مورد اصحاب رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ شنید، خشمگین شد و شروع کرد به جواب دادن به معاویه. از جمله جواب‌های قیس، اشاره او به جنگ‌های بدر و احد بود که انصار در رکاب رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ شمشیر می‌زدند؛ درحالی‌که معاویه و پدرش ابوسفیان در میان کفار و مشرکین بودند. معاویه بعد از شنیدن سخنان قیس ساکت شد؛ ولی قیس ادامه داد: رسول خدا از اینکه ستمگران بر ما حکومت خواهند کرد، ما را خبر داده است.» سپس قیس سخنانی در مدح و ستایش علی ـ علیه‌السلام ـ بیان داشت و معاویه از این سخنان خشمناک شد.» [۱۵]
این شیعیان با شجاعت خویش همواره دشمنان اهل‌بیت را رسوا می‌کردند.

←← حجر بن عدی
«هنگامی که مغیره و زیاد در منابر به حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ ناسزا می‌گفتند، حجر بن عدی سخن آنها را رد می‌کرد و می‌گفت: «شهادت می‌دهم آن‌کس را که مذمت می‌کنید به تمجید شایسته‌تر است و آن‌کس را که می‌ستائید به مذمت اولی است.» این جمله را با صدای بلند می‌گفت و دو سوم مردم با او هم‌آواز می‌شدند و می‌گفتند: «به خدا حجر راست گفت و نیکو گفت.» [۱۶]

پانویس[ویرایش]
 
۱. شرایط اجتماعی سیاسی و فرهنگی دوره امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ به‌گونه‌ای نبود که مانند دوران امام باقر و امام صادق ـ علیهم‌السلام ـ کلاس درس داشته باشند و هزاران شاگرد در پای درس ایشان حاضر شوند؛ لذا شاگردان حسنین ـ علیهم‌السلام ـ در حد محدود بودند.
۲. محرمی، غلام‌حسن، تاریخ تشیع، چاپ اول، قم: مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۲، ص ۹۳.
۳. به نقل از ابن ابی‌الحدید. شرح نهج‌البلاغه، دار احیاء الکتب العربی، ۱۹۶۱ میلادی، ص ۴۳ ـ ۴۵.
۴. اسماعیل بن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۸، بیروت دارالمعرفه، سال ۱۴۱۹ ه، ص ۱۰۷.    
۵. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، مترجم، محمود مهدوی دامغانی، تهران نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۱۲۰.
۶. علامه امینی، الغدیر، ترجمه محمد شریف رازی، ج ۱۲، چاپ دوم، تهران، چاپ و نشر بنیاد بعثت، ۱۳۷۴، ص ۱۹۱.
۷. سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، ج ۳، تهران: انتشارات کتاب‌فروشی اسلامیه، ۱۳۸۳، ص ۲۰۶ ـ ۲۱۸.
۸. اصبغ بن نباته جزء یاران امام علی ـ علیه‌السلام ـ و امام حسن ـ علیه‌السلام ـ می‌باشد و از راویان آن حضرت است.
۹. . سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، تهران: انتشارات کتاب‌فروشی اسلامیه، ۱۳۸۳، ج ۳، ص ۹۰.
۱۰. علی محمد، علی دخیل، یاران امام حسین علیه‌السلام، ترجمه عدنان طهماسبی، چاپ دوم، تهران: کانون فرهنگی و هنر اسلامی،۱۳۶۴، ص ۲۱.
۱۱. سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، تهران: انتشارات کتاب‌فروشی اسلامیه، ۱۳۸۳، ج ۳، ص ۱۶۸.
۱۲. کمپانی، فضل‌الله، حسن کیست؟، چاپ اول، تهران، مؤسسه انتشارات فراهانی، سال ۱۳۵۴، ص ۲۷۶.
۱۳. جعفری، سیدحسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه آیت‌اللهی، چاپ ۶، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۲، ص ۱۹۸.
۱۴. کمپانی، فضل‌الله، حسن کیست؟، چاپ اول، تهران، مؤسسه انتشارات فراهانی، سال ۱۳۵۴، ص ۱۹۸.
۱۵. اللهیاری، علی‌رضا، سرگذشت‌نامه بزرگان اسلام، کمیل، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۸۹.
۱۶. کمپانی، فضل‌الله، حسن کیست؟، چاپ اول، تهران، مؤسسه انتشارات فراهانی، سال ۱۳۵۴، ص ۲۷۲، به نقل از صلح امام حسن، ص ۲۴۷.


منبع[ویرایش]

سایت اندیشه قم    






جعبه‌ابزار