ملامت در تبلیغذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: تبلیغ، ملامت، بشارت، انذار، ترس، مژده.
پرسش: آیا ملامت کردن در امر تبلیغ مفید است؟
پاسخ:


شیوه‌های تبلیغ[ویرایش]

پیامبران که از جانب خدای متعال مأمور به تبلیغ مردم بوده‌اند، برای انجام این رسالت از دو شیوه استفاده می‌کردند: بشارت و انذار، یعنی همان مژده و ترس.

← سخن خداوند متعال
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ [۱] ما پیامبران را جز برای مژده‌ دادن یا بیم‌ کردن نمی‌فرستیم. پس هرکس که ایمان آورد و کار شایسته کند، بیم‌ناک و محزون نمی‌شود.

ملامت در تبلیغ[ویرایش]

با توجه به این نکته و طبق آموزه‌های قرآن کریم و سیره عملی پیامبران و امامان علیهم‌السلام، دعوت مردم به دین و اخلاق، تنها از طریق تعریف و تشویق کارساز نبوده؛ اگرچه ابزار تشویق بسیار مفید فایده است، اما بسیار اتفاق افتاد که پیامبران و ائمه علیهم‌السلام از طریق ملامت و سرزنش مردم را نسبت به عمل‌کرد ناصوابشان تذکر داده و تحقیر و ملامت می‌کردند، جهلشان را به رخ آنان می‌کشیدند، گذشته مملو از سیاهی و تباهی‌شان را به آنان گوشزد می‌نمودند، تقلید کورکورانه آنان را از آیین سراسر جهل و خرافه‌ نیاکانشان به آنان یادآوری می‌نمودند، تا شاید از این طریق به خود آیند و پذیرای حق گردند.

بیان دو نمونه[ویرایش]

نمونه‌هایی از این نوع ملامت در قرآن و روایات وجود دارد که ما در این مقال تنها به ذکر یک آیه و روایت اکتفا می‌کنیم:

← آیه ۱۷۰ سوره بقره
«وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ»؛ «چون به ایشان گفته شود که از آن‌چه خدا نازل کرده است پی‌روی کنید، گویند: نه، ما به همان راهی می‌رویم که پدرانمان می‌رفتند؛ حتی اگر پدرانشان بی‌خرد و گمراه بوده‌اند». [۲]

← روایتی از امام علی
« یَا أَشْبَاهَ‌ الرِّجَالِ‌ وَ لَا رِجَالَ... لَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَرَکُمْ وَ لَمْ أَعْرِفْکُمْ مَعْرِفَةً وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ أَعْقَبَتْ سَدَماً قَاتَلَکُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبِی قَیْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرِی غَیْظاً وَ جَرَّعْتُمُونِی نُغَبَ التَّهْمَامِ أَنْفَاساً وَ أَفْسَدْتُمْ عَلَیَّ رَأْیِی بِالْعِصْیَانِ وَ الْخِذْلَانِ حَتَّی لَقَدْ قَالَتْ قُرَیْشٌ إِنَّ ابْنَ أَبِی‌».

«نامردان مرد نما! ... ای کاش شما را ندیده بودم و نمی‌شناختم. به خدا قسم حاصل شناختن شما پشیمانی و غم و غصه است. خدا شما را بکشد که دلم را پر از خون کردید، و سینه‌ام را مالامال خشم نمودید، و پی‌در‌پی جرعه اندوه به کامم ریختید، و تدبیرم را به نافرمانی و ترک یاری تباه کردید». [۳]

پانویس[ویرایش]
 
۱. انعام (۶)، آیه ۴۸.    
۲. بقره (۲)، آیه ۱۷۰.    
۳. نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص ۷۰.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : فرهنگ و اجتماع | تبلیغات دینی




جعبه‌ابزار