مقام امام علیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: مقام امام علی، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، کافر، مسیحیان، ح ضرت عیسی علیه‌السلام.
پرسش: آیا این حدیث را پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود: اگر مردم در مورد حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ بعضی کرامات را بدانند، نسبت به خدا کافر می‌شوند و می‌گویند که (نعوذ بالله) علی ـ علیه‌السلام ـ همان خداست.
پاسخ: عین حدیثی را که شما به آن اشاره نموده‌اید، در منابعمان نیافتیم؛ اما احادیثی با مضمونی شبیه آن از طرق مختلف و در منابع متعدد نقل شده است که ما در این‌جا به‌طور خلاصه به یکی از آن‌ها از کتاب اصول کافی اشاره می‌نماییم.
ابوبصیر می‌گوید: یک روز که پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ نشسته بود، ناگاه امیر المؤمنین علی ـ علیه‌السلام ـ وارد شد و پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به او فرمود: تو به عیسی‌بن مریم شبیه هستی و اگر ترس از این نبود که گروه‌هایی از امتم درباره تو همان را بگویند که مسیحیان درباره عیسی ‌گفتند، درباره تو چیزهایی می‌گفتم که از میان مردم عبور نکنی، مگر آن‌که خاک پایت را برای تبرک ‌بردارند.


بیان حدیثی مشابه سخن مورد پرسش[ویرایش]

ابوبصیر می‌گوید: یک روز که پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ نشسته بود، ناگاه امیر المؤمنین علی ـ علیه‌السلام ـ وارد شد و پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به او فرمود: تو به عیسی‌بن مریم شبیه هستی و اگر ترس از این نبود که گروه‌هایی از امتم درباره تو همان را بگویند که مسیحیان درباره عیسی ‌گفتند، درباره تو چیزهایی می‌گفتم که از میان مردم عبور نکنی، مگر آن‌که خاک پایت را برای تبرک ‌بردارند.!

← برخی وصف‌های پیامبر درباره امام علی
برخی گفتند: پیامبر برای عموزاده‌اش به نمونه‌ای پایین‌تر از عیسی‌بن مریم ـ علیه‌السلام ـ راضی نیست که در این زمان این آیه نازل شد:
«وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلًا إِذا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ• وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَیْرٌ أَمْ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَکَ إِلَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ• إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَیْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِی إِسْرائِیلَ• وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْکُمْ مَلائِکَةً فِی الْأَرْضِ یَخْلُفُونَ»؛ «و چون عیسی‌بن مریم مَثَل زده می‌شود، ناگهان قوم تو سروصدا راه می‌اندازند و گفتند: آیا معبودان ما بهتراند یا او. (ولی‌) آنان این مقایسه را به‌عنوان مَثَل برای تو نزدند، مگر از روی جدال بی‌منطق و ستیزه‌جویی (تو معبود بودن عیسی را نپذیرفته‌ای‌)؛ بلکه اینان گروهی ستیزه‌جو (و در جدال باطل بسیار سرسخت‌) هستند. او نبود جز بنده‌ای که به او نعمت (نبوت و معجزات را) عطا کردیم و وی را برای بنی‌اسرائیل نشانه‌ای بزرگ (از قدرت خود) قرار دادیم (تا به‌وسیله او حق برای آنان روشن شود.) (ولادت، نبوت و معجزات عیسی از قدرت ما عجیب نیست‌) و ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین (صاحب کمالاتی چون خود) باشند»، [۱]

← درخواست حارث از خداوند برای نزول عذاب
راوی می‌گوید: حارث‌بن عمرو فهری به خشم آمد و گفت: خدایا! اگر این حکم درست است و از نزد تو است که مقرر شده، بنی‌هاشم پیشوایی امت را مانند هراکلیوس، پس از هراکلیوس به ارث برند (یعنی به رسم پادشاهان‌) پس بر سر ما از آسمان سنگ بباران یا عذاب دردناکی بر ما فرود آر.
خداوند سخن حارث را به پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرو فرستاد و این آیه هم نازل شد:
«وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»؛ «و خداوند بنا ندارد ایشان را با اینکه تو در میانشان هستی و مادام که استغفار می‌کنند، عذاب کند». [۲]

← گفت‌وگوی پیامبر و حارث و نزول عذاب
پیامبر به او فرمود: ای عمرو! یا توبه کن یا از این‌جا برو. او در پاسخ گفت: ای محمد! از آن‌چه داری برای قریشیان بهره‌ای مقرر کن؛ زیرا بنی‌هاشم بزرگواری و کرم عرب و عجم را دارند. پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود: این در اختیار من نیست و آن را باید در اختیار خداوند سبحان دانست. او گفت: ای محمد! دلم از توبه پیروی نمی‌کند، ولی از کنار تو می‌روم و دستور داد شتر‌ش را بیاورند، او سوار آن شد و چون به حومه مدینه رسید تکه سنگی به سر او خورد و بر فرقش کوفت و در این‌جا به پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ وحی آمد که: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ• لِلْکافِرینَ (بولایة علیّ‌) لَیْسَ لَهُ دافِعٌ• مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعارِجِ» ؛ «سائلی از کفار درخواست عذابی کرد که لا محاله واقع می‌شد (عذابی که‌) ویژه کافران است، (و) آن را بازدارنده‌ای نیست. (این عذاب‌) از سوی خدای صاحب درجات است». [۳]

← سخن پیامبر به منافقان
پس پیامبر به منافقانی که در پیرامون او بودند فرمود: در پی دوستتان بروید که آن‌چه را خواسته بود، به سرش آمد. خداوند می‌فرماید: «وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ کُلُّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ»؛ « آنها (از خدا) تقاضای فتح و پیروزی و گشایش کردند و هر گردنکش ستیزه‌جو نومید و نابود شد». [۴] [۵] [۶]

بیان یک نکته[ویرایش]

در ضمن، سزاوار است در هر گفتاری از قرآن و معصومان علیهم‌السلام، ابتدا تحقیق لازم را انجام داده و سپس به نقل آن اقدام ورزید؛ اما در ارتباط با این مورد خاص چون می‌توان آن را نوعی نقل به معنا دانست و از طرفی اگر ضرری به مفهوم و معنای روایت وارد نشود، چنین نقلی ممنوع نیست، نمی‌توان گفت که شما سخن دروغی را به پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ نسبت داده‌اید؛ اما در موردی که نقلی را انجام داده و غیرواقعی بودن آن روشن شد، موظفید که اشتباه خود را به مخاطبان خود اعلام کنید.


پانویس[ویرایش]
 
۱. زخرف (۴۳)، آیه ۵۷ ۶۰.    
۲. انفال (۸)، آیه ۳۳.    
۳. معارج (۷۰)، آیه ۱ ۳.    
۴. ابراهیم (۱۴)، آیه ۱۵.    
۵. طبرسی‌، إعلام ‌الوری بأعلام الهدی، ص ۱۸۶ ؟؟؟، اسلامیه‌.
۶. کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۵۷، دارالکتب الإسلامیة تهران، ۱۳۶۵ ه ش، (ترجمه روضه کافی، ص ۹۰ و ۹۱).    


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    






جعبه‌ابزار