قانع کردن همسر برای زندگی با والدینمذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه:زندگی زناشویی، تفاهم،زندگی مشترک.
پرسش :چگونه همسرم را قانع کنم که با پدر و مادرمان زندگی کنیم؟


متن کامل پرسش[ویرایش]

مشکلی دارم که آن را خلاصه و خیلی کوتاه برایتان نوشته ام. چهارسالی است که ازدواج کردم و یک پسر شش ماهه دارم و خودم آخرین فرزند پدر مادر می باشم و سه برادر و یک خواهر بزرگ تر از خودم دارم که همگی بشکر خدا صاحب خانه و دارای زن و بچه هستند. قبل از ازدواج با همسرم که دختر خاله ام نیز هستند گفته بودم که بعد از ازدواج من قصد دارم در کنار پدر و مادرم زندگی کنم و ایشان نیز قبول کردند. پدرم ۶۵ سال سن دارند و مادرم ۵۶ سال که رسیدگی به کار منزل برایش مشکل است. بخاطر کمر درد و بیماری هایی که در این سنین به سراغ آدمی می آید دو برادرم و خواهر در همسایگی ما هستند. مشکل از این جا است که بعد از یکی دو سال از زندگی همسرم خواستار مستقل شدن را از من دارد با توجه به صحبت هایی که با ایشان داشتم، ولی ایشان مسرانه خواستار جدایی هستند. در صورتی که من زندگی در کنار پدر و مادر را خواستارم؛ چون بر این عقیده ام که آنان عمرشان را برای ما صرف کردند که فرزندشان در این سنین بدردشان بخورند و کمک حالشان شوند و... احساس می کنم زندگی ام دارد از هم می پاشد بخاطر کدورت هایی که در این میان بین همسر و پدر مادر بخاطر این قضیه پدیدار شده فشارها بر من خیلی زیاد است حتی در زمانی فکر طلاق به ذهنم می افتد. از شما خواستارم راه کاری به من نشان دهید. نمی دانم چه کنم اگر جدا شوم ترس از غضب خدا دارم و اگر نشوم بی مهری هایه این زن را نسبت به پدر مادرم را نمی توانم تحمل کنم و بارها بارها کدورتها در زندگیمان ایجاد شده که این قضایا بین مادر و خاله ام هم نیز کشیده شده.... لذا از شما تقاضامندم روشنم کنید چه کنم.

پاسخ[ویرایش]

در دستورات دینی به مسئله حقوق افراد نسبت به یک دیگر توجه زیادی شده است که رعایت این حقوق سبب می شود که زندگی شیرین و اختلافات در آن کم شود.
یکی از مهم ترین علل اختلافات خانوادگی در میان مردم، عدم آشنایی آنان به حقوقی است که نسبت به هم دارند و همین مسئله سبب شده است که در مواردی توقعاتی از هم داشته باشند که در صورت انجام نگرفتن، باعث ایجاد کدورت بین آنان شود و مشکلات فراوان برایشان پدید آورد، گرچه برخی از این حقوق از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ مثل رعایت حقوق والدین از ناحیه فرزندان، اما این امر نباید به گونه ای باشد که حقوق دیگر افراد را نادیده بگیریم.
در قرآن کریم وقتی وظیفه شیردهی مادر به فرزند را بیان می کند، می فرماید:«هیچ کس را تکلیف جز به اندازه طاقت نکنند، نه مادر باید در نگهبانی فرزند به زحمت و زیان افتد و نه پدر بیش از حدّ متعارف برای کودک متضرر شود». [۱] اگرچه این آیات در مورد خاص نازل شده است، اما در تمام مناسبات بین انسان ها جاری است.
وظایفی که ما نسبت به اطرافیان خود داریم دو گونه است. بخشی از آنها را نمی توان ترک کرد که تعبیر به واجبات می شود. اما بخش دیگر آن، از امور اخلاقی محسوب می شود که گرچه انجام آن واجب نیست، اما در گرم شدن کانون خانواده و سعادت فرزندان و اطرافیان بسیار مؤثر است.
در پاسخ به پرسش شما توجه به چند مطلب ضروری است:

← نکته اول
در ارتباط با اهمیت حقوق والدین سخن فراوان گفته شده است و افراد کمی هستند که اطلاع کافی از این مسئله نداشته باشند، اما آنچه ممکن است باعث اختلاف شود؛ این است که همسر شما چنین تصوری برایش به وجود آمده که توجه بیش از حد شما به پدر و مادرتان شما را از ایشان و حقوقی که بر شما دارند، غافل کرده و همین امر باعث حساسیت و لجبازی شده است.
نکته ای که در این مسئله نباید از آن غفلت کرد؛ این است که احترام زن و شوهر به همدیگر، در سلامت، افزایش محبّت و تحکیم خانواده ، تأثیر به سزایی دارد. دایره این احترام، شاملِ ارج نهادن به شخصیت یک دیگر، احترام به نظریات، افکار و سلیقه هم دیگر شده، و تمام جوانب زندگی آنها را تحت تأثیر نیکوی خود قرار خواهد داد.
مرد باید به همسر خود احترام گذاشته، از اهانت ، ناسزاگویی ، سبک کردن و خُرد کردن شخصیت او بپرهیزد و هرگونه انتقادی را با رعایت احترام و ادب مطرح کرده، از فریاد زدن، ابراز خشونت و تحقیر او در نهان و آشکار خودداری کند. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می‌فرماید:برادرم جبرئیل به من خبر می‌داد و همواره سفارش زنان را به من می‌کرد، تا آنجا که گمان کردم جایز نیست شوهر به زنش اف بگوید، ای محمد (صلی الله علیه وآله)! در مورد زنان تقوای الاهی پیشه کنید... با آنان مهربان باشید و رضایت خاطر آنها را فراهم کنید، تا در کنار شما باشند، آنان را بر کاری مجبور نکنید، برایشان خشم نگیرید و اموالی که به آنان داده‌اید- جز با رضایت و اجازه آنها- پس نگیرید. [۲]
زنی که از همسر خود بی‌احترامی دیده و همواره مورد اهانت او قرار می‌گیرد، شخصیتش لطمه دیده و نشاط و شکوفایی خود را از دست می‌دهد و به تدریج باور می‌ کند که نزد همسرش ارزشی ندارد و با چنین روحیه درهم شکسته‌ای نمی‌تواند شریک خوبی در زندگی باشد.
امام صادق (علیه السلام) در مورد احترام به زن توصیه کرده، می‌فرماید:هر کس زن بگیرد باید به او احترام بگذارد. همانا زن هر کدام از شماها دلبر و معشوق شماست، بنابراین هر کس زن می‌گیرد نباید او را ضایع سازد. [۳]
این مسئله از طرف زن نیز باید رعایت شود و نسبت به همسرش احترام کند؛ همان حضرت در این باره می‌فرماید:بسیار سعادت مند است زنی که به شوهرش احترام گذارد، او را آزار ندهد و همواره از او اطاعت کند. [۴]
شما علاقه و محبت خود را به ایشان بیان کنید؛ زیرا این امر تأثیر بسزایی در همیاری ایشان با شما دارد در روایتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) می فرماید:اگر مردی به همسرش بگوید:ترا دوست دارم این سخن هرگز از یاد زن نمی‌رود. [۵] و معمولا در مسائل خانوادگی ارتباط دوستانه، عاطفی، همراه با گفت و گوی منطقی زودتر شما را به نتیجه می رساند؛ به ایشان یاد آور شوید که نتیجه رعایت حقوق والدین به خود ما بر می گردد و آیندگان نیز با ما بر اساس رفتار ما عمل خواهند کرد برای نمونه به این روایت توجه نمائید:
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:در تورات نوشته است:ای انسان هر گونه که می خواهی باش، چنان که باشی جزا بینی‌. [۶]

← نکته دوم
مطلب دیگری که توجه به آن لازم است؛ این است که در بعضی از خانواده ها دخالت های اطرافیان سبب بروز اختلاف بین زن و شوهرها می شود، به این معنا که بزرگ ترها به خود اجازه می دهند که در تمام مسائل کوچک و بزرگ فرزندان دخالت کنند، برای حل این مشکل ضمن رعایت ادب و حرمت آنان، از حقوق دیگر اعضای خانواده نباید غافل بود؛ متاسفانه در بعضی خانواده ها فرهنگ زن سالاری ، مرد سالاری ، مادر سالاری و... حاکم است که در فرهنگ اسلام مردود است و باید با حوصله و تحمل، حق مداری را سر لوحه اعمالمان قرار دهیم و با بستگانمان منصفانه بر خورد کنیم.

← نکته سوم
با توجه به این که شما برادران و خواهر دیگر هم دارید، برای این که این گمان تقویت نشود که در وظیفه نگهداری از پدر و مادرتان، تبعیض بین همسرتان و دیگر اعضای خانواده وجود دارد، بهتر است کارها تقسیم شود که هم از فشار زیاد بر شما و همسرتان کاسته شود و هم اگر سوء تفاهمی از این نظر برای همسرتان ایجاد شده بر طرف گردد.

پانویس[ویرایش]
 
۱. سوره بقره/۲، آیه۲۳۳.    
۲. نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج ۱۴ ص ۲۵۲، مؤسسة آل البیت، قم، ۱۴۰۸ ق.    
۳. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۳، ص ۸۵، ح ۶، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.    
۴. نوری، حسین،مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۷، مؤسسة آل البیت، قم، ۱۴۰۸ ق.    
۵. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج ۵، ص ۵۶۹، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ ش.    
۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، ج ۲، ص ۱۳۸، ح ۴، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ ش.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست    



جعبه‌ابزار