قاعده عطف به ماسبق نشدنذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: قاعده عطف به ماسبق نشدن، امام علی (علیه‌السلام)، اموال، بیت‌المال، عثمان، عمر بن خطاب.

پرسش: با توجه به قاعده عطف به ماسبق نشدن قوانین، حضرت علی (علیه‌السلام) با چه مبنایی فرمودند اموال بیت‌المال را به صاحبان آن برمی‌گردانم، اگرچه در کابین فرزندانتان باشد، با توجه به اینکه حکومت وقت آن اموال را داده بود؟

پاسخ: قاعده عطف به ماسبق نشدن، مأخوذ و اقتباس از قانون الهی است. درباره قاعده عطف به ماسبق نشدن باید بگوییم: امام (علیه‌السلام) قانون‌گذاری نکرده است تا بگوییم که با قاعده عطف به ماسبق نشدن قانون تعارض دارد؛ بلکه امام (علیه‌السلام) فرموده است که من عین قانون را که قرآن و سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است، اجرا می‌کنم؛ یعنی قانون اسلام که عمدتاً در زمان عثمان متروک مانده بود یا از آن تخلف شده بود، اجرا می‌کنم و اموال به ناحق رفته از اسلام را بازپس می‌گیرم.
از سوی دیگر، عطف بما سبق نشدن قانون، جایی هست که قانون قبلی از منبع صلاحیت‌داری صادر شده باشد و مخالف قوانین ثابت و اصول مسلم اسلام نباشد. لذا می‌بینیم که در تقسیم بیت‌المال، عمر هم این کار را کرده است و امام (علیه‌السلام) اسمی از آن نمی‌آورد؛ چراکه عمر در این مسئله تقسیم بیت‌المال، یک معیاری را که رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قبول داشت، یعنی جهاد و شرکت داشتن در جنگ را در زمان خودش انجام داد.


مراد از قاعده عطف به ماسبق نشدن[ویرایش]

یکی از آثار اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها، قاعده عطف به ماسبق نشدن است که این قاعده مأخوذ و اقتباس از قانون الهی است. زمانی که خداوند عزوجل دین اسلام را به واسطه پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ابلاغ فرمود این قاعده را هم بیان کرد که نمونه‌ای از آن را ذکر می‌کنیم.

← نمونه اول
وقتی که خداوند قانون ازدواج را مطرح می‌کند، اسلام قانون جدیدی را وضع می‌کند و در همان قانون هم بیان می‌فرماید که این قانون به گذشته سرایت ندارد؛ لذا در قرآن کریم فرمود: با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید، مگر آنچه در گذشته (قبل از نزول این حکم) انجام شده است. [۱]

← نمونه دوم
یا در آیه دیگری می‌فرماید: حرام شده است بر شما، مادرانتان و دختران و خواهران و عمه‌ها و خاله‌ها و دختران برادر و دختران خواهرِ شما و ... و جمع میان دو خواهر، مگر آنچه در گذشته واقع شده است. [۲] این موارد همان قاعده عطف به ماسبق نشدن قوانین فعلی است.

کلام امام علی در نخستین روز حکومت[ویرایش]

اما مورد کلام و سخن امام علی (علیه‌السلام)، باید گفت که زمانی که حضرت به خلافت رسید، اولین کاری که کرد شیوه و مبنای حکومت کردن خویش را بیان فرمود؛ لذا در همان روز اول خلافت این‌چنین می‌فرماید:
«سوگند به خدایی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش می‌شوید، چون دانه‌ای که در غربال ریزند یا غذایی که در دیگ گذارند به هم ریخته، زیر و رو خواهید شد، تا آن‌که پایین به بالا و بالا به پایین رود، آنان که سابقه‌ای در اسلام داشتند و تاکنون منزوی بودند، بر سر کار می‌آیند و آنها که به ناحق پیشی گرفتند، عقب‌زده خواهند شد». [۳]

مبنای حکومت امام علی[ویرایش]

حضرت مبنای حکومت خویش را که قرآن و سیره رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است این چنین بیان می‌کند: راه میانه، جاده مستقیم الهی است که قرآن و آثار نبوت آن را سفارش می‌کند و گذرگاه سنت پیامبران (علیهم‌السلام) است. [۴]

کلام امام در روز دوم حکومت[ویرایش]

لذا با این معیار و مبنای حکومتی است که امام علی (علیه‌السلام) در روز دوم درباره عثمان و عملکرد او این‌چنین فرموده است. ابن‌عباس می‌گوید: درباره اموال فراوان بیت‌المال که عثمان به بعضی از خویشاوندان خود بخشید، امام این‌چنین سخن گفت: [۵]
«به خدا سوگند بیت‌المال تاراج شده را هر کجا که بیابم، به صاحبان اصلی آن باز می‌گردانم، اگرچه با آن ازدواج کرده (و مهریه همسر خویش قرار داده باشند) و کنیزانی را خریده باشند؛ زیرا درِ عدالت برای عموم مردم گشوده شده است و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم بر او سخت‌تر است». [۶]

تعارض نداشتن کلام امام با قاعده عطف به ماسبق نشدن[ویرایش]

در این باره دو دلیل بیان می‌شود:

← قانون‌گذاری نکردن امام
در نتیجه امام (علیه‌السلام) قانون‌گذاری نکرده است تا بگوییم که با قاعده عطف به ماسبق نشدن قانون تعارض دارد؛ بلکه امام (علیه‌السلام) فرموده است که من عین قانون را که قرآن و سنت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است، اجرا می‌کنم؛ یعنی قانون اسلام که عمدتاً در زمان عثمان متروک مانده بود یا از آن تخلف شده بود، اجرا می‌کنم و اموال به ناحق رفته از اسلام را بازپس می‌گیرم.

← صدور قانون قبلی از منبع صلاحیت‌دار
از طرفی عطف بما سبق نشدن قانون، جایی هست که قانون قبلی از منبع صلاحیت‌داری صادر شده باشد و مخالف قوانین ثابت و اصول مسلم اسلام نباشد. لذا می‌بینیم که در تقسیم بیت‌المال، عمر هم این کار را کرده است و امام (علیه‌السلام) اسمی از آن نمی‌آورد؛ چراکه عمر در این مسئله تقسیم بیت‌المال یک معیاری را که رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قبول داشت، یعنی جهاد و شرکت داشتن در جنگ را در زمان خودش انجام داد. [۷]

معیار عثمان در تقسیم بیت‌المال[ویرایش]

از کلام امام (علیه‌السلام) معلوم می‌شود که عثمان اگرچه به عنوان خلیفه بود، ولی قانون موجود (قرآن و سیره رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)) را اجرا نکرده است و معیار عثمان در تقسیم بیت‌المال برخلاف معیار رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است که به عنوان قانون‌گذار بوده است؛ زیرا او کسانی را که مطرود پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بودند، برگرداند و به آنها مسئولیت داد و با آنها وصلت کرد؛ مانند حکم و مروان که هم ملعون و هم مطرود پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بوده‌اند. [۸]

پانویس[ویرایش]
 
۱. نساء/سوره۴، آیه۲۲.    
۲. نساء/سوره۴، آیه۲۳.    
۳. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶، ص۱۷، ترجمه محمد دشتی، مؤسسه انتشارات مشهور.    
۴. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶، ص۱۷، ترجمه محمد دشتی، مؤسسه انتشارات مشهور.    
۵. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵، ص۱۶، ترجمه محمد دشتی، مؤسسه انتشارات مشهور.    
۶. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵، ص۱۶، ترجمه محمد دشتی، مؤسسه انتشارات مشهور.    
۷. ابن‌ابی‌الحدید، عزالدین عبد‌الحمید، نهج‌البلاغه، شرح ابن‌ابی‌الحدید، ج۱، ص۲۶۹، احیاء الکتب العربیه.    
۸. مطهری، احمد، طرح‌های رسالت (پیرامون خلافت و زمامداری)، ج۲، ص۲۸۲، دارالتبلیغ اسلامی.


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «قاعده عطف به ماسبق نشدن»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۸/۰۳/۲۴.    







جعبه‌ابزار