فرق دلیل و علت


پرسش: فرق بین «دلیل» و «علّت» چیست؟ مثلاً می گویند فلان حکم شرعی علت دارد اما دلیل ندارد؟
نمایه: دلیل، علت، فلسفه
پاسخ:


معنای دلیل و علت[ویرایش]

برای این که فرق دلیل با علت روشن شود، ابتدا باید هر یک تعریف شود:

← تعریف دلیل
مقصود از دلیل، حجت و برهان است که دلالت بر صحت ادعایی می کند. دلیل در لغت به معنی راهنما (مرشد) است، و چیزی است که موجب ارشاد و وسیله استدلال باشد. و در اصطلاح، دلیل به معنی چیزی است که از علم به آن، علم به چیز دیگری لازم آید، و عقل به وسیله دلیل، می تواند نسبت به صحت چیزی که مورد شک واقع شده، به تصدیق یقینی برسد. [۱]
البته، در اصطلاح علم اصول فقه، به وسیله دلیل، هم می توان علم نسبت به مطلوبی پیدا کرد و هم می توان ظنّ و گمانی که مورد تأیید و اعتبار شارع بوده، پیدا نمود [۲] . بنابراین، دلیل بیانگر حکم واقعی و یا ظاهری اشیاء است که به طور کلی، عبارتند از: کتاب (قرآن کریمسنّت (گفتار، کردار و تقریر و امضاء پیامبر اکرم و امامان معصوماجماع و عقل.

تعریف علت[ویرایش]

در اصطلاح حکما، علت چیزی است که وجود شی‌ء متوقف بر آن، و خارج از شی‌ء و مؤثر در شی‌ء است. [۳]
به بیان دیگر: علت، وجود دهنده‌ معلول است و در واقع آن چه معلول از علت اخذ می‌کند، تمام هستی خویش است. پس اگر علت نباشد، معلول نیز نخواهد بود.
و مقصود از علت در احکام شرعی، همان علت و فلسفه احکام شرعی است که آن را مصالح و مفاسد جعل و تشریع احکام گفته می شود؛ یعنی، احکام شرعی با توجه به مصالح و مفاسدی برای انسان ها قرار داده شده که به برخی از آنها به صورت کلی و به برخی هم به صورت جزئی در آیات و روایات بیان شده است.

فرق دلیل با علت[ویرایش]

فرق دلیل با علت - با توجه به تعریف هر یک- در مسائل فقهی، این است که دلیل، مقوله و قاعده ایست برای اثبات موضوع و حکم شرعی و با توجه به آن مجتهد حکمی را برای موضوعی استنباط می کند؛ اما علت، همان فلسفه و حکمت جعل و تشریع احکام شرعی بوده که شارع مقدس برای انسان ها قرار داده است که از آن تعبیر به مصالح و مفاسد می شود.
پس می توان گفت، دلیل در احکام شرعی، نوعی «علم و آگاهی» است، اما علت و معلول نوعی «رابطه بین دو شیء» می‌باشد و نباید «دلیل و علت» را به یک معنا به کار برد.
البته، در برخی از دلایل احکام شرعی، علت حکم شرعی هم بیان می شود و عموم آن علت در موضوعات دیگری که از مصادیق آن علت می باشند، سرایت داده می شود و از آن به «علت منصوصه» تعبیر می شود؛ [۴] [۵] [۶] [۷] یعنی، علتی که در نصّ (آیات و احادیث) تصریح شده باشد.
اما این که گفته شود فلان حکم شرعی علت دارد، ولی دلیل ندارد، این جمله صحیح نیست؛ زیرا یک حکم شرعی، وقتی به آن حکم شرعی گفته می شود که اثبات شده باشد و اثبات آن فقط با دلایل قطعی و یا ظنّی که به نوعی مورد اعتبار شارع است، ممکن می باشد و هیچ حکم شرعی بدون دلیل نمی شود؛ اما ممکن است که یک حکم شرعی، علتی داشته باشد که ما به آن دست نیافته ایم ؛ پس، جمله بر عکس است: فلان حکم شرعی دلیل دارد، ولی علتش را نمی دانیم. و یا خدای متعال به خاطر پرورش روح تعبّد و عبودیت آن را بیان نکرده است.


پانویس[ویرایش]
 
۱. . صلیبا، جمیل و صانعی دره بیدی، منوچهر، فرهنگ فلسفی، ص ۳۵۱، انتشارات حکمت، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
۲. . صلیبا، جمیل و صانعی دره بیدی، منوچهر، فرهنگ فلسفی، ص ۳۵۱، انتشارات حکمت، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
۳. . صلیبا، جمیل و صانعی دره بیدی، منوچهر، فرهنگ فلسفی، ص ۴۷۷، انتشارات حکمت، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
۴. . امام خمینی، سید روح الله، انوار الهدایه، ج ۱، ص ۲۶۳، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۱۵ ق.
۵. . ملا صالح مازندرانی، حاشیه معالم الدین، ص ۲۴۳، نشر کتاب فروشی داوری.
۶. . نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج ۲، ص ۵۵۵، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.    
۷. . نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج ۲، ص ۵۵۶، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.    



برای آگاهی بیشتر ر:ک به[ویرایش]

۱. فلسفه و حکمت احکام فقهی؛ سؤال ۸۹۹۳ (کاربر).    
۲. منابع بیان حکمت احکام و مخلوقات؛ سؤال ۲۶۰۸ (سایت:۲۷۴۸).    



منبع[ویرایش]

سایت اسلام کوئست    






جعبه‌ابزار