فرزند ابلیسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: شیطان، فرزند ابلیس.
پرسش: آیا شیطان فرزندی داشته که در جنگ صفین در رکاب امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌السلام ـ به شهادت رسیده باشد؟

پاسخ: از برخی روایات چنین استفاده می‌شود که بیشتر شیاطین جنی از فرزندان خود ابلیس هستند و از میان فرزندان او تنها یکی ایمان آورده که نام او «هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس» است.
در این روایات بیان شده است که هام بن هیم به دعوت حضرت نوح ـ علیه‌السلام ـ توبه کرد و با برخی از پیامبران (از جمله پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و نیز با امام علی علیه‌السلام) ملاقات کرد. و در جنگ صفین به شهادت رسید.


ایمان آوردن فرزند ابلیس

[ویرایش]

از برخی روایات چنین استفاده می‌شود که بیشتر شیاطین جنّی از فرزندان خود ابلیس هستند و از میان فرزندان او تنها یکی ایمان آورده که نام او «هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس» است.
[۱] علامه مجلسی‌، حیاة القلوب‌، ج ۳، ص ۶۳۵، انتشارات سرور، قم، چاپ ششم، ۱۳۸۴ش.
ایمان این فرد هم در منابع شیعی و هم در منابع اهل سنت گزارش شده است.

ماجرای هام بن هیم در منابع گوناگون

[ویرایش]

در چندین روایت، با اندکی اختلاف در نقل،
[۲] ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، ص ۱۷۵ ـ ۱۷۶، مکتبة النینوی الحدیثة، تهران، چاپ اول، بی‌تا.
[۴] عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق:عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج ۶، ص ۴۰۸، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
درباره هام بن هیم ماجرایی وارد شده است که در برخی منابع اسلامی به تناسب بحث ـ به‌ویژه در ذیل آیه شریفه «وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُوم»؛ «و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم»
[۷] شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تحقیق:حسینی ارموی (محدث)، میر جلال الدین، ج ۲، ص ۶۶۷ ـ ۶۶۸، دفتر نشر داد، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
ـ این جریان را آورده‌اند. در اینجا یکی از این روایات که دارای سلسله سند است، نقل می‌شود.

روایتی مستند درباره هام بن هیم

[ویرایش]


← رفتار و کردار منفی هام


امام صادق ـ علیه‌السلام ـ فرمود: «رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ در کوه‌های تِهامَه
[۸] لغت‌نامه دهخدا؛ تهامه، سرزمینی است هموار و ساحلی که از سمت شمال از شبه جزیره سینا تا نواحی یمن جنوبی امتداد دارد. شهرهای مکه، نجران، جدّه، صفا در این منطقه واقع است. به مکه معظمه به همین دلیل، تهامه نیز گفته می‌شود. در این سرزمین قبایلی نیز پیش از اسلام زندگی می‌کردند. کوهی نیز در این ناحیه وجود دارد که به کوه تهامه معروف است.
مردی را دید که بر عصای بلندی به اندازه درخت خرما تکیه زده است. پس حضرت فرمود: این آواز جن است. جن گفت: من هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس هستم.
حضرت فرمود: حد فاصل تو و ابلیس دو پدر می‌باشد؟
گفت: آری.
حضرت فرمود: بر تو چه گذشته؟
گفت: روزگارم را به بیهودگی گذراندم مگر اندکی از آن را. از روزی که قابیل، هابیل را کشت من بودم. می‌توانستم حرف بزنم. اعتصام به حبل الهی نداشتم، در بیشه می‌گشتم و از تپه‌ها بالا می‌رفتم و مردم را به قطع رحم با خویشاوندان و مال حرام دعوت می‌نمودم.
پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود:بد سیره‌ای است روش پیری که در سنین کهنسالی به اندیشه می‌نشیند و جوانی که در سنین جوانیش در آرزو ها و خیال‌پردازی، روزگار می‌گذراند.

← همراهی هام با برخی ائمه


آن جن گفت: من توبه کرده‌ام. آن زمان که همراه نوح ـ علیه‌السلام ـ در کشتی‌اش بودم و او را به دلیل دعایی که برای قوم خویش می‌نمود، ملامت کردم. حضرت نوح نیز مرا به توبه واداشت. پس از آن با هود علیه‌السلام، همراه با کسانی که به او ایمان آورده بودند، در مسجد آن حضرت بودم و او را نیز به جهت دعایی که برای قومش نمود، ملامت کردم و با الیاس در شن‌زارها به سر می‌بردم و همراه ابراهیم ـ علیه‌السلام ـ بودم آن هنگام که قوم وی با او خدعه کردند و آن‌ حضرت را در آتش انداختند. من در میانه منجنیق و آتش بودم که خداوند آتش را بر آن حضرت سرد و سلامت ساخت. پس از آن، با یوسف ـ علیه‌السلام ـ بودم آنگاه که برادرانش به وی حسادت ورزیدند و او را در چاهی افکندند. من او را به ژرفای چاه بردم و او را غذا می‌دادم و بسان یک رفیق با او رفتار می‌نمودم. بعد از آن، در زندان نیز یار و انیس‌ وی بودم تا این‌که خداوند وی را از آنجا رهایی بخشید. سپس همراه با موسی ـ علیه‌السلام ـ بودم. آن‌ حضرت بخشی از تورات را به من آموخت و فرمود: اگر در زمان حضرت عیسی هم بودی، سلام مرا بدو برسان. من نیز عیسی ـ علیه‌السلام ـ را ملاقات کردم و سلام موسی ـ علیه‌السلام ـ را به ایشان رساندم و همراه آن حضرت بودم تا این‌که بخشی از انجیل را به من آموخت و فرمود:اگر در دوران حضرت محمد ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بودی سلام مرا به آن حضرت ابلاغ کن. پس ای رسول خدا! عیسی بر تو سلام می‌رساند.
رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود:بر عیسی، روح خدا و کلمه‌اش ـ تا آن زمان که آسمان‌ها و زمین پا برجایند ـ سلام و بر تو نیز سلام ای هام! که سلام آنان را به من رساندی. اگر درخواست و حاجتی داری، بگو.

← حاجت خواستن هام از پیامبر


هام گفت: حاجت و خواسته من آن است که خداوند تو را برای امتت نگهدارد و آنان را برای تو نیکو و شایسته و صالح گرداند و به آنان استقامت عطا کند تا برای وصی و جانشین پس از تو مقاومت و استواری ورزند؛ چراکه امت‌های پیشین به‌ خاطر سرپیچی از اوصیای الهی به هلاکت رسیدند و خواسته من آن است که ای رسول خدا! سوره‌‌ای از قرآن را به من تعلیم دهی تا در نمازم آن را بخوانم.
رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ فرمود: به هام یاد بده و با او مدارا کن.

← تردید هام نسبت به امام علی


هام گفت: ای رسول خدا! این کسی که مرا بدو می‌سپاری کیست؟ ما گروه جنیان دستور نداریم از کسی که پیامبر یا جانشین پیامبر نیست فرمان‌برداری کنیم.

← پاسخ پیامبر به تردید هام


رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود: ای هام! در کتاب، وصی «آدم» را چه کسی یافتید؟ گفت:«شیث». جانشین «نوح» که بود؟ گفت:«سام». جانشین «هود» که بود؟ گفت: «یوحنا بن حنان» پسر عموی هود. وصی و جانشین «ابراهیم» که بود؟ گفت:«اسماعیل و جانشین اسماعیل، اسحاق». جانشین «موسی» که بود؟ گفت: «یوشع بن نون». جانشین «عیسی» که بود؟ گفت: «شمعون بن حمون صفا» پسر عموی مریم. فرمود: از چه رو اینان جانشینان پیامبران هستند.
هام گفت: چون در دنیا زاهدترین مردم بودند و راغب‌ترین آنان به آخرت.
پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود: در کتاب، جانشین «محمد» را چه کسی یافته‌اید؟ گفت:در تورات، نامش «إلیاست».
آن‌ حضرت فرمود: این «إلیاست» او علی جانشین و برادر من است، او زاهدترین مردم نسبت به دنیا و راغب‌ترین نسبت به خداوند در آخرت می‌باشد.
هام بر علی ـ علیه‌السلام ـ سلام کرد و گفت: ای رسول خدا! آیا او نام دیگری هم دارد؟
فرمود: آری، «حیدر» پس علی ـ علیه‌السلام ـ سوره‌هایی از قرآن را به او آموخت.
هام گفت: ای علی! ای جانشین محمد! آیا آنچه از قرآن به من آموختی، برای نماز من کافی است؟
فرمود: آری. اندک قرآن، بسیار است.

← سلام دوباره هام بر پیامبر


یک بار دیگر هام آمد و بر رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ سلام داد و خداحافظی کرد و برگشت. و دیگر پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را ندید تا این‌که آن حضرت از دنیا رفت.
[۱۱] صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی‌الله‌علیهم، محقق و مصحح: کوچه باغی، محسن بن عباس‌علی،‌ ج ۱، ص ۹۸ ـ ۹۹ ؟؟؟، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
[۱۲] راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۵۶ ـ ۸۵۸، مؤسسه امام مهدی (عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.


← حضور هام نزد امام علی


و در برخی منابع دیگر در ادامه روایت چنین آمده که هام در لیلة الهریر، به نزد حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ آمد.
[۱۴] راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۵۸، مؤسسه امام مهدی (عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
[۱۵] ابن شاذان قمی، أبوالفضل شاذان بن جبرئیل، الروضة فی فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب (ع)، محقق و مصحح:شکرچی، علی، ص ۲۲۳، ‌مکتبة الأمین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.


← شهادت هام در جنگ صفین


همچنین در برخی دیگر از منابع آمده است که او در جنگ صفین در رکاب امام علی ـ علیه‌السلام ـ کشته شد.
[۱۸] ابن شاذان قمی، أبو الفضل شاذان بن جبرئیل، الروضة فی فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب (ع)، محقق و مصحح:شکرچی، علی، ص ۲۲۳، ‌مکتبة الأمین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.


سند و راویانِ روایت

[ویرایش]

در سلسله سند این روایت که کامل‌ترین آن در بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی‌الله‌علیهم‌
[۱۹] این کتاب نوشته محمد بن حسن صفار (متوفی ۲۹۰ ق) از علمای شیعه امامیه و صحابی امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ است که درباره شناخت ائمه و خصوصیات امام نوشته شده است.
وجود دارد، این راویان هستند: «إبراهیم بن هاشم»، «إبراهیم بن إسحاق»، «عبداللَّه بن حَمّاد» و «عمرو بن یزید بَیّاع السّابری»‌ که همه توثیق شده‌اند و حتی برخی از آنها جلیل القدر می‌باشند.

متن و محتوای روایت

[ویرایش]

از جهت متن و محتوا هم دارای مشکل اعتقادی نیست و مخالف مبانی و اصول اعتقادی شیعه نیست.

ارتباط داشتن جنیان با انسان‌ها

[ویرایش]

به علاوه اجمالاً می‌دانیم جن، گاهی در زندگی انسان تأثیر گذاشته و برخی از انسان‌ها نیز در زندگی جنیان مؤثر می‌باشند و برحسب روایات دیگری که نقل شده است؛ آنان‌ با انبیا و ا ائمه ـ علیهم‌السلام ـ ارتباط داشته‌اند که این روایت یکی از آنان است. لذا جنیان می‌توانند با برخی از انسان‌ها ارتباط برقرار کنند. همان‌طور که در این روایت بیان شده است؛ هام بن هیم ـ که یکی از جنیان از نسل شیطان بود ـ به‌وسیله حضرت نوح ـ علیه‌السلام ـ توبه کرد. و به ملاقات پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و امام علی ـ علیه‌السلام ـ رسید و با آنها ارتباط برقرار کرد.
[۲۰] شاه زالدین، اعداد ولی زاربن، الجن فی الکتاب و السنّة، دارالبشائر الاسلامیة، بیروت، چاپ اول، ۱۹۹۶ م.
[۲۱] علی مهنّا، عبدالامیر، الجن فی القرآن و السنّة، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، ۱۹۹۲ م.
[۲۲] الرفاعی، عبدالرحمن محمد، الجن بین الاشارات القرآنیة و علم الفیزیاء، مکتبة مربوسی الصغیر، چاپ اول ۱۹۹۷م
[۲۳] رجالی تهرانی، علیرضا، جن و شیطان، نشر نبوغ.
[۲۴] خداکرمی، ابوعلی، دانستنی‌هایی درباره جن.


روایتی از پیامبر

[ویرایش]

در روایتی از پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ نقل شده است که هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس از اهل بهشت است.
[۲۵] ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، ص ۱۷۶، مکتبة النینوی الحدیثة، تهران، چاپ اول، بی‌تا.
[۲۶] عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق:عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج ۶، ص ۴۰۸، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. علامه مجلسی‌، حیاة القلوب‌، ج ۳، ص ۶۳۵، انتشارات سرور، قم، چاپ ششم، ۱۳۸۴ش.
۲. ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، ص ۱۷۵ ـ ۱۷۶، مکتبة النینوی الحدیثة، تهران، چاپ اول، بی‌تا.
۳. بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، تحقیق:قلعجی، عبدالمعطی، ج ۵، ص ۴۱۸ ۴۲۰، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.    
۴. عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق:عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج ۶، ص ۴۰۸، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
۵. حجر (۱۵)، آیه ۲۷.    
۶. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح:موسوی جزائری، طیب، ج ۱، ص ۳۷۵، دارالکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.    
۷. شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تحقیق:حسینی ارموی (محدث)، میر جلال الدین، ج ۲، ص ۶۶۷ ـ ۶۶۸، دفتر نشر داد، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۳ش.
۸. لغت‌نامه دهخدا؛ تهامه، سرزمینی است هموار و ساحلی که از سمت شمال از شبه جزیره سینا تا نواحی یمن جنوبی امتداد دارد. شهرهای مکه، نجران، جدّه، صفا در این منطقه واقع است. به مکه معظمه به همین دلیل، تهامه نیز گفته می‌شود. در این سرزمین قبایلی نیز پیش از اسلام زندگی می‌کردند. کوهی نیز در این ناحیه وجود دارد که به کوه تهامه معروف است.
۹. الحمیری، محمد بن عبدالمنعم، الروض المعطار فی خبر الاقطار، ص ۱۴۱، مکتبة لبنان، بیروت، چاپ دوم، ۱۹۸۴م.    
۱۰. یاقوت حموی، شهاب‌الدین ابوعبدالله، معجم البلدان، ج ۲، ص ۶۳ و ۶۴، دار صادر، بیروت، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.    
۱۱. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی‌الله‌علیهم، محقق و مصحح: کوچه باغی، محسن بن عباس‌علی،‌ ج ۱، ص ۹۸ ـ ۹۹ ؟؟؟، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
۱۲. راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۵۶ ـ ۸۵۸، مؤسسه امام مهدی (عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
۱۳. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح:موسوی جزائری، طیب، ج ۱، ص ۳۷۶، دارالکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.    
۱۴. راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۵۸، مؤسسه امام مهدی (عج)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
۱۵. ابن شاذان قمی، أبوالفضل شاذان بن جبرئیل، الروضة فی فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب (ع)، محقق و مصحح:شکرچی، علی، ص ۲۲۳، ‌مکتبة الأمین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.
۱۶. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، محقق و مصحح:اعلمی، حسین‌، ج ۳، ص ۱۰۷، مکتبة الصدر، تهران، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق    
۱۷. العروسی الحویزی، عبد علی بن جمعة، تفسیر نورالثقلین، محقق و مصحح:رسولی محلاتی، هاشم، ج ۳، ص ۸،‌ انتشارات اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.    
۱۸. ابن شاذان قمی، أبو الفضل شاذان بن جبرئیل، الروضة فی فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب (ع)، محقق و مصحح:شکرچی، علی، ص ۲۲۳، ‌مکتبة الأمین، قم، چاپ اول، ۱۴۲۳ق.
۱۹. این کتاب نوشته محمد بن حسن صفار (متوفی ۲۹۰ ق) از علمای شیعه امامیه و صحابی امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ است که درباره شناخت ائمه و خصوصیات امام نوشته شده است.
۲۰. شاه زالدین، اعداد ولی زاربن، الجن فی الکتاب و السنّة، دارالبشائر الاسلامیة، بیروت، چاپ اول، ۱۹۹۶ م.
۲۱. علی مهنّا، عبدالامیر، الجن فی القرآن و السنّة، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ اول، ۱۹۹۲ م.
۲۲. الرفاعی، عبدالرحمن محمد، الجن بین الاشارات القرآنیة و علم الفیزیاء، مکتبة مربوسی الصغیر، چاپ اول ۱۹۹۷م
۲۳. رجالی تهرانی، علیرضا، جن و شیطان، نشر نبوغ.
۲۴. خداکرمی، ابوعلی، دانستنی‌هایی درباره جن.
۲۵. ابن اشعث، محمد بن محمد، الجعفریات (الأشعثیات)، ص ۱۷۶، مکتبة النینوی الحدیثة، تهران، چاپ اول، بی‌تا.
۲۶. عسقلانی، احمد بن علی بن حجر، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق:عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج ۶، ص ۴۰۸، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : شیطان | کلام




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار