فدک و ارثذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: ارث، فدک، حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها، هدیه، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله.
پرسش: بعید است که زکریای پیامبر ـ علیه‌السلام ـ از خدا فرزندی خواسته باشد تا تنها اموال او را به ارث برد؟ پس چرا حضرت زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ به این آیه برای اثبات حقانیت خود در درخواست ارث استدلال کرد؟
پاسخ: آیاتی که در استدلال حضرت فاطمه زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ برای اثبات مالکیت خود بر فدک مطرح شده، برخی تنها در ارتباط با ارث مادی بوده و برخی دیگر عمومیت داشته و با آن‌که در ارث معنوی ظهور و بروز بیش‌تری دارند، اما ارث مادی را نیز نمی‌توان از دایرۀ شمول آنها خارج دانست. با این وجود، نکتۀ اصلی استدلال حضرتشان این بود که اصل ارث بردن فرزند از پدر در قرآن ثابت شده است؛ اما آیا می‌توان آیه‌ای از قرآن را مشاهده کرد که ناظر بر آن باشد که فرزندان پیامبران مشمول این قانون کلی نیستند؟! طبیعی است که استناد به حدیثی از پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ در این زمینه ـ آن هم از جانب افرادی که شعار «حسبنا کتاب الله» یکی از حلقه‌های زنجیره‌ای بود که با کمک آن به قدرت رسیدند ـ نمی‌توانست پاسخی مناسب در برابر این استدلال محکم دختر پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به شمار آید.


بررسی پرسش[ویرایش]

این پرسش در نگاه اول، شاید پرسشی منطقی و معقول به شمار آید و برخی نیز با همین نگاه ظاهربینانه تلاش نموده‌اند تا استدلال حضرت زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ به دسته‌ای از آیات برای اثبات مالکیت بر فدک را مورد نقد قرار دهند. اما طبیعی است که برای بررسی این واقعۀ تاریخی، نیاز به تحلیل موضوعات پیرامونی داریم که به ترتیب و به اختصار بدان‌ها خواهیم پرداخت:

أ. دست‌یابی به فدک بدون جنگ[ویرایش]

این‌که فدک از اموالی بود که بدون جنگ و خون‌ریزی به دست آمده و براساس آیۀ ششم سورۀ حشر مالکیت آن در اختیار پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بود، تقریباً از امور مسلم تاریخی است و مفسران قرآن نیز یکی از مصادیق اصلی آیۀ یادشده را فدک می‌دانند. [۱]
از سوی دیگر، طبیعی بود که اموال متعلق به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بعد از ایشان به وارثانشان برسد و با توجه به این‌که فاطمۀ زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ تنها فرزند باقی‌مانده از ایشان بود، جز اندکی از اموال که به همسران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌رسید، بخش عمدۀ اموال به آن حضرت منتقل می‌شد.

ب. هدیه بودن فدک[ویرایش]

شیعیان معتقدند که فدک در زمان پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به زهرا سلام‌الله‌علیها هدیه شد، اما به‌هر‌حال بعد از رحلت پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ تفاوت چندانی در نتیجه وجود نداشت؛ چراکه اگر هدیه بود که دیگر نوبت به ارث نمی‌رسید و اگر چنین هدیه‌ای هم اثبات نشده بود، باز فاطمه ـ سلام‌الله‌علیها ـ با استفاده از قانون ارث، مالک آن می‌شد.

ج. محرومیت خاندان نبوت از پشتوانه‌های مالی[ویرایش]

به تصریح معتبرترین منابع اهل سنت، پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ هنگام وفات، تصمیم به نگارش وصیتی داشته؛ اما خلیفۀ دوم با شعار «حسبنا کتاب الله» مانع از اجرای تصمیم ایشان شده و بر حسب سیاست، صریحاً اعلام کرد که جز متن قرآن هیچ چیز دیگری را به رسمیت نمی‌شناسد! [۲] این اقدام، یک حلقه از زنجیره‌ای بود که سرانجام به خارج کردن خلافت از خاندان پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ انجامید.
طبیعی بود بعد از این ماجرا نوبت به آن برسد که خاندان نبوت از هر آن‌چه می‌تواند از لحاظ مالی پشتیبان آنان باشد، محروم شوند؛ چنان‌چه در عمل، چنین اتفاقی افتاد!
این تصمیمی بود که گرفته شد و شیوۀ دست‌رسی به این هدف در مرحلۀ بعدی قرار داشت و در این راه برای اجرا‌کنندگان این تصمیم، تفاوتی نداشت که فدک از چه راهی به دست فاطمه سلام‌الله‌علیها رسیده؟ از راه هدیه یا ارث؟! به احتمال زیاد، برای هر دو مورد، نقشه‌ای از پیش طراحی شده وجود داشت!

د. احقاق حق فدک از راه ارث[ویرایش]

اکنون که شرایط به‌گونه‌ای تحمیل شده بود که امکان احقاق حق از مسیر طبیعی و قانونی وجود نداشت، باید مسیری دنبال می‌شد که قضاوت برای آیندگان و حق‌جویان آسان‌تر شود. در همین راستا، دختر پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ برای اثبات حق خود مسیری را طی کرد و از استدلالاتی بهره جست که طرف مقابل به دلیل عمل‌کرد پیشین خود، هیچ پاسخی در مقابل آن نداشت و یا از پاسخ‌هایی بهره جست که دقیقاً در تعارض با رویکردهای قبلی خود بود. این شیوۀ استدلال در تاریخ اهل بیت ، مصادیق دیگری نیز دارد که به‌عنوان نمونه، به موردی از آن در پرسش ۱۱۲۰۶ پرداخته شده است.
توضیح بیش‌تر آن‌که اگر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، هدیه بودن فدک را مطرح می‌کرد، تقاضای شاهد و دلیل می‌شد و از طرفی افراد مطلع تحت فشار قرار می‌گرفتند که از ادای شهادت خودداری کرده و اگر بر فرض، گواهانی جرأت کرده و به نفع ایشان شهادت می‌دادند، تلاش در تخطئۀ این شهود و عدم کفایت گواهی آنان شده و این‌گونه وانمود می‌شد که از دیدگاه قضایی، موضوع هدیۀ فدک از جانب پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به دخترشان ثابت نشده است؛ به همین دلیل، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، موضوع هدیه را کم‌رنگ‌تر مطرح فرموده و مسیری دیگر یعنی ارث را دنبال کردند؛ زیرا تمام مسلمانان می‌دانستند که فدک در اختیار شخص پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ بود و این موضوع، آن‌چنان بدیهی و آشکار بود که نیازی به شاهد و گواه نداشت تا جایی که طرف مقابل نیز اصل این موضوع را انکار نکرد. زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ ادعای ارث را مطرح کرد؛ یعنی این‌که حتی اگر این مال به من هدیه نشده بود، با ارث به من خواهد رسید. دست‌کم ارثم را به من بدهید!

← استناد جضرت فاطمه به آیات ارث
ایشان برای استحقاق خود نسبت به ارث، به هیچ روایتی از پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ استناد نکرده؛ بلکه مجموعه‌ای از آیات قرآنی ـ و نه‌تنها یک آیه ـ را به‌عنوان دلیل مطرح فرمودند که برخی صراحتاً مرتبط با ارث از اموال بوده [۳] [۴] [۵] و برخی دیگر نیز می‌توانست هم شامل ارث معنوی و هم ارث مادی شود. [۶] [۷]

نکات برگرفته از استدلال حضرت زهرا[ویرایش]

اما مهم‌ترین نکات برگرفته از استدلال ایشان آن بود:

← اول
اصل موضوع ارث هم در قرآن بیان شده و هم مورد پذیرش تمام مسلمانان است؛ اما این‌که فرزندان پیامبران از ارث مادی محروم‌اند، با نگاه «تنها قرآن‌محوری» [۸] در کدامین آیه از قرآن آمده است؟!

← دوم
حتی اگر بپذیریم برخی آیات، ظهور در ارث معنوی دارد، این‌که چنین آیاتی به‌هیچ‌وجه شامل ارث مادی نمی‌شود، برگرفته از کدامین آیه است؟!

← سوم
شما که با شعار «حسبنا کتاب الله» پدرم را از نگارش وصیت باز داشتید، با استناد به همان کتاب خدا، دلیل محرومیتم از ارث را بیان دارید! از حدیث پدرم سخن نگویید که خود پیش از این با عمل‌کرد خویشتن، ملتزم نبودن به آن را نشان داده‌اید!

استناد به برخی منابع اهل سنت[ویرایش]

با توجه در توضیحات ارائه‌شده، اکنون بخش‌هایی از این ماجرای تاریخی را با استناد به دو منبع از قدیمی‌ترین منابع اهل سنت مرور خواهیم کرد:

← أ. استدلال حضرت زهرا به آیات قرآن
سپس فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها در ادامۀ کلامشان فرمودند: آیا برای تصاحب اموال پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ کتاب خدا را رها کرده و آموزه‌های آن را به کناری می‌نهید؟! خدا در قرآن می‌فرماید:
۱. سلیمان از داوود ارث برد.
۲. خدایا! فرزندی به من هدیه فرما تا ارث من و خاندان یعقوب به او برسد (ماجرای یحیی و زکریا).
۳. بر اساس فرمان خداوند، برخی اعضای خانواده، اولویت بیش‌تری در دریافت ارث از دیگران دارند.
۴. خداوند سفارشتان کرد که پسرانتان دو برابر دختران ارث برند.
۵. این وظیفۀ پرهیزکاران است که اگر ثروتی از آنان باقی ماند، برای چگونگی استفادۀ پدر و مادر و نزدیکانشان از آن ثروت، سفارشات لازم را انجام دهند.

←← استدلال‌های دیگر حضرت زهرا
ـ با این همه آیه‌ها، شما گمان می‌کنید که من نسبت به اموال پدرم نه حقی دارم و نه ارثی از او به من می‌رسد، گویا هیچ نسبت خانوادگی با او ندارم؟!
ـ آیا آیه‌ای در قرآن ـ در مورد ارث ـ وجود دارد که تنها مخصوص شما باشد و خدا پیامبرش را از شمول قانون مندرج در آن استثنا کرده باشد؟!
ـ یا این‌که می‌گویید ما از دو دین متفاوت بوده و به همین دلیل از هم ارث نمی‌بریم؟! آیا من و پدرم از یک دین نبودیم؟!
ـ شاید شما گمان می‌کنید که قرآن را بهتر از پیامبر می‌فهمید؟!
ـ آیا به دنبال قانون زمان جاهلیت هستید؟!... .

ـ آیا با ظلم و ستم، از ارث محروم می‌شوم؟!
ـ همانا ستم‌کاران خواهند دانست که به چه سرنوشتی گرفتار خواهند شد! [۹]

← ب. ادعاهای حضرت زهرا، امام علی و عباس
فاطمۀ زهرا سلام‌الله‌علیها، امام علی علیه‌السلام و عباس عموی پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ نزد ابوبکر آمده و درخواست میراث کردند.
ابوبکر گفت که پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود: ما میراثی بر جای نمی‌گذاریم و آن‌چه از ما باقی مانده، صدقه به شمار خواهد آمد و آن مخارجی که پیامبر عهده‌دار آن بوده، من نیز متکفل آن خواهم شد!!
امام علی ـ علیه‌السلام ـ فرمود: سلیمان از داوود ارث برد و زکریا گفت که فرزندم از من و آل یعقوب ارث برد!
ابوبکر گفت: همان است که گفتم و به خدا تو هم آن‌چه من می‌دانم، می‌دانی!
امام علی ـ علیه‌السلام ـ فرمود: این کتاب خدا قرآن است که به صراحت سخن می‌گوید!
بعد از این گفت‌و‌گو، همه ساکت شده و به جایگاه خود برگشتند! [۱۰]

← ج. روایتی از عمر
از خلیفه دوم عمر نقل شده است: آن روزی که پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ رحلت فرمود، در همان روز برای ابوبکر بیعت گرفته شد. فردای آن روز فاطمه ـ سلام‌الله‌علیها ـ درحالی‌که علی علیه‌السلام همراهش بود، نزد ابوبکر آمد و به او گفت: ارث خود از پیامبر، پدرم را می‌خواهم!
ابوبکر گفت: ارث یا هدیه؟!
فاطمه فرمود: همان‌گونه که دخترانت از تو ارث خواهند برد، من نیز مستحق ارث فدک، خیبر و اموالی که پدرم در مدینه داشته و آن را صرف امور خیر می‌کرده، خواهم بود.
ابوبکر گفت: سوگند به خدا که پدرت بهتر از من بود و تو نیز از دخترانم بهتری! اما پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فرمود که ما ارث بر جای نمی‌گذاریم. آن‌چه از ما بر جای می‌ماند، صرف امور خیریه خواهد شد! آیا تو گمان می‌کنی که پدرت این اموال را در زمان زندگی‌اش به تو هدیه داده؟ سوگند به خدا اگر جواب مثبت دهی، سخنت را خواهم پذیرفت!
فاطمه فرمود: ام ایمن به من خبر داد که پدرم این اموال را به من بخشید.
ابوبکر گفت: آیا از پدرت شنیدی که خودش این مطلب را به تو بگوید؟! اگر این را بگویی، خواهم پذیرفت!
فاطمه فرمود: هرچه لازم بود، به تو گفتم! [۱۱]

پانویس[ویرایش]
 
۱. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۸، ص ۲۴، دارالمعرفة، بیروت، ۱۴۱۲ق.
۲. به‌عنوان نمونه، صحیح بخاری، باب کتابة العلم، باب مرض النبی ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و وفاته و باب کراهیة الخلاف.
۳. بقره (۲)، آیه ۱۸۰.    
۴. نساء (۴)، آیه ۱۱.    
۵. احزاب (۳۳)، آیه ۶.    
۶. مریم (۱۹)، آیه ۶.    
۷. نمل (۲۷)، آیه ۱۶.    
۸. برخلاف اعتقاد ما که براساس حدیث ثقلین به دو محور قرآن و اهل بیت معتقدیم که البته با توجه به همان حدیث، محور قرآن، بزرگ‌تر است.
۹. ابن طیفور، احمد بن أبی‌طاهر، بلاغات النساء، ص ۲۹، قم، چاپ اول، بی‌تا.
۱۰. محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج ۲، ص ۲۴۱، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۰ق.    
۱۱. همان.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    






جعبه‌ابزار