غیبت امام زمانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف.
پرسش: اگر شیعه معتقد است که امام زمانِ آنها وجود دارد، ولی غایب است، پس چگونه از مکانش خبری ندارد و بعد از گذشت حدود ۱۲۰۰ سال هیچ‌گونه اثری از او ظاهر نمی‌شود، این در حالی است که خداوند «جل و علی» از چنین کاری بری است و غیبت امام با حکمت و تدبیر الهی منافات دارد؟
پاسخ:

فهرست مندرجات
۱ - وجود امام زمان
       ۱.۱ - اولاً:اعتقاد اهل سنت به وجود امام
              ۱.۱.۱ - روایتی از صحیح ابی‌داود
              ۱.۱.۲ - روایتی از امام علی
              ۱.۱.۳ - روایتی از سیوطی
              ۱.۱.۴ - روایتی از ابی‌داود در المهدی
              ۱.۱.۵ - روایتی از متقی
       ۱.۲ - ثانیاً:ولادت امام زمان
              ۱.۲.۱ - روایتی از مطری
              ۱.۲.۲ - روایتی از ابولولید
              ۱.۲.۳ - روایتی در ینابیع الموده
              ۱.۲.۴ - روایتی از عبدالوهاب
              ۱.۲.۵ - روایتی از سلیمان قندوزی
              ۱.۲.۶ - روایتی از کتاب البرهان
       ۱.۳ - ثالثاً:رؤیت حضرت قبل از غیبت صغری
              ۱.۳.۱ - روایتی از قندوزی
              ۱.۳.۲ - روایتی از ایوب نوح
       ۱.۴ - رابعاً:کیفیت انتفاع مردم از امام
              ۱.۴.۱ - روایتی از سلیمان اعمش
              ۱.۴.۲ - سخنی از سلیمان اعمش
۲ - پانویس
۳ - منبع

وجود امام زمان[ویرایش]


← اولاً: اعتقاد اهل سنت به وجود امام
باید گفت که تنها علما و روات شیعه نیستند که اعتقاد دارند امام زمان وجود دارد، بلکه براساس روایات فراوانی که از پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ رسیده است، علمای اهل سنت نیز موضوع مهدویت را قبول دارند و از موضوعات مجمع‌علیه است؛ و روایت کرده‌اند که آن حضرت (مهدی) از فرزندان حضرت فاطمه ـ سلام‌الله‌علیه ـ است و پس از آنکه مدتی امامت اهل بیت پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ منقطع گردد و زمین را ظلم و جور فراگیرد، مردی از اهل بیت پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به نام مهدی ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ خروج می‌کند و به اذن و بَعثِ الهی زمین را پُر از عدل‌و‌داد می‌نماید و هرکس او را درک کند و تبعیت نماید، از جمله هدایت شدگان می‌باشد و این در زمانی اتفاق می‌افتد که امت بر هفتاد و سه فرقه متفرق می‌شوند و تنها یک فرقه از آنان به بهشت وارد می‌شود و بقیه آنها به جهنم خواهند رفت.
از جمله این روایات می‌توان به این موارد اشاره کرد:

←← روایتی از صحیح ابی‌داود
در صحیح ابی‌داود به سند خود از ام سلمه آمده است که قالت: «سمعت رسول‌الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ یقول: المهدی من عترتی من ولد فاطمه» [۱] [۲] [۳] [۴]

←← روایتی از امام علی
و در کنزالعمال آمده: عن علی ـ علیه‌السلام ـ قال: «المهدی رجل منّا من ولد فاطمه» [۵]

←← روایتی از سیوطی
و سیوطی در الدر المنثور در تفسیر سوره محمد آورده: أخرج ابن ابی‌شیبه عن ابی‌سعید الخدری قال «قال رسول‌الله ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ یخرج رجل من اهل بیتی عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن یکون عطاؤه حثیاً.»

←← روایتی از ابی‌داود در المهدی
و صحیح ابی‌داود در کتاب المهدی ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ روایت کرده است به سند خود از ابی‌الطفیل از علی ـ علیه‌السلام ـ از پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ که فرمود «لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله رجلاً من اهل بیتی یملأها عدلا کما مُلئت جوراً» [۶]

←← روایتی از متقی
و متقی در کنزل العمال این‌گونه روایت می‌کند از پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ که فرمود: «کیف أنت یا عوف اذا افترقت علی ثلاث و سبعین فرقه، واحدة منها فی الجنة و سائرهنّ فی النّار (الی أن قال) ثم تجیء فتنة غبراء مظلمة ثم تتبع الفتن بعضها بعضاً حتی یخرج رجل من اهل بیتی یقال له المهدی فان أدرکته فاتبعه و کن من المهتدین.» [۷]

← ثانیاً: ولادت امام زمان
علاوه بر این روایات که موضع مهدویت را بیان می‌دارند، تعداد قابل توجهی از مورخان و محدثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در کتب خود ذکر کرده‌اند و آن را یک واقعیت دانسته‌اند و بعضی از پژوهشگران بیش از صد نفر آنان را ذکر کرده‌اند؛ [۸] و از این طریق وجود آن حضرت به اثبات می‌رسد؛ چراکه آن حضرت با تولد به وجود آمده است. برای اثبات این مدعی به چند نمونه از این موارد اشاره می‌کنیم:

←← روایتی از مطری
در کتاب الزام الناصب از عبدالله بن محمد مطری حکایت شده است، که شیخ جلال‌الدین عبدالرحمن ابی‌بکر سیوطی در کتاب «احیاء المیت بفضائل اهل البیت» می‌گوید: «همانا از ذریه حسین بن علی ـ علیه‌السلام ـ » مهدی ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ مبعوث می‌گردد در آخر الزمان، (تا اینکه می‌گوید) پس امام اول علی بن ابی‌طالب ـ علیه‌السلام ـ است و اسامی ائمه را ذکر می‌کند؛ سپس می‌گوید: یازدهم از ایشان پسر اوست به نام «الحسن العسکری» و دوازدهم پسر اوست به نام «م ح م د» القائم المهدی ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ و اینکه نصوص درباره دولت اسلامی او، از پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و از جدش علی بن ابی‌طالب ـ علیه‌السلام ـ و از بقیه آبا و اجدادش که اهل شرف و مرتبت می‌باشند، ذکر شد و اوست که صاحب شمشیر است و قیام کننده‌ای است که انتظار او می‌رود.» [۹]

←← روایتی از ابولولید
و نیز ابولولید محمد بن شحنة الحنفی در کتاب تاریخش که به نام روضة المناظر فی اخبار للاوائل والاواخر که در حاشیه کتاب مروج الذهب می‌باشد،‌ آورده است: «و ولد لهذا الحسن (یعنی الحسن العسکری ـ علیه‌السلام ـ ولده المنتظر ثانی عشرهم و یقال له المهدی ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ و القائم واالحجة، محمد ولد فی سنة خمس و خمسین و مأتین.» یعنی: «و به دنیا آمد برای امام حسن؛ یعنی امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ فرزندش که انتظار کشیده می‌شود، به‌عنوان دوازدهمین امام و به او مهدی، قائم و حجت گفته می‌شود. (م ح م د) در سال ۲۵۵ هـ متولد شد.»

←← روایتی در ینابیع الموده
و در کتاب ینابیع الموده آمده است: «ولد لأبی محمد الحسن مولود فسماه محمداً فعرضه علی اصحابه یوم الثالث و قال: هذا امامکم من بعدی و خلیفتی علیکم و هو القائم الذی تمتّد علیه الأعناق بالانتظار فاذا امتلأت الارض جوراً و ظلما خرج فیملأها قسطاً و عدلاً» [۱۰] و روایات دیگری که در خصوص ولادت آن حضرت آمده و در کتب تاریخی و حدیث مندرج شده است.
اما در خصوص این مطلب که آن حضرت پس از تولد چگونه و در کجا زندگی می‌کرده و می‌کند نیز روایاتی وجود دارد:

←← روایتی از عبدالوهاب
از جمله آنها می‌توان کلام شیخ عبدالوهاب الشعرانی در یواقیت الجواهر، مبحث ۶۵ ـ در بیان اینکه تمام شرایطی که شارع مقدس قبل از قیامت به آن خبر داده است حق است؛ ـ تمسک جست که می‌گوید: «ناچاریم که تمام آن شرایط واقع شود و از جمله آنها خروج مهدی است (تا اینکه می‌گوید) و او از اولاد امام حسن عسکری ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ است و هنگام تولد او شب و نیمه شعبان سال ۲۵۵ هـ. ق است، و او باقی است تا اینکه با عیسی بن مریم ـ علیه‌السلام ـ همراه شود؛ پس عمر او تاکنون که سال ۹۵۸ هجری است، ۷۰۶ سال است.» [۱۱]

←← روایتی از سلیمان قندوزی
و نیز در کتاب ینابیع الموده، شیخ سلیمان قندوزی می‌آورد: در مورد آیه «و جعلها کلمة باقیة فی عقبه لعلّهم یرجعون» [۱۲] که ثابت ثمالی از علی بن الحسین ـ علیه‌السلام ـ و او از پدرش و او از علی بن ابی‌طالب ـ علیه‌السلام ـ نقل می‌کند که گفت: در شأن نزول این آیه اینکه خداوند قرار داد امامت را در نسل حسین ـ علیه‌السلام ـ تا روز قیامت و همانا برای قائم ما، دو غیبت است؛ یکی از آنها طولانی‌تر از دیگری است. پس کسی امامت او را قبول نمی‌کند مگر کسی که یقینش قوی باشد و شناخت صحیح داشته باشد.» [۱۳]

←← روایتی از کتاب البرهان
و نیز در کتاب «البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان» در باب دوازدهم از ابی‌عبدالله بن حسین بن علی ـ علیه‌السلام ـ آمده که فرمود: «برای صاحب این امر یعنی مهدی ـ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ـ دو غیبت وجود دارد یکی از آن دو طولانی می‌شود تا اینکه بعضی می‌گویند او مرده است و بعضی می‌گویند او رفته است و کسی از موضعش خبری ندارد از دوست و غیر دوست مگر کسی که متصدی خدمتگزاری اوست.» [۱۴]

← ثالثاً: رؤیت حضرت قبل از غیبت صغری
اینکه در زمان حیات پدر بزرگوارش امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ آن حضرت رؤیت شده‌اند و بر این مدعی روایات وجود دارد که می‌توان از جمله آنها به این روایت اشاره کرد:

←← روایتی از قندوزی
شیخ سلیمان قندوزی در ینابیع الموده می‌آورد: «خادم فارسی گفت: من در خانه بودم، کنیزی از خانه خارج شد و همراه او چیزی بود که تکان می‌خورد، پس ابومحمد (امام حسن عسکری ـ علیه‌السلام ـ به او فرمود: آنچه را که همراه توست آشکار کن، در این هنگام پسر بچه‌ای سفید و دارای رویی نیکو ظاهر شد. پس حضرت عسکری ـ علیه‌السلام ـ فرمود: این امام شماست بعد از من و تو آن را بعد از این نمی‌بینی.» [۱۵]

←← روایتی از ایوب نوح
و روایت دیگر که شاید مهم‌ترین روایت است که شاهد بر ادعای رؤیت آن حضرت قبل از غیبت صغری می‌باشد. حسن بن ایوب نوح (از وکلای امام هادی ـ علیه‌السلام ـ می‌گوید: ما که چهل نفر از اصحاب امام عسکری ـ علیه‌السلام ـ بودیم برای پرسش از امام بعدی به محضر امام عسکری رفتیم. در مجلس آن حضرت، عثمان بن سعید عَمْری (یکی از وکلای بعدی امام زمان ـ علیه‌السلام ـ بپا خاست و عرض کرد می‌خواهم از موضوعی سؤال کنم، که درباره آن از من داناتری. امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: بنشین. عثمان با ناراحتی خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هیچ‌کس خارج نشود. کسی بیرون نرفت و پس از مدتی امام ـ علیه‌السلام ـ عثمان را صدا زد، او بپا خاست. حضرت فرمود: می‌خواهید به شما بگویم که برای چه به اینجا آمده اید همه گفتند: بفرمایید. فرمود: به اینجا آمده‌اید تا از حجت و امام پس از من بپرسید. گفتند: بلی. در این هنگام پسری نورانی همچون پاره ماه که شبیه‌ترین مردم به امام عسکری ـ علیه‌السلام ـ بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمود: «این امام بعد از من و جانشین من در میان شماست. فرمان او را اطاعت کنید و بعد از من اختلاف نکنید که در این صورت هلاک خواهید شد و دینتان تباه گردد.» [۱۶] [۱۷]
پس آنچه از روایات مشخص می‌شود، این است که آن حضرت تا قبل از غیبت صغری رؤیت شده است؛ لکن در زمان غیبت صغری و کبری، آن حضرت از دیده مخفی مانده است؛ و از ضروریات می‌باشد، که آن حضرت در طول غیبت صغری از طریق نواب خاصه خویش ـ که چهار نفر بودند ـ با مردم ارتباط داشته و حتی عده‌ای که نام‌های آنها هم غالباً در کتب شیعه ضبط شده است، به خدمت ایشان مشرف می‌شدند. [۱۸]

← رابعاً: کیفیت انتفاع مردم از امام
پس از اثبات وجود آن حضرت در‌عین‌حال که غائب است، آثار او ظاهر و بارز است؛ چر که خیل عظیمی از شیعیان متواتراً خدمت آن حضرت مشرف می‌شوند. [۱۹] علاوه بر آن روایاتی نقل شده است که اهل سنت هم به آن اقرار کرده‌اند، مبنی بر اینکه کیفیت انتفاع مردم از آن حضرت چگونه است. از آن جمله می‌توان به روایتی که صاحب ینابیع الموده این‌گونه نقل می‌کند، اشاره کرد.

←← روایتی از سلیمان اعمش
اخرج الشیخ الحموینی فی فراید السمطین بسنده عن سلیمان الأعمش ابن مهران عن جعفر الصادق عن ابیه عن جده علی بن الحسین ـ علیهم‌السلام ـ قال: «نحن ائمة المسلمین، و حجج‌الله علی العالمین و... ثم قال: و لم تخل منذ خلق‌الله آدم ـ علیه‌السلام ـ من حجإ الله فیها، أما ظاهر مشهور أو غائب مستور، و لا تخلو الارض الی ان تقوم الساعة من حجة و لولا ذلک لم یعبدالله قال سلیمان: فقلت لجعفر الصادق علیه‌السلام: کیف ینتفع الناس بالحجه الغائب المستور؟ قال: کما ینتفعون بالشمس اذا سترها سحاب.» [۲۰] ترجمه: «علی بن حسین ـ علیه‌السلام ـ فرمود: «ما امامان مسلمین هستیم، حجت‌های خداوند بر همه عالمیان، و سپس فرمود: زمین از زمانی که آدم ـ علیه‌السلام ـ خلق شد، از حجت خدا خالی نمانده است، که آن حجت یا ظاهر مشهور بوده است یا غایب در پنهانی و خالی نمی‌ماند زمین از حجت تا زمانی که قیامت برپا گردد؛ اگر چنین نبود کسی خدا را نمی‌پرستید.»

←← سخنی از سلیمان اعمش
سلیمان اعمش (راوی این روایت) می‌گوید: «از امام جعفر صادق ـ علیه‌السلام ـ پرسیدم: چگونه است انتفاع بردن مردم از حجت خدایی که غایب و پنهان است؟» فرمود: «همچنان که مردم از خورشید پشت ابر بهره می‌برند.» و این بهره‌مندی از حجت خداوند به‌گونه‌ای باید باشد که امام باقر ـ علیه‌السلام ـ به یزید بن معاویه العجلی در تفسیر این آیه از آل‌عمران [۲۱] فرمودند که: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا»؛ یعنی «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صبر کنید بر ادای واجبات و صابر باشید بر اذیت رسانیدن دشمنانتان به شما و ارتباط دهید خودتان را با امامتان مهدی منتظر [۲۲]

پانویس[ویرایش]
 
۱. صحیح ابی‌داود، کتاب المهدی (عج)، ط: مطبعة الکستلیه، سال ۱۲۸۰، ج ۲۷، ص ۱۳۴.
۲. صحیح ابن ماجه، ابواب الفتن، باب خروج مهدی.
۳. حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، مطبعة مجلس دائره المعارف نظامیه، ج ۴، ص ۵۵۷.
۴. ذهبی، میزان الاعتدال، مطبعه سعادت سال ۱۳۲۵ مصر، ج ۲، ص ۲۴.
۵. متقی هندی، کنزالعمال، مطبعة دایره المعارف نظامیه، ج ۷، ص ۲۶۱.
۶. صحیح ابی‌داود، کتاب المهدی (عج)، ط: مطبعة الکستلیه، سال ۱۲۸۰، ج ۲۷، ص ۱۳۴.
۷. متقی هندی، کنزالعمال، مطبعة دایره المعارف نظامیه، ج ۶، ص ۴۴.
۸. آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۴۲۷.
۹. مروج الذهب، ط: الازهر مصر، سال ۱۳۰۳، ج ۱، ص ۲۹۴.
۱۰. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، متوفی سنه ۱۲۹۴، ص ۴۶۰، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
۱۱. شیخ عبدالوهاب شعرانی، یواقیت الحواهر، ج ۲، ص ۱۴۵، ط: مطبعة الازهر مصر سال ۱۳۰۷.
۱۲. زخرف(۴۳)، آیه ۲۸.    
۱۳. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، متوفی سنه ۱۲۹۴، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ص ۴۲۷.
۱۴. متقی هندی، البرهان فی علامات مهدی اخر الزمان، به نقل از منتخب الاثر، ص ۳۱۵.
۱۵. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، متوفی سنه ۱۲۹۴، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ص ۴۶۱.
۱۶. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، متوفی سنه ۱۲۹۴، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ج ۳، ص ۱۲۳.    
۱۷. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، متوفی سنه ۱۲۹۴، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ج ۳، ص ۱۲۵.    
۱۸. آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، در ص ۴۶۸ تا ص ۴۷۲ نام ۳۰۴ نفر را ذکر می‌کند.
۱۹. آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۴۹۹ تا ۵۱۱.
۲۰. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، متوفی سنه ۱۲۹۴، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ص ۴۷۷.
۲۱. آل‌عمران(۳)، آیه ۲۰۰.    
۲۲. شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، متوفی سنه ۱۲۹۴، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ص ۴۲۱.


منبع[ویرایش]

سایت اندیشه قم    


رده‌های این صفحه : مهدویت | غیبت کبری | فلسفه غیبت




جعبه‌ابزار