عورتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عورت، زن، علم رجال، علم درایه، حدیث صحیح، تحریف قرآن.
پرسش: آیا اطلاق کلمه عورت به "زن " در روایات منافاتی با معنای آن در قرآن ندارد؟
پاسخ: برای شناخت معنای دقیق روایات و تشخیص روایات جعلی از روایات صحیح السند باید به علوم حدیث مانند رجال (سندشناسی) و درایه (متنشناسی) آشنا بود و زمان صدور حدیث و سطح آگاهی مخاطبان امام ـ علیه‌السلام ـ را در نظر گرفت. به صرف این‌که بعضی از معانی یک واژه در قرآن استعمال نشده است، نمی‌توان گفت اگر این معنی در روایتی استعمال شد، آن روایت جعلی است. البته شرط صحت هر روایت این است که با مفاد آیات قرآن تضاد و منافات نداشته باشد.
برای تشخیص معنای آیات و روایات باید معنای آنها را شناخت و یکی از راه‌های شناخت معنای لغت مراجعه به آیات و احادیث مختلفی است که این واژه در آنها آمده است.

ضمن تشکر از ارتباط شما و ارج گذاشتن به دقت و ریزبینی‌تان در مسائل اسلامی مطالبی رابه اطلاع می‌رسانیم:

فهرست مندرجات

۱ - ۱. اهمیت آشنایی با علوم رجال و درایه
۲ - ۲. معیار اصلی در تشخیص صحت روایت
       ۲.۱ - استناد به سخنان معصومان
       ۲.۲ - راه‌های شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح
۳ - ۳. راه‌های شناخت معنای لغت
       ۳.۱ - استناد لسان‌العرب به روایت در معنای عورت
       ۳.۲ - استناد به روایات در تبیین معنای یک واژه
۴ - ۴. تحریف قرآن
       ۴.۱ - اقسام تحریف لفظی
       ۴.۲ - اقسام تحریف معنوی
       ۴.۳ - تناسب نداشتن لفظ عورت با تحریف قرآن
       ۴.۴ - استعمال لفظ فتنه در معانی گوناگون
              ۴.۴.۱ - أ. به معنای آزمایش و امتحان
              ۴.۴.۲ - ب. به معنای شک و بت پرستی
              ۴.۴.۳ - ج. به معنای مجازات
              ۴.۴.۴ - د. به معنای مایه گمراهی
۵ - ۶. معیار کلی اسلام در مسئله حجاب
۶ - ۷. معنای برخی روایات مورد پرسش
       ۶.۱ - أ. معنای قعر خانه
       ۶.۲ - ب.معنای حبس زنان در خانه
              ۶.۲.۱ - واجب کفایی بودن برخی مشاغل
۷ - پانویس
۸ - منبع

۱. اهمیت آشنایی با علوم رجال و درایه

[ویرایش]

در بخشی از پرسشتان، شما با مطابقت بعضی از معانی واژه عورت در روایات و نیز موارد استفاده از آن در ادبیات فارسی و عدم استعمال این معانی برای واژه "عورت" در قرآن نتیجه گرفته اید که روایاتی که واژه عورت را به معنایی غیر از آنچه در قرآن آمده است، به کار گرفته است، جعلی می‌باشد. در حالی که برای شناخت معنای دقیق روایات و تشخیص روایات جعلی از روایات صحیح السند باید به علوم حدیث مانند رجال (سندشناسی) و درایه (متن‌شناسی) آشنا بود. علاوه بر آن باید زمان صدور حدیث و سطح آگاهی مخاطبان امام ـ علیه‌السلام ـ را در نظر گرفت و به صرف این که بعضی از معانی یک واژه در قرآن استعمال نشده است، نمی‌توان گفت اگر این معنی در روایتی، مورد استفاده قرار گرفته باشد، آن روایت جعلی است.
بر این اساس، به نظر می‌رسد که نتیجه‌گیری شما درست نباشد.

۲. معیار اصلی در تشخیص صحت روایت

[ویرایش]

بله یکی از معیارهای مهم و اصلی برای تشخیص صحت روایت، این است که معنا و مفهوم آن با معنا و مفهوم آیات قرآن تضاد و منافات نداشته باشد. ائمه ـ علیهم‌السلام ـ فرموده‌اند: «وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ‌ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ـ علیه‌السلام ـ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ إِنَّ عَلَى کُلِّ حَقٍّ حَقِیقَةً وَ عَلَى کُلِّ صَوَابٍ نُوراً فَمَا وَافَقَ کِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ؛ هرگاه حدیثی مخالف قرآن بود، آن را کنار بگذارید ...».

← استناد به سخنان معصومان


اما بسیاری از احکام و معارف اسلام است که در آیات قرآن چیزی در آن مورد نیامده است، ولی پیامبر گرامی اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و ائمه ـ علیهم‌السلام ـ در کلمات و سخنان خود که به‌صورت روایات در اختیار ما قرار دارد، آنها را ذکر کرده‌اند و این غیر از مخالفت با کتاب خداست.

← راه‌های شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح


برای شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح شرایط زیادی لازم است؛ از جمله: آشنایی به زبان متون، آشنایی به فضای صدور حدیث، آشنایی به سطح فکری مخاطب، تسلط بر معانی لغات و تشخیص معنای حقیقی از معنای مجازی و کنایی و استعاره و ... .

۳. راه‌های شناخت معنای لغت

[ویرایش]

یکی از راه‌های شناخت معنای لغت مراجعه به آیات و احادیثی است که این واژه در آنها آمده است. این روشی است که در لسان‌العرب از آن استفاده شده است.

← استناد لسان‌العرب به روایت در معنای عورت


لسان‌العرب یکی از معانی واژه عورت را این‌گونه ذکر می‌کند: «العَوْرات: جمع عَوْرة، و هی کل ما یستحیا منه إِذا ظهر، و هی من الرجل ما بین السرة و الرکبة، و من المرأَة الحرة جمیعُ جسدها إِلا الوجه و الیدین إِلى الکوعین، و فی أَخْمَصِها خلاف و من الأَمَة مثلُ الرجل و ما یبدو منها فی حال الخدمة کالرأْس و الرقبة و الساعد فلیس بِعَوْرة و سترُ العَوْرة فی الصلاة و غیرِ الصلاة واجبٌ و فیه عند الخلوة خلاف. و فی الحدیث: المرأَة عَوْرة؛ جعلها نفسَها عَوْرة لأَنها إِذا ظهرت یستحیا منها کما یستحیا من العَوْرة إِذا ظهرت»؛ "عورات، جمع عورت است و عورت عبارت است از: هر چیزی که انسان از آشکار شدن آن حیا می‌کند.... . و در حدیث آمده است که زن عورت است و وجود زن را عورت قرار داده است؛ زیرا هر گاه ظاهر شود ( شوهر و پدر و برادر او) حیا می‌کنند؛ همان‌طور که هر گاه عورت انسان ظاهر شود، انسان حیا می‌کند."

← استناد به روایات در تبیین معنای یک واژه


بنابراین لغت معتبری (مانند لسان‌العرب) برای تبیین معنای این واژه به روایت استناد می‌کند و حق هم همین است؛ زیرا در علم لغت از وضع لغت باید خبر داده شود. به همین خاطر لغویون به سراغ استعمال‌های آن در حدیث و قرآن و اشعار قدیم می‌روند.

۴. تحریف قرآن

[ویرایش]

تحریف قرآن بر دو قسم است: تحریف لفظی و تحریف معنوی.

← اقسام تحریف لفظی


تحریف لفظی خود نیز به سه قسم است: زیاد کردن الفاظ قرآن، کم کردن الفاظ قرآن و جابه‌جا کردن الفاظ و عبارات قرآن.

← اقسام تحریف معنوی


تحریف معنوی نیز عبارت است از: آیه‌ای خلاف مفهوم واقعی آن تفسیر و معنی شود.

← تناسب نداشتن لفظ عورت با تحریف قرآن


شما اطلاق لفظ عورت بر زن را تحریف قرآن دانسته‌اید! در حالی که هیچ تناسبی با تحریف قرآن ندارد؛ زیرا مسلم است که تحریف لفظی اینجا واقع نشده است. (لفظی کم یا زیاد یا جابه‌جا نشده است) اما تحریف در معنا نیز واقع نشده است؛ زیرا ـ همان‌طور که بیان شد ـ تحریف معنای قرآن، این است که کلمات موجود در آیه‌ای از قرآن را بر غیر معنایی که مورد نظر قرآن است، حمل کنند؛در‌حالی‌که اینجا چنین اتفاقی نیفتاده است. یک واژه در قرآن به یک معنی و در روایت به معنای دیگری استعمال شده است و این هیچ تناسب و شباهتی با تحریف معنوی قرآن ندارد؛ زیرا آن روایات، تفسیر آن آیه نیست.

← استعمال لفظ فتنه در معانی گوناگون


همان‌طور که خود شما نیز اشاره کرده اید، لفظ "عورت" در آیات متعدد قرآن به معانی متعددی آمده است و برای جلوگیری از هرگونه تحریف باید لفظ عورت را در هر آیه‌ای متناسب با آن معنا کرد. کلمات زیادی را سراغ داریم که مانند "عورت" دارای معانی متعدد هستند و در قرآن نیز ممکن است در آیات مختلف به معانی مختلف به کار رفته باشد از جمله لفظ "فتنه " که قرآن در چندین آیه این لفظ را به معانی مختلفی استعمال کرده است:

←← أ. به معنای آزمایش و امتحان


" وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیم یعنی:" و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش است و (برای کسانی که از عهده امتحان برآیند) پاداش عظیمی نزد خداست!"

←← ب. به معنای شک و بت پرستی


" وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ...یعنی:" و با آنها پیکار کنید! تا فتنهبت‌پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند و دین، مخصوص خدا گردد..."

←← ج. به معنای مجازات


" وَ حَسِبُوا أَلاَّ تَکُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا... یعنی:" گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود!..."
" إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمینَ " یعنی:" ما آن را مایه درد و رنج ظالمان قرار دادیم‌ ".

←← د. به معنای مایه گمراهی


" رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذینَ کَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا... یعنی:" پروردگارا! ما را مایه گمراهی کافران قرار مده و ما را ببخش‌..."

همان‌طور که در هریک از این آیات باید کلمه "فتنه" را به معنای مورد نظر همان آیه در نظر گرفت، در مورد روایات هم باید دید کلمه و لفظ مورد نظر به چه معنایی به کار رفته است و به همان معنی باید در نظر گرفته شود و بر همان اساس روایت معنا شود و اگر غیر از این باشد در حق روایت جفا شده و در حقیقت از معنای خود تحریف شده است.

۶. معیار کلی اسلام در مسئله حجاب

[ویرایش]

به‌هرحال معیار کلی اسلام در مسئله حجاب آیه شریفه سوره نور است که شما در سؤال خود به آن اشاره کرده‌اید.

۷. معنای برخی روایات مورد پرسش

[ویرایش]

نکته‌ای که لازم است متذکر شویم در مورد روایاتی است که نقل کرده‌اید:

← أ. معنای قعر خانه


رسول خدا از اصحاب خود پرسید: زن چیست؟ گفتند: عورت. گفت: زن چه زمانی به خدا نزدیک‌تر است؟ ندانستند. فاطمه این را شنید و گفت: زن آن‌گاه به خدا نزدیک‌تر است که در قعر خانه‌ باشد. باید توجه داشت که این سخن حضرت زهرا ـ سلام‌الله‌علیها ـ اشاره به یک معنای بلند دارد و آن این‌که تا زمانی که ضرورت ایجاب نکرده، زن باید در منزل خود به وظیفه مهم مادری و همسری خود که همانا تربیت فرزندانی مؤمن، متعهد و خدمت‌گزار است، بپردازد؛ البته اگر در جایی خارج شدن از خانه و انجام وظیفه‌ای بزرگ‌تر از همسر‌داری و تربیت فرزند ضرورت داشت، باید بدان بپردازد؛ چنان‌که خود آن حضرت این چنین عمل می‌کرد و هنگام ضرورت از خانه خارج می‌شد و در مسجد خطبه می‌خواند و با صلابت تمام از اسلام و ولایت دفاع می‌کرد. پس منظور حضرت از قعر خانه، اهمیت دادن به حضور جدی در صحنه خانواده و آن را از هر کار غیر ضروری دیگری برتر دانستن است؛ به‌نحوی که با اندک بهانه‌ای این وظیفه را ترک نکند.


← ب.معنای حبس زنان در خانه


رسول خدا گفت:" زنان عورتند، آنها را در خانه حبس کنید." در بیان مراد رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ از حبس زنان در خانه مراد زندان کردن نیست زیرا "حبس" در لغت عرب به معنی "اختصاص دادن" و مخصوص گردانیدن است. با توجه به آنچه در معنای روایت قبل بیان کردیم معنای این روایت نیز روشن می شود که پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ می فرماید حتی المقدور زنان را برای وظایفی که در منزل برعهده دارند اختصاص بدهید و مسؤلیت های خارج از منزل بر عهده آنان نگذارید این در حالی است که در همان زمان پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ همسران خود را به همراه خود به جنگ می برد و یا وظیفه پرستاری و امداد رزمندگان را به زنان محول می کردند بنا بر این در مواقع ضرورت این سیره و روش پیامبر بهترین مفسر این حدیث است و بیانگر مراد و منظور پیامبر گرامی اسلام است. با توجه به این سیره پیامبر اسلام است.

←← واجب کفایی بودن برخی مشاغل


امروزه همه فقیهان بر این عقیده‌اند که بسیاری از مشاغل نظیر پزشکی که با زنان سروکار دارد برای زنانی که استعداد و توانایی آنجام آن را دارند، واجب کفایی است؛ یعنی برای جلوگیری از هرگونه تماس با نامحرم لازم و واجب کفایی است که عده‌ای از زنان در رشته‌های مورد نیاز (نظیر پزشک عمومی، دندان‌پزشکی، جراحی، تخصص زنان، رادیو‌لوژی، سونو‌گرافی و...) تخصص لازم را کسب کنند تا زنان مجبور نباشند در این امور به پزشک مرد مراجعه نمایند. اما پس از تربیت افراد متخصص در حد کفایت و رفع نیاز جامعه است که زنان می‌توانند در منزل بنشینند و صرفاً به وظیفه همسر‌داری و مادری خود بپردازند.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. عاملی، شیخ حر، وسائل ‌الشیعة ج ۲۷ ص ۱۱۰، ح ۳۳۳۴۳.    
۲. ابن‌منظور، لسان‌العرب، ج ۴، ص ۶۱۷.    
۳. انفال (۸)، آیه ۲۸.    
۴. انفال (۸)، آیه ۳۹.    
۵. مائده (۵)، آیه ۷.    
۶. صافات (۳۷)، آیه ۶۳.    
۷. ممتحنه (۶۰)، آیه ۵.    
۸. نور (۲۴)، آیه ۳۱.    
۹. العین،خلیل‌بن احمد فراهیدی، ج ۳، ص ۱۵۰.    
۱۰. ابن‌منظور، لسان‌العرب، ج ۶، ص ۴۴.    


منبع

[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : تفسیر حدیث | حدیث شناسی




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار