عبدالله بن سلامذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه عبداللَّه بن سلّام.

پرسش: آیا درست است که اکثر روایاتی که در مدح عبدالله بن سلّام وارد شده، ساختگی و دارای جنبۀ سیاسی باشد؟ از نظر سیاسی چه عاملی ممکن است باعث جعل چنین روایاتی بوده باشد؟ مگر او چه نقش و قدرتی داشته است؟

پاسخ عبداللَّه بن سلام بن حارث اسرائیلی، از یهودیانی است که برخی مورخان، اسلام آوردن او را در سال اول هجرت دانسته‌اند و برخی دیگر، اسلام وی را دو سال پیش از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله؛ یعنی سال هشتم هجری، می‌دانند. عبدالله بن سلّام در تاریخ، شخصیتی مبهم و تردیدآمیز دارد که آن‌هم به جهت برخی عمل‌کردهای او بوده است؛ مانند حمایت از عثمان، بیعت نکردن با امام علی ـ علیه‌السلام ـ و وارد کردن اسرائیلیات در متون تفسیری؛ ازاین‌رو به نظر می‌رسد دربارۀ فضایلی که برای او نقل شده، دست‌هایی در کار بوده تا او را بزرگ جلوه دهند.


اسلام آوردن[ویرایش]

عبداللَّه بن سلام بن حارث اسرائیلی، [۱] از یهودیانی است که برخی مورخان، اسلام آوردن او را در سال اول هجرت دانسته‌اند، [۲] [۳] و برخی دیگر، اسلام وی را دو سال پیش از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله؛ یعنی سال هشتم هجری می‌دانند. [۴] [۵]

نام[ویرایش]

نام او در روزگار جاهلیت «حصین» بود که پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله پس از اسلام آوردن او را عبدالله نامید. [۶]

کنیه[ویرایش]

کنیه‌اش أبا یوسف و از بزرگان یهود بنی‌قینقاع بود. [۷]

انساب[ویرایش]

او را از نوادگان یوسف بن یعقوب علیه‌السلام دانسته‌اند. [۸]

ابن سلام در روزگار پیامبر[ویرایش]

نمونه‌هایی از گفتار و رفتارهای عبدالله بن سلام به شرح ذیل است:

← اسلام خانواده عبدالله
همان‌طور که گفته شد از دیدگاه بیشتر مورخان، عبدالله بن سلام در ماه شوال سال اول هجری اسلام آورد. در یکی از نقل‌های [۹] [۱۰] (گفتنی است در داستان اسلام آوردن عبدالله بن سلام در برخی قسمت ها تفاوت در نقل وجود دارد). [۱۱] مربوط به اسلام آوردن او آمده است: هنگامی که عبدالله بن سلام خبر نبوت پیامبر اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را شنید و اسم و صفات و زمانی را که ظهور کرده بود، شناخت؛ پس از آن‌که نبی اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به قباء در میان بنی‌عمرو بن عوف وارد شد، او ـ که در میان نخلستان خود مشغول کار بود ـ نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله رفت و اسلام آورد، آن‌گاه پیش خانواده خود برگشت و به آنها پیشنهاد داد که اسلام بیاورند و همگی اسلام آوردند و اسلام آوردن خویش را از یهودیان مخفی نگاه می‌داشتم... . [۱۲] [۱۳]

← بریدن درختان کم‌بار
عبدالله بن سلام در غزوۀ‌ بنی‌نضیر شرکت داشت. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله دستور داد تا نخل‌های خرما را قطع کنند و بسوزانند، ابو‌لیلی مازنی و عبدالله بن سلام، مأمور این کار شدند. ابولیلی بهترین نوع درختان خرما را (درختان عجوه) قطع می‌کرد؛ ولی عبدالله بن سلام از سر تعصب به قومش درخت‌های نر و کم‌بار را می‌برید. [۱۴]

← نزول برخی آیات
در برخی منابع تفسیری، نزول آیاتی را در شأن عبدالله بن سلام دانسته‌اند؛ مانند آیۀ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ؛ «بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و شما به آن کافر شوید، در‌حالی‌که شاهدی از بنی‌اسرائیل بر آن شهادت دهد، و او ایمان آورد و شما استکبار کنید (چه کسی گمراه‌تر از شما خواهد بود)؟! خداوند گروه ستمگر را هدایت نمی‌کند!». [۱۵]
این آیۀ شریفه در شأن عبداللَّه بن سلام نازل شده است. [۱۶] [۱۷] [۱۸] [۱۹] [۲۰]
اما این شأن نزول دارای اشکالاتی است:

←← دیدگاه مفسران
این‌که آیۀ شریفۀ مزبور در شأن عبد‌الله بن سلام نازل شده باشد، همۀ مفسران ـ از شیعه و اهل سنت ـ نمی‌پذیرند. پس همین اختلاف نظر، موجب سست شدن این شأن نزول می‌شود.

←← مکی بودن آیه
برخی مفسران گفته‌اند چون این آیه مکی است و عبداللَّه در مدینه ایمان آورده، مراد از آیه نمی‌تواند عبداللَّه باشد. [۲۱] [۲۲] [۲۳]

←← ایمان موسی به تورات
همچنین گفته شده که مقصود از شاهد، حضرت موسی علیه‌السلام است؛ زیرا در کتاب تورات، آمدن پیامبری را ثابت نموده است و بر تورات که از سوی خدا و در معنا (توحید، نبوت و معاد) مانند قرآن بود، ایمان آورد. [۲۴] [۲۵]

←← سخن عسقلانی
ابن حجر عسقلانی در «شرح صحیح بخاری» می‌گوید: ظاهر سیاق حدیث این است که نبی اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ آیۀ مذکور را ـ در مقام رد عقیده و نظریه یهودیان دربارۀ جبرائیل ـ قرائت کرد، و این مطلب مستلزم نزول آیه مذکور ـ هم‌زمان با طرح سؤال از سوی عبد اللّه بن سلام و پاسخ آن حضرت ـ نمی‌باشد. آن‌گاه ابن حجر می‌گوید: این رأی را باید همان نظریه قابل اعتماد برشمرد که چنین تعبیری نمی‌تواند بیانگر سبب نزول باشد. و در نتیجه می‌توان گفت که باید برای این آیه، سبب نزولی دیگر ـ غیر از قضیه عبد‌اللّه بن سلام و گفت‌وگوی او با نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را جست‌وجو کرد. [۲۶]

← روایتی از امام باقر
از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است که گروهی از یهودیان مسلمان شدند؛ مانند عبداللَّه بن سلام، اَسَد، ثَعلَبَه، ابنُ یامین و ابنُ صُوریا به خدمت پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ آمدند و گفتند: ای پیامبر خدا! موسی، یوشع بن نون را وصی خود کرد، وصی شما کیست؟ چه کسی پس از تو سرپرست ماست؟ در این هنگام آیۀ مبارکۀ «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ...»؛ «سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند، همان‌ها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند». [۲۷] نازل شد سپس رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به مسجد رفت و دید امام علی ـ علیه‌السلام ـ انگشتر خود را به فقیر داده است، و فرمود: علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام پس از من ولی شماست. گفتند به پروردگاری خدا، به دین اسلام و به پیغمبری محمد و به ولایت علی بن ابی‌طالب، خشنود هستیم.
(گفتنی است که این ماجرا به گونه‌های دیگری نیز نقل شده است). [۲۸] [۲۹]

ابن سلام در زمان خلفا[ویرایش]

اقداماتی که این سلام در زمان خلفا انجام داد، بدین شرح است:

← شرکت در فتح بیت‌المقدس
در دوران ابوبکر اقدام مؤثری از او در منابع یاد نشده است؛ اما در روزگار عمر در فتح بیت‌المقدس و جابیه شرکت داشت. [۳۰]

← حمایت از عثمان
هنگامی که مردم، ناراضی از عمل‌کرد عثمان او را در محاصره داشتند، عبدالله بن سلام خواست آنان را از کشتن عثمان باز دارد، اما حضور او که خود مسبب بخشی از اعتراض‌ها بود، بر خشم مردم افزود. عمل‌کرد او چنان بود که محاصره کنندگان عثمان معتقد بودند که او هنوز یهودی است؛ از‌این‌رو ابن سلّام تلاش می‌کرد، از خود رفع اتهام کند. عبداللّه در محاصرۀ عثمان، وعده داده بود از وی در مقابل شورشیان انقلابی دفاع کند؛ اما در عمل کاری برای او نکرد و به عثمان گفت: صبر پیشه کن، سوگند به کسی که جانم در دست اوست، تو را در کتاب خدا چنین یافته‌ام که خلیفه شهید و مظلوم هستی. [۳۱] [۳۲]

← بیعت نکردن با امام علی
در جناح بندی‌های سیاسی پس از عثمان، ابن سلّام همواره به دشمنان علی علیه‌السلام گرایش داشت؛ از‌این‌رو هنگامی که مردم با امام علی علیه‌السلام بیعت کردند، او از جمله کسانی بود که با آن حضرت بیعت نکرد. [۳۳] [۳۴]

ابن سلّام در زمان بنی‌امیه[ویرایش]

عبدالله بن سلام در حمایت و تأیید حکومت و سلطنت معاویه تلاش تمام داشت و سعی داشت با عملی کردن خواسته‌های معاویه به چنین جایگاهی دست یابد و در‌این‌باره تا آن‌جا پیش رفت که به درخواست معاویه همسرش ارینب را که در زیبایی ضرب‌المثل بود، طلاق داد تا به پیشنهاد معاویه با دختر او ازدواج کند؛ اما به‌زودی دریافت که فریب خورده و قصد معاویه از این پیشنهاد تزویج همسر ابن سلام برای یزید است. [۳۵]

وارد کردن اسرائیلیات[ویرایش]

با بررسی تفاسیر روایی به ‌ویژه تفاسیر اهل سنت، به‌خوبی می‌توان دریافت که بیشترین روایات اسرائیلی در آنها انباشته شده است. بسیاری از این روایات از طریق ارتباط صحابه و تابعین با دانشمندان اهل‌ کتاب‌ و به‌خاطر اعتماد به گفته‌های آنان، به‌تدریج در میان مردم شایع گردیده و بعداً به دست افراد بی‌احتیاط و خوش ‌باور در کتاب‌های حدیثی و تفسیری وارد شده است. عمدۀ این روایات اسرائیلی از چند نفر از دانشمندان یهودی و نصرانی نظیر عبد‌اللّه‌ بن‌ سلام‌، کعب‌الأحبار، وهب بن منبّه، تمیم داری و ابن جریج نقل شده است. [۳۶] [۳۷] [۳۸]

← دیدگاه ابن خلدون
ابن خلدون در‌این‌باره می‌گوید: «عرب اهل کتاب و علم نبود و روحیه بدوی و جهل بر آنها حاکم بود. و هرگاه می‌خواستند از اموری که معمولاً بشر تمایل به دانستن آنها دارد. نظیر علل پیدایش موجودات، آغاز خلقت، اسرار وجود، چیزی بدانند، از (عالمان) اهل کتاب سؤال می‌کردند و از دانش ایشان بهره می‌بردند... این (عالمان) کسانی مانند کعب‌الاحبار، وهب بن منبه و عبد‌اللّه بن سلام بودند. در نتیجه مفسران در مورد آنها سهل‌انگاری کردند و کتب تفسیر را از این‌گونه حکایات مملو ساختند. و ریشه و منبع آنها پیروان تورات چادرنشین‌اند و آنچه را نقل می‌کنند، از روی تحقیق و آگاهی درست نیست؛ ولی با همه این، آن گروه شهرت یافتند و کارشان بالا گرفت، چه در دین و ملت اسلام دارای مراتب بلندی بودند و به همین سبب از آن روزگار منقولات آنان مورد قبول واقع شد؛ اما کسانی که دانشی استوار داشتند، در صحت این‌گونه نقل‌ها درنگ کردند و فساد و بطلان آن دسته از اقوال و نقل‌هایی را که فاقد دلایل صحیح بود آشکار ساختند». [۳۹]
بنابراین نقش عبدالله بن سلام را در نشر و گسترش روایات اسرائیلی نمی‌توان نادیده گرفت.

نتیجه بحث[ویرایش]

در درستی فضایلی که برای عبدالله بن سلّام نقل شده است، ابهام و تردید وجود دارد؛ زیرا:

← اول
دربارۀ آیه «وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ» روایات و دیدگاه‌های متعارض و مختلف وجود دارد؛ همان‌طور که عکرمه، مسروق و شعبی صریحاً نزول آیه مذکور را در شأن عبداللّه بن سلام نفی می‌کنند.

← دوم
به‌نظر می‌رسد دربارۀ فضایلی که برای او نقل شده، دست‌هایی در کار بوده تا او را بزرگ جلوه دهند؛ و عواملی مانند نقش اسلام آوردن او و نیز نقشی که بعدها به‌عنوان یک یهودی مسلمان شده در حدیث و سیاست ـ به‌ویژه در جریانات عثمان‌ ـ داشته است، این امر را پر رنگ‌تر کرده است.

← سوم
آنچه که مورد اتفاق منابع است، این است که عبدالله بن سلام به استناد نقل‌هایی که از تورات یا دیگر آثار یهود، درباره ظهور رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در دست داشته، مسلمان شده است؛ اما باید احتمال وجود برخی از اخبار جعلی را درباره او دور ندانست. اگر انگیزه‌ای سیاسی از این کار تصور شود، انگشت اتهام به‌سوی دستگاه بنی‌امیه خواهد بود.

← چهارم
نقش عبدالله بن سلام در قدرت و سیاست، برجسته نیست و جز آنچه اشاره شد دخالتی در حوادث مهم تاریخ اسلام نداشته است.

← پنجم
به‌علاوه، اسلام آوردن عبدالله بن سلام، توجیهی برای عمل‌کردهای اشتباه او پس از پیامبر اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ نمی‌شود؛ همان‌طور که افرادی در کنار پیامبر ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و جزو اصحاب شمرده می‌شدند، ولی پس از آن حضرت و در روزگار امام علی علیه‌السلام کارهای اشتباه زیاد داشتند.

وفات[ویرایش]

عبدالله بن سلام سرانجام در روزگار خلافت معاویه، سال ۴۳ هجری درگذشت. [۴۰]

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن عبدالبر، أبوعمر یوسف بن عبدالله بن محمد، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۳، ص۹۲۱، تحقیق:بجاوی، علی محمد، دارالجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۲. عصفری، خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص ۲۹، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۵ق.    
۳. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، ج۴، ص۱۰۳، تحقیق:عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.    
۴. عاملی‌، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم‌، ج ۱۷، ص ۳۲۴، دارالحدیث، قم، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.    
۵. جعفریان، رسول، سیره رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم‌، ص ۳۹۶، دلیل ما، قم، چاپ سوم، ۱۳۸۳ش.
۶. ابن عبدالبر، أبوعمر یوسف بن عبدالله بن محمد، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق:بجاوی، علی محمد، ج ۳، ص ۹۲۱، دارالجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۷. ابن اثیر، أبوالحسن علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۳، ص ۱۶۰، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.    
۸. ابن اثیر، أبوالحسن علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج ۳، ص ۱۶۰، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.    
۹. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق:عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج۴، ص ۱۰۳ ۱۰۴، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.    
۱۰. ابن عبدالبر، أبوعمر یوسف بن عبدالله بن محمد، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق:بجاوی، علی محمد، ج۳، ص۹۲۱، دارالجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۱۱. ابن سیدالناس، أبو الفتح محمد، عیون الأثر، ج۱، ص۲۳۹، تعلیق:رمضان، ابراهیم محمد، دارالقلم، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.    
۱۲. ابن سیدالناس، أبوالفتح محمد، عیون الأثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، تعلیق:رمضان، ابراهیم محمد، ج۱، ص۲۳۹، دارالقلم، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.    
۱۳. ابن هشام حمیری معافری، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق:سقا، مصطفی، ابیاری، ابراهیم، شلبی، عبد الحفیظ، ج۱، ص۵۱۶ ۵۱۷، دارالمعرفة، بیروت، بی‌تا.    
۱۴. واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، ج۱، ص۳۷۲، تحقیق:جونس، مارسدن، مؤسسة الأعلمی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۹ق.    
۱۵. احقاف/سوره۴۶، آیه۱۰.    
۱۶. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۲، ص۱۰۵، دارالمعرفة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۱۷. بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، تحقیق:المرعشلی، محمد عبدالرحمن، ج۵، ص۱۱۲، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.    
۱۸. مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، ج۷، ص۴۲، دارالکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
۱۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با مقدمۀ بلاغی، محمدجواد،ج ۹، ص ۱۲۳، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
۲۰. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۴۰.    
۲۱. سیوطی، جلال‌الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، ج۶، ص۳۹، کتاب‌خانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ق.    
۲۲. کاشانی، ملا فتح‌الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج۸، ص۳۱۳، کتاب‌فروشی محمدحسن علمی، تهران، ۱۳۳۶ش.
۲۳. ثعلبی نیشابوری، ابواسحاق احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۰، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.    
۲۴. نسفی، ابوحفص نجم‌الدین محمد، تفسیر نسفی، ج۴، ص۱۳۷، تحقیق:جوینی، دکتر عزیزالله، سروش، تهران، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش.    
۲۵. طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۴۰، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
۲۶. حجتی، سید محمدباقر، اسباب النزول، ص ۲۲۸، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۷ش.
۲۷. مائده/سوره۵، آیه۵۵.    
۲۸. شیخ صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ص۱۲۴، کتابچی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
۲۹. کوفی، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، ص۱۲۷، محقق و مصحح:کاظم، محمد، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.    
۳۰. الزرکلی، خیرالدین، الأعلام، ج۴، ص۹۰، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹م.    
۳۱. ابن قتیبة الدینوری، أبومحمد عبدالله بن مسلم، الإمامة و السیاسة، ج۱، ص۶۱، تحقیق:شیری، علی، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.    
۳۲. ابن الجوزی، أبوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۵، ص۵۵، تحقیق:عطا، محمد عبدالقادر، عطا، مصطفی عبدالقادر، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۳۳. طبری، أبوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج۴، ص۴۳۰، تحقیق:ابراهیم، محمد أبوالفضل، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.    
۳۴. ابن کثیر الدمشقی، أبو الفداء اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج۷، ص۲۲۶، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۳۵. ابن قتیبة الدینوری، أبومحمد عبدالله بن مسلم، الإمامة و السیاسة، ج۱، ص۲۱۷ ۲۲۳، تحقیق:شیری، علی، بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.    
۳۶. معرفت، محمدهادی، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج۲، ص۸۶ ـ ۸۷، الجامعة الرضویه للعلوم الاسلامیه، مشهد، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
۳۷. عبدالسمیع، عماد علی، التیسیر فی أصول التفسیر، ص۱۰۰ ـ ۱۰۱، دارالایمان، اسکندریه، بی‌جا، ۲۰۰۶م.
۳۸. دیاری بیدگلی، محمدتقی، پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن، ص۱۵۱، سهروردی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۳ش.
۳۹. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر، ج۱، ص۵۵۴ ۵۵۵، تحقیق:شحادة، خلیل، دارالفکر، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.    
۴۰. ابن اثیر، أبو الحسن علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۱۶۱، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «عبدالله بن سلام»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۶/۱۴.    


رده‌های این صفحه : تاریخ اسلام | رجال | صحابه




جعبه‌ابزار