عبدذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عبد.
پرسش: چرا شیعیان اسم‌های خودشان را عبدالحسین (بنده‌ی حسین) و عبد‌العلی (بنده‌ی علی) و ... می‌گذارند؟! در‌حالی‌که خدای متعال می‌فرماید: فقط مرا بندگی کنید و عبد من باشید.
پاسخ: "عبد" در زبان عرب چند معنا دارد: اول کسی که پرستش، خضوع و طاعت می‌کند؛ دوم مملوک و غلام.
جایگاه عظیم و شأن رفیع ائمه اطهار ـ علیهم‌السلام ـ باعث شد، تا ارادتمندانشان گاهی برای اظهار علاقه از نام‌هایی چون "عبدالحسین، عبدالعلی و ..." یا معادل فارسی آن "غلام‌حسین، غلام‌علی و ..." استفاده کنند.
خدمت و نوکری صرفاً کمک در امور دنیوی و کارهای روزمره نیست، بلکه آن‌چه مهم‌تر و گرامی‌تر است، احیای راه و روش و پی‌روی از مولاست؛ زیرا اگر‌چه جسم او در میان ما نیست، روح او زنده و ناظر بر اعمال ماست.


معانی عبد

[ویرایش]

«عبد» در لغت به چند معنا آمده است:

← اول


به معنای پرستش‌کننده و عبادتگر، آن کس که در مقابل معبود خود اظهار عبودیت، ذلت و طاعت می‌کند.

←← دوم


به معنای غلام و مملوک.
[۲] المنجد، ص ۴۸۶؛ «وحده وخدمه و خضع و ذل و طاع له».
[۴] المنجد، ص ۴۸۳؛ «المملوک».
[۶] المنجد، ص ۴۸۳؛ العابد و الخادم.
(در جای دیگر عابد به معنای خادم آمده است).

در ادبیات عرب هر دوی این معانی رایج و مصطلح است، از جمله در قرآن ـ که یک نمونه مثال‌زدنی از ادبیات عرب است ـ هر دوی این معانی به کار رفته است.

نمونه‌های قرآنی

[ویرایش]


← أ. آیاتی درباره معنای اول


«یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم ...»؛ «ای مردم! پرستش کنید خدایی را که آفریننده‌ی شماست ...».
«قال انی عبدالله آتانی الکتاب ...»؛ «گفت همانا من بنده‌ی خدایم ...».

در این نوع آیات خداوند پرستش را فقط شایسته‌ی خود دانسته است.

← ب. آیه‌ای درباره معنای دوم


«ضرب الله مثلاً عبداً مملوکاً لا یقدر علی شیء ...»؛ «خداوند مثل می‌زند بنده‌ی مملوکی را که قادر به هیچ نیست».

در این آیه ضعف بت‌ها در مقابل قدرت کبرایی پروردگار به غلامی ناتوان و بی‌اختیار در مقابل مردی آزاد که مال زیاد دارد و همواره از آن انفاق می‌کند، تشبیه شده است.

اظهار ارادت و علاقه به ائمه

[ویرایش]

عظمت و بزرگی شأن ائمه علیهم‌السلام باعث می‌شود تا مسلمانان به خصوص (شیعیان) همواره از آنان تجلیل کرده و به طرق مختلف به اظهار ارادت و علاقه نسبت به آنان بپردازند. نام‌گذاری‌هایی از قبیل "عبدالعلی، عبدالحسن و ..." و یا غالب فارسی آن مثل "غلام‌علی، غلام‌رضا و ..." برای اظهار همین شوق و دوستی نسبت به خاندان عصمت و طهارت است.

گذاشتن نام ائمه پس از شهادت ایشان

[ویرایش]

اما در جواب این‌که بعد از شهادت ائمه ـ علیهم‌السلام ـ چه مقصودی از این نام‌گذاری‌ها وجود دارد، چنین می‌گوییم:

← أ. بزرگ‌داشت ائمه


اول این‌که خدمت‌گزاری و غلامی امامان معصوم مستلزم حیات دنیوی آنان نیست؛ بلکه پاسداشت یاد آنان، گرامی‌داشت راهشان و تمسک و پی‌روی از مسلک و روش آن عزیزان است، و چه‌بسا این خدمت بسیار ارزشمندتر و گران‌قیمت‌تر است از آن‌چه یک غلام در زمان حیات آنان در امور دنیوی برایشان انجام می‌داد.

← ب. حاضر بودن روح ائمه


دوم این‌که با شهادت امامان معصوم تنها جسمشان از میان ما می‌رود؛ اما روح بلند آنان هم‌چنان پابرجا و حاضر است؛ چنان‌که در زیارات ائمه‌ی اطهار می‌خوانیم «و اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی»؛
[۱۰] زیارت امام رضا (ع)، مفاتیح الجنان.
یعنی شما سخن مرا می‌شنوید و سلام مرا پاسخ می‌گویید. پس اربابان این غلامان نیست و نابود نشده‌اند که این‌ها دست از نوکری بردارند، بلکه زنده‌اند و بر اعمال همه‌ی ما ناظر و آگاهند.

← ج. خدمت به زائران و میهمانان ائمه


سوم این‌که خدمت‌گزاری یک فرد خدمت به میهمانان، مجاوران و زائران او را به تبع خود دارد چه او در قید حیات باشد یا نه. پس افرادی که به هر نحو خدمتی به زائران و میهمانان ائمه بنمایند، عبد و غلام حضرت خواهند بود.

گذاشتن اسامی ائمه در محیط مورد تهمت

[ویرایش]

لازم به ذکر است که عبودیت به معنای پرستش، خضوع و طاعت تنها در مقابل صاحب ملک و ملکوت، خالق آسمان‌ها و زمین خدای متعال پسندیده و رواست و با توجه به اولین آیه مذکور (یا ایها الناس ...) فلسفه پرستش و شایستگی عبادت مخصوص کسی است که اولاً ما را خلق کرده و ثانیاً پرورش و تربیت کرده است؛ پس اگر هدف فردی از نام‌گذاری‌های یاد‌شده معنای اول عبد (پرستش) باشد، از دایره‌ی اسلام و ایمان خارج شده و شرک ورزیده است. بنابراین در محیطی که احتمال تهمت و سوء‌ظن می‌رود، گذاشتن اسامی و القاب بهتر و سفارش‌شده‌ی ائمه لازم به نظر می‌رسد.

← روایت اول


مثلاً در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: «(خطاب به راوی) برای فرزندانت نامی بگذار که بندگی خداوند را بفهماند ... مثل عبدالرحمن».
[۱۱] شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۱۲۵.


← روایت دوم


و نیز در روایات به نام "محمد" سفارش شده است.
[۱۲] شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۱۲۵.


← روایت سوم


معروف است که امام حسین علیه‌السلام سه فرزند خود را "علی" نام‌گذاری فرمود.
[۱۳] علی‌اکبر، علی اوسط و علی‌اصغر.


برخی اسامی در کتاب‌های تاریخ و رجال

[ویرایش]

آن‌چه از مراجعه به کتاب‌های تاریخ و رجال استفاده می‌شود این است که اسم‌هایی چون عبدالاعلی، عبدالمجید، عبدالسلام و ... به وفور ذکر شده؛
[۱۴] معجم الثقاة، ج ۹، ص ۳۵۶ ـ ۲۵۴. در جلدهای ۱۰ و ۱۱ نیز ادامه دارد.
اما اسم‌هایی مثل عبدالحسین و امثال آن در ازمنه‌ی قدیم مرسوم نبوده، و در کتاب‌های رجال نیامده؛ ولی پس از روشن شدن عظمت جایگاه رفیع ائمه اطهار و بعد از دست‌یابی به آزادی بیان و آماده شدن زمینه‌ی اظهار ارادت به آن بزرگواران این اسامی مطرح شده است.

نتیجه بحث

[ویرایش]

آن‌چه در پایان می‌توان نتیجه گرفت این‌که نام‌هایی چون عبدالعلی، عبدالرضا و ... برای اظهار آمادگی خدمت، پا در رکابی و اظهار ارادت به معصومان علیهم‌السلام است که پس از فوت آنها نیز مطرح است و چنین نام‌گذاری‌هایی در جایی که ترس از اتهام شرک نیست اشکالی ندارد؛ هرچند می‌توان از اسامی بهتری که مورد سفارش خود ائمه‌اند، استفاده کرد و برای بهانه ندادن به دست بهانه‌جویان از این نوع نام‌گذاری‌ها خودداری نمود.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن فارس مقاییس اللغة، ج ۴، ص ۲۰۵؛ معنای اول:«ان العامة اجتمعوا علی تفرقه مابین عبادالله والعبید المملوکین».    
۲. المنجد، ص ۴۸۶؛ «وحده وخدمه و خضع و ذل و طاع له».
۳. ابن فارس مقاییس اللغة، ج ۴، ص ۲۰۵؛ معنای دوم:«العبد و هو المملوک».    
۴. المنجد، ص ۴۸۳؛ «المملوک».
۵. ابن فارس مقاییس اللغة، ج ۴، ص ۲۰۵؛ العابد و الخادم.    
۶. المنجد، ص ۴۸۳؛ العابد و الخادم.
۷. بقره (۲)، آیه ۲۱.    
۸. مریم (۱۹)، آیه ۳۰.    
۹. نحل (۱۶)، آیه ۷۵.    
۱۰. زیارت امام رضا (ع)، مفاتیح الجنان.
۱۱. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۱۲۵.
۱۲. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج ۷، ص ۱۲۵.
۱۳. علی‌اکبر، علی اوسط و علی‌اصغر.
۱۴. معجم الثقاة، ج ۹، ص ۳۵۶ ـ ۲۵۴. در جلدهای ۱۰ و ۱۱ نیز ادامه دارد.


منبع

[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : آداب ولادت | اخلاق اسلامی




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار