طیبذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: رزق و روزی ، حلال ، طیب.
پرسش: در قرآن آمده است که رزق و روزی انسان علاوه بر حلال بودن، طیب هم باید باشد. میان حلال و طیب چه فرقی است؟
پاسخ:


معنای لغوی طیب

[ویرایش]


← دیدگاه جوهری در صحاح


واژه " طیب " بنابر نقل صحاح اللغه،
[۱] جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج ۱ ص ۱۷۳، دار العلم، بیروت، ۱۴۱۰ ق.
به چیزهای پاکیزه گفته می‌شود.

← دیدگاه ابن منظور


ابن منظور ضمن پذیرش این معنا، معتقد است، طیب در معنای وسیعی کاربرد دارد و در موارد گوناگون معنایی متناسب با آن مورد نظر است. وقتی گفته می‌شود زمین پاک، مراد زمینی است که صلاحیت برای کاشت گیاهان را دارد و نسیم پاک، مقصود باد ملایمی است که شدت ندارد، طعام طیب یعنی غذای حلال و زن پاک؛ یعنی پاک دامن و عفیف. در قرآن " الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبات‌ "، به همین معنا آمده است.

← دیدگاه قرشی در قاموس


نویسنده کتاب قاموس قرآن، کلمه طیب را به معنای دل‌چسبی و طبع‌پسندی معنا کرده است.

← دیدگاه قرشی به نقل از راغب


قرشی به نقل از راغب اصفهانی می‌گوید: اصل طیب آن است که حواس و نفس انسان از آن لذت می‌برد و پاک کردن را استطابه گویند؛ زیرا پاک کردن چیزی سبب دل‌چسبی آن است.
وی با بیان آیاتی از قرآن این معنا را توضیح می‌دهد، از جمله این آیه:" یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ "؛ ای مردم! از آنچه در روی زمین از حلال و پاکیزه است تناول کنید و از وسوسه‌های شیطان پیروی ننمایید؛ زیرا که او دشمن آشکار شماست.

شرایط جواز خوردن از دیدگاه صاحب قاموس

[ویرایش]

صاحب قاموس می‌گوید؛ جواز خوردن دو شرط دارد: یکی حلال بودن که حق دیگران در آن نباشد و دیگری دل‌چسب و طبع‌پسند بودن که مورد نفرت نباشد؛ مانند قاذورات و....
اگر حلال را حلال شرعی با جمیع شرایط آن بدانیم، لازم است از آیات دیگر و روایات استفاده کنیم؛ وگرنه ظهور حلال در آن است که حق دیگران در آن نباشد و مزاحمت با حقوق دیگران نداشته باشد و تابع وساوس شیطان بودن ظاهراً تجاوز از حلال و طیب است. از این آیه استفاده می‌شود که مطلق آنچه دل‌چسب است و دیگران را در آن حقی نیست، خوردن آن جایز است.

مراد از طیبات و خبائث

[ویرایش]

مراد از طیبات و خبائث در آیه، طیبات و خبائث واقعی است و ملاک آن تنها نظر مردم نیست؛ از‌این‌رو آنچه در شرع حرام شده ،به علت خبث واقعی آن می‌باشد؛ گرچه در عرف از خبائث شمرده نشود؛ مانند زنا و بی‌عفتی که از نظر ظاهری ممکن است برخی آن را از خبائث ندانند. همچنین ذبیحه‌ای که شرایط اسلامی در آن مراعات نشده و گوشت حشرات و درندگان و... که به عقیده بسیاری از مردم از خبائث نیست؛ ولی چون همه اینها از لحاظ واقع از خبائث‌اند؛ از این جهت حرام‌ اند و محرماتی که در شرع بیان شده، در واقع مصادیق خبائث واقعی‌اند که بشر به خبث برخی از آنها راه ندارد.
[۴] قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، ج ۴، ص ۲۵۷ ـ ۲۶۱، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۷۱ ش.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج ۱ ص ۱۷۳، دار العلم، بیروت، ۱۴۱۰ ق.
۲. ابن منظور، لسان العرب، ج ۱، ص ۵۶۳، دار صادر، بیروت، ۱۴۱۴ ق.    
۳. بقره (۲)، آیه ۱۶۸.    
۴. قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، ج ۴، ص ۲۵۷ ـ ۲۶۱، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۷۱ ش.


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : تفسیر | قرآن شناسی | واژگان قرآنی




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار