طبیعت کلیهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: طبیعت کلیه، طبیعی.

پرسش: طبیعت کلیه به چه معنا است؟

پاسخ: طبیعت کلیه دارای دو اصطلاح است. در میان اهل منطق و فلسفه که مقصود آنان همان طبیعت است و اصطلاح دیگر طبیعت کلیه مربوط به اهل عرفان است. در نظر آنان طبیعت کلیه همان وجود جمعی موجودات است.


در منطق و فلسفه[ویرایش]

طبیعت کلیه دارای دو اصطلاح است؛ اول اصطلاحی است که میان اهل منطق و فلسفه معروف است و مقصود آنان همان طبیعت است. توضیح این‌که؛ در نظر آنان کلی بر سه قسم است:

← کلی منطقی
کلی منطقی که همان مفهوم کلی است؛ یعنی هر مفهومی که بر مصادیق متعددی صدق می‌کند.

← کلی طبیعی
کلی طبیعی؛ یعنی نفس طبیعت؛ مانند ذات و ماهیت انسان که آن‌ را طبیعت کلیه نیز می‌گویند.

← کلی عقلی
کلی عقلی، منظور از آن، این است که آن طبیعت را با وصف کلیت در نظر بگیریم مثلاً بگوییم: انسان کلی. [۱] [۲]

در عرفان[ویرایش]

اما اصطلاح دیگر طبیعت کلیه مربوط به اهل عرفان است. در نظر آنان طبیعت کلیه همان وجود جمعی موجودات است. [۳]

← بیان برخی از حکیمان
به بیان برخی از حکیمان: «طبیعت‌ کلیه‌ در اصطلاح حکما امری است جسمانی که در عناصر و دیگر اجسام سفلی و اجرام علوی ساری است که با ماده قرین است. مثلاً می‌گوییم طبیعت جسم، طبیعت آب، طبیعت خاک و هکذا. که مرجع و مآل طبیعت به این معنی امری است جسمانی. به تعبیر دیگر: این طبیعت از قوای نفس کلی است که در اجسام طبیعی (سفلیات) و در اجرام علوی ساری است. خلاصه در عناصر و فاعل صور عناصر یعنی حقایق آنها که منطبع در مواد هیولانی آنهاست ساری می‌باشد. اما طبیعت در مشرب ارباب کشف و اصحاب عرفان اشاره به حقیقت الهیه به نام صادر اول است که فعّال جمیع صور می‌باشد. و این حقیقت فعاله الهیه به باطنش فاعل صور اسمائی است، و به ظاهرش که طبیعت کلیه است فاعل صورتهای دیگری جز صور اسمائی. این طبیعت کلیه به مشرب ارباب کشف، مبدا فعل و انفعال در همه جواهر است و قابل جمیع تاثیرات اسمائیه است پس این جمعیت الهیه جمیع قوابل عالم را از اعلی و اسفل یعنی از عالم روحانی و جسمانی داراست. زیرا طبیعت کلیه را که محیط است به عالم روحانی و جسمانی، در بر دارد». [۴]

← بیانی دیگر
در بیانی دیگر: «طبیعت در اصطلاح حکیم، اخص از طبیعت در اصطلاح عارف و شانی از شئون و به‌ تعبیر دیگر صورتی از صور آن است. طبیعتی که عارف می‌گوید همان نفس رحمانی است. یعنی نفس رحمانی و طبیعت به حسب وجود شی‌ء واحدند و تغایر آن دو به اعتبار است. یعنی همین شیء واحد که وجود فعلی واحد است از آن حیث که از واجب متنفس فایض است نفس رحمانی است و از آن حیث که مبدا فعل است به اعتبار اظهارش مر تعینات را، و مبدا انفعال است که به تعینات تقید می‌یابد، طبیعت‌ کلیه‌ است». [۵]

پانویس[ویرایش]
 
۱. حیدری، سید رائد، المقرر، فی توضیح منطق المظفر، ج۱، ص۲۵۸ به بعد، منشورات ذوی القربی، قم، ۱۴۲۲.
۲. الفیض الکاشانی، محسن، اصول المعارف، ص۲۰۱، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۵.
۳. میر داماد، محمد باقر، جذوات و مواقیت، ص۵۵، میراث مکتوب، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰.
۴. حسن زاده آملی، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۱۷، وزارت ارشاد، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸.
۵. حسن زاده آملی، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، ص۳۶۳، وزارت ارشاد، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ش


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «طبیعت کلیه»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۵/۶.    



جعبه‌ابزار