شخصیت انسانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: سبکی، شخصیت، سنگینی شخصیت، عزت نفس، ذلت نفس، کرامت انسانی، وقار، سکینه.

پرسش: سبکی یا سنگینی شخصیت انسان به چه معناست؟ چه عواملی باعث سبکی یا سنگینی شخصی می‌شود؟

پاسخ: در روایات و متون اخلاقی واژه‌هایی داریم که معنا و مفهوم آنها به سبک نکردن شخصیت خود و سنگین بودن برمی‌گردد؛ مانند: وقار، متانت، هیبت، سکینه، عزت نفس، کرامت انسانی]]، خفت، ذلت نفس، حقارت برمی‌گردد. این موارد در کتاب‌های اخلاقی - با توجه به روایات - به عنوان فضائل و رذائل اخلاقی مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفته‌اند.


مترادف‌های عزت[ویرایش]

در روایات و متون اخلاقی واژه‌هایی داریم که معنا و مفهوم آنها به سبک نکردن شخصیت خود و سنگین بودن برمی‌گردد؛ مانند: وقار، متانت، هیبت، سکینه، عزت نفس، کرامت انسانی، خفت، ذلت نفس، حقارت. این موارد در کتاب‌های اخلاقی - با توجه به روایات - به عنوان فضائل و رذائل اخلاقی مورد بحث و گفت‌وگو قرار گرفته‌اند. حتی مصادیق و راه‌کارهای تحصیل آنها به عنوان فضیلت اخلاقی، یا دوری از آنها به عنوان رذیلت اخلاقی بیان شده‌اند. در این‌جا تنها به‌طور خلاصه به مواردی اشاره می‌شود و مباحث تفصیلی را باید در کتب اخلاقی و یا پاسخ‌های مرتبط پیگیری کرد.

مفاهیم مربوط به سنگین بودن شخصیت[ویرایش]

برخی از مهم‌ترین مفاهیم اخلاقی که بیانگر سنگینی شخصیت آدمی‌هستند، عبارت‌اند از:

← عزّت
عزت نفس به معنای حمایت از نفس، گرامی‌داشتن نفس و ارزش و احترام قائل شدن برای آن است. در این‌باره «عوامل و اسباب عزت»، سؤال ۲۸۱۲۸ را مطالعه کنید.
امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرماید: «خداوند عز و جل، در زیر و بم زندگی، زمام اختیار مؤمن را در دست خود او نهاده است، ولی تا آن حد که خود را به خواری و حقارت نیفکند. نشنیده‌ای که خداوند - عزّ و جلّ- می‌فرماید‌: "عزت از آن خدا و برای رسول خدا و برای مؤمنان است". [۱] مؤمن باید عزیز بماند و خود را به خفّت و خواری نکشاند. خداوند، عزت مؤمن را در سایه اسلام و ایمان بیمه کرد». [۲]

← شرافت و کرامت انسانی
شالوده و بنیاد اساسی اخلاق اسلامی، توجه دادن انسان به شرافت و کرامت ذاتی خویش است. [۳] خودآگاهی و توجه به این‌که انسان موجودی عِلْوی و برتر است و گوهری ارزشمند و بی‌مانند در خود دارد، او را - به دلیل حب ذات- به حراست و پاسداری از کرامت ذاتی خویش فرا می‌خواند و به ‌سوی ارزش‌های متعالی اخلاق سوق می‌دهد؛ امام علی (علیه‌السّلام) می‌فرماید: «وَ اَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّةٍ وَ اِنْ سَاقَتْکَ اِلَی رَغْبَةٍ فَاِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضا؛ [۴] دامان نفس خود را از هر پستی پاکیزه دار! گرچه دلت را برباید؛ زیرا در مقابل آنچه از گوهر نفس خود می‌بخشی، بهایی دریافت نمی‌کنی (یعنی؛ عزت نفس و شرف جایگزین ندارد)»
در مقابل، کسی که احساس زبونی و فرومایگی کند و شرافت شگرف خویشتن را باور نداشته باشد، از ارتکاب هرگونه رفتار ناپسند اخلاقی باکی ندارد؛ امام‌هادی (علیه‌السّلام) فرمود: «مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَاْمَنْ شَرَّهُ؛ [۵] کسی که خودش را بی‌مقدار می‌داند، از شرّ او ایمن مباش».

← وقار و سکینه
این صفات بیانگر آرامش و تعادل نفس است و نقش بازدارندگی را در برابر رفتارها و حرکات ناپسند ایفا می‌کند، و نشان ‌دهنده بخشی از سنگینی و متانت شخصیت انسان است.

اسباب تحصیل وقار[ویرایش]

بارزترین علل و اسبابی که برای تحصیل وقار و سنگینی و دور ماندن از ذلت و سبک شدن شخصیتی در روایات به ‌چشم می‌خورد، به ‌قرار زیر است:
====بندگی خداوند====
امام ‌علی (علیه‌السّلام) در این‌باره می‌فرماید: «هر کس خواستار عزّت بدون عشیره، هیبت بدون سلطنت، بی‌نیازی بدون مال، و فرمانبر بدون بذل و بخشش است، پس باید از ذلّت عصیان خداوند به عزّت بندگی او در آید.» [۶]
====حکمت و علم====
امام‌ علی (علیه‌السّلام): «کسی که آگاه به حکمت باشد، چشم‌ها به دیده وقار و هیبت به او می‌نگرند.» [۷]
====حلم و خویشتن‌داری====
امام علی (علیه‌السّلام): «خویشتن‌داری سبب وقار است.» [۸]
====سکوت====
امام‌ علی (علیه‌السّلام): «با سکوت بسیار، شُکوه و وقار انسان بیشتر می‌شود.» [۹]

مفاهیم مربوط به سبکی شخصیت[ویرایش]

یکی از مهم‌ترین مفاهیم اخلاقی که بیانگر سبکی شخصیت انسان است، ذلّت نفس - در مقابل عزت نفس - می‌باشد؛ ذلّت نفس؛ به معنای خواری، سبکی و پست نمودن نفس است. [۱۰] ذلت و خواری شخصیت انسان، خود عوامل و اسبابی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

← بد خلقی
‌ اولین اثر منفی بدخلقی به‌طور مستقیم متوجه شخص بدخلق می‌گردد؛ بدین معنا که بداخلاقی چنان چهره و حالات زشت و حرکات نامطلوبی از انسان ارائه می‌دهد که با مشاهده آن، خوبی‌ها، صفات ارزشمند و سایر ارزش‌های اجتماعی او از یاد رفته، شخصیت او ضایع می‌شود و وی در نظر دیگران خوار و ذلیل و سبک می‌گردد. امام علی (علیه‌السّلام) می‌فرماید: «رُبَّ عَزِیزٍ اَذَلَّهُ خُلُقُهُ وَ ذَلِیلٌ اَعَزَّهُ خُلُقُه؛ [۱۱]چه بسا عزیزی که اخلاق بد، مایه ذلّت‌ و خواری او شده و چه بسا خوار و ذلیلی که اخلاق خوب، او را به عزّت‌ و بزرگی رسانده است». «مَنْ کَثُرَ خُرْقُهُ اسْتُرْذِلَ؛ [۱۲]هرکس بدخلقی‌اش زیاد باشد، خوار و پست شمرده شود».

← طمع و چشم‌داشت به مال دیگران
حرص و طمع و چشم دوختن به مال و منال مردم، به شدّت، مناعت و بزرگواری انسان را خدشه‌دار می‌کند. کسی که به آنچه خدا برای او مقدّر کرده است راضی نباشد خواه ناخواه چشم طمع به مال دیگران خواهد داشت که در نتیجه، دست نیاز به سوی آنان دراز خواهد کرد و این خود موجب ذلّت و خواری او خواهد شد.
امام باقر (علیه‌السّلام) به جابر بن یزید جعفی، سفارش می‌کند که «وَ اطْلُبْ بَقَاءَ الْعِزِّ بِاِمَاتَةِ الطَّمَع‌؛ [۱۳]اگر عزّت می‌خواهی، طمع را در وجودت نابود کن».
امام صادق (علیه‌السّلام) نیز از قول لقمان حکیم نقل می‌کند که به ‌فرزندش چنین سفارش کرد: «اگر می‌خواهی عزّت جهان را گردآوری، از آنچه در دست مردم است، چشم طمع بپوش که پیامبران و صدّیقان، با قطع طمع به چنین مقامی‌ رسیدند». [۱۴]

← اظهار ناتوانی
امام علی (علیه‌السّلام) می‌فرماید: «رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ ضُرَّهُ لِغَیْرِهِ؛ ‌ [۱۵] [۱۶]هر کس ناتوانی و درماندگی خویش را بر ملا کند تن به خواری داده است».

← درخواست از مردم
امام سجاد (علیه‌السّلام): «درخواست از مردم، زندگی انسان را با خواری توام می‌کند؛ حیا را از بین می‌برد و وقار و سنگینی آدمی‌ را سبک می‌گرداند». [۱۷]

← خنده و شوخی بسیار
امام‌ علی (علیه‌السّلام): «مَنْ کَثُرَ ضِحْکُهُ ذَهَبَتْ هَیْبَتُه‌؛ [۱۸] کسی که خنده او فراوان گردد، شکوه و عظمت او از میان برود». «مَنْ کَثُرَ مِزَاحُهُ اسْتُخِفَّ بِه؛ [۱۹]هر کس بسیار شوخی کند، سبک شمرده شود».

← سرمستی از دارایی‌ها
سرمستی از مال، قدرت، علم، ستایش و جوانی: امام ‌علی (علیه‌السّلام): «شخص‌ عاقل باید خود را از سرمستی مال، قدرت، علم، ستایش و جوانی حفظ کند؛ زیرا این سرمستی عقل آدمی‌ را زایل نموده، و وقار او را از بین می‌برد». [۲۰] [۲۱]

← شراکت مالی با غیر هم‌طرازان
ابی بصیر می‌گوید: به امام صادق (علیه‌السّلام) عرضه داشتم، جایز است انسان با مردمی‌پولدار که نمی‌تواند مثل آنها خرج کند به سفر رود؟ آن‌حضرت فرمود: «دوست ندارم که مؤمن خود را ذلیل کند، بلکه با هم‌طرازان خود بیرون رود». [۲۲] [۲۳]

پانویس[ویرایش]
 
۱. منافقون/سوره۶۳، آیه۸.    
۲. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج‌۵، ص۶۳، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۷۰.    
۴. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، محقق و مصحح:غفاری، علی اکبر، ص۷۷، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.    
۵. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۴۸۳.    
۶. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، محقق:حسنی بیرجندی، حسین، ص۴۶۲، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.    
۷. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج‌۸، ص۲۳.    
۸. تمیمی‌آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۹۶، قم، دار الکتاب الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.    
۹. تمیمی‌آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۹۶.    
۱۰. بن حمید، صالح، موسوعة النضرة النعیم فی مکارم اخلاق الرسول الکریم، ج‌۱۰، ص۴۵۰۲ – ۴۵۱۵، جده، دار الوسیلة، چاپ چهارم، بی‌تا.
۱۱. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج‌۱، ص۳۰۰، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.    
۱۲. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص۴۵۳.    
۱۳. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۲۸۶.    
۱۴. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج‌۱۳، ص۴۲۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.    
۱۵. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۷۰.    
۱۶. تمیمی‌آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص۳۸۸.    
۱۷. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۲۷۹.    
۱۸. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج‌۸، ص۲۲.    
۱۹. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج‌۸، ص۲۲.    
۲۰. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص۵۵۲.    
۲۱. تمیمی‌آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص۷۹۷.    
۲۲. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج‌۲، ص۳۵۹، قم، دار الکتب الاسلامیة، چاپ دوم‌، ۱۳۷۱ق.    
۲۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج‌۴، ص۲۸۷.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «شخصیت انسان»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۳/۱۲.    



جعبه‌ابزار