زیارت جامعه و کفر دشمنان اهل بیتذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: زیارت جامعه کبیر، کافر، مشرک، جنگ.

پرسش: امام علی (علیه‌السّلام)، دشمنانی را که با ایشان جنگ کردند، متهم به کفر و شرک نکردند؛ اما در زیارت جامعه کبیره، این افراد، کافر و مشرک قلمداد شده‌اند، آیا این دو موضوع با هم متعارض نمی‌باشند؟

پاسخ: امام علی (علیه‌السّلام) گرچه براساس این روایت، دشمنان خویش را به کفر و شرک نسبت نداد، اما هرگز آنان را تبرئه نکرده و مسلمان و مؤمن واقعی قلمداد نکرد؛ بلکه با تجاوزکار شمردنشان، هوشمندانه جنگ خویش با آنان را دارای مشروعیت قرآنی اعلام کرد.
از طرفی در قرآن کریم، مشرکان نیز به عنوان برادران نژادی پیامبران معرفی شده‌اند و بر این اساس، استفاده از عبارت "برادران ما" نمی‌تواند ناظر به دیدگاه مثبت حضرتشان نسبت به این تجاوزکاران باشد.
مطمئناً، فردی که تجاوزکارانه در برابر امام بر حق به جنگ برخیزد، حتی اگر نامی از مسلمانی بر او باشد، دارای مراتبی از شرک و کفر خواهد بود که به این واقعیت در زیارت جامعه کبیره اشاره شده است.


نص روایت[ویرایش]

عَبْدُاللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ فِی قُرْبِ الْاِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ اَبِیهِ اَنَّ عَلِیّاً (علیه‌السّلام) لَمْ یَکُنْ یَنْسُبُ اَحَداً مِنْ اَهْلِ حَرْبِهِ اِلَی الشِّرْکِ وَ لَا اِلَی النِّفَاقِ وَ لَکِنَّهُ کَانَ یَقُولُ هُمْ اِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَیْنَا. [۱]
در ابتدای پاسخ، توجه شما را به روایتی در همین زمینه جلب می‌کنیم:

روایتی درباره مرد شامی و امام سجاد[ویرایش]

مردی از اهل شام نزد امام سجاد (علیه‌السّلام) آمده و از او پرسید: آیا شما علی فرزند حسین هستید؟! امام پاسخ دادند: بلی. مرد شامی (با طعنه و کنایه) گفت: آیا پدرت ([[|امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام]])) همان شخصی نبود که دست به کشتار افراد باایمان زد؟! امام چهارم با شنیدن این سخنان، گریان شده و سپس اشک را از صورت خود پاک کرده، خطاب به مرد شامی فرمود: وای بر تو! از کجا و به چه دلیل، با این اطمینان می‌گویی که پدرم قاتل مؤمنان بوده است؟!
مرد شامی گفت: خود علی (علیه‌السّلام) سخنی داشته مبنی بر این‌که "اِخْوَانُنَا قَدْ بَغَوْا عَلَیْنَا فَقَاتَلْنَاهُمْ عَلَی بَغْیِهِم‌" یعنی آنانی که با ما وارد جنگ شده‌اند، برادران ما هستند که بر علیه ما شوریده‌اند و ما به دلیل همین شورش به جنگ با آنها برخاسته‌ایم!
امام سجاد (علیه‌السّلام) به او فرمودند: وای بر تو! آیا تاکنون قرآن نخوانده‌ای؟! شامی پاسخ داد که خوانده‌ام! امام فرمودند که خداوند آیاتی به این مضامین دارد: "وَ اِلی‌ مَدْیَنَ اَخاهُمْ شُعَیْباً" و "اِلی‌ ثَمُودَ اَخاهُمْ صالِحا" ما به سوی اهل مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم و برای قوم ثمود، برادرشان صالح را گسیل داشتیم.اکنون تو‌ای مرد شامی به من پاسخ بده! آیا این پیامبران، برادران دینی این اقوام بوده‌اند و یا برادران نژادی آنها؟! شامی پاسخ داد: برادران نژادی آن‌ها! امام فرمودند: به همین ترتیب، دشمنان امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) هم برادران نژادی ایشان بوده‌اند و نه برادران دینی (تا نتیجه بگیریم که آن‌ها نیز افرادی با ایمان بوده‌اند). مرد شامی با شنیدن این پاسخ عرضه داشت: خداوند، آسایش را برای شما مهیا کند، وجدانم را آسوده کردی! [۲]

بیان چند نکته[ویرایش]

اکنون بعد از دقت در این روایت و در راستای پرسشتان به نکات زیر توجه فرمایید:

← سند روایت
در این پاسخ، نیازی به بررسی سند این روایت نداریم و فرض را بر آن می‌گذاریم که این عبارت از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) صادر شده است؛ زیرا قرائن دیگر، از جمله روایتی که در مقدمه پاسخ وجود داشت، انتساب آن را به امام علی (علیه‌السّلام) تقویت می‌کند.

← نبود فسق در منبع یادشده
در روایت، کفر و شرک بیان شده، اما فسقی که در پرسش شما بود، در منبعی که ذکر نمودید، وجود ندارد.

← تحریک نکردن دشمن در جنگ
یکی از تدابیری که گاهی در جریان جنگ و درگیری از آن استفاده می‌شود، آن است که عباراتی بر زبان آورده نشود تا نیروهای موجود در طرف مقابل را هر چه بیشتر تحریک کرده و روحیه آنان را برای ادامه جنگ تقویت کند؛ بلکه باید در مواجهه با آن‌ها از سخنانی ملاطفت‌آمیز استفاده نموده و راه را برای تجدید‌نظر و تفکر آنان هموار کرد. (البته چنین تدبیری در تمام موارد کارساز نبوده؛ بلکه باید به شرایط نبرد توجه داشت).
امام علی (علیه‌السّلام) نیز اگر در آن زمان حساسی که هر یک از طرفین، خود را مسلمان و با ایمان می‌دانستند، طرف مقابل را که در جهل و نادانی مفرط، دست‌وپا زده و آلت دست سیاست‌بازان به ظاهر دین‌دار بود، متهم به کفر و شرک می‌کرد، آتشی را در نهاد آنان می‌افروخت که مورد سوء استفاده افرادی چون عمرو بن عاص شده و در نهایت به ضرر سپاه حق می‌انجامید.
بر این اساس، ایشان با زیرکی و بدون آن‌که صریحاً آنان را از رفتار ناشایست خود تبرئه کرده یا مانند برخی، آن را به حساب اجتهادشان گذاشته و پاداشی نیز برای آن در نظر گیرد، با توجه به فرهنگ قرآنی و بدون آن‌که رسماً آنان را مؤمن و مسلمان واقعی قلمداد کند، از عباراتی استفاده فرمود که از طرفی حساسیت‌برانگیز نبوده و از طرف دیگر، با‌اندکی دقت، بتوان حقیقت را در آن یافت.

مراد از برادران نژادی[ویرایش]

چنانچه ملاحظه شد، استفاده از واژه "برادران" در ارتباط با مشرکان و کفار نیز سابقه داشته و پروردگار، مشرکان را برادران نژادی پیامبران معرفی کرده و از طرف دیگر، واژه "بغی" که در سخن جانشین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وجود داشته، به‌تنهایی نشانگر فسق طرف مقابل است. به این دو آیه توجه فرمایید:

← آیه ۳۳ سوره اعراف
«قُلْ اِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْاِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَق »؛ ‌ [۳] بگو که پروردگار تمام بدی‌های آشکار و پنهان، گناه و بغی ناحق را حرام کرده است.

← آیه ۹۰ سوره نحل
«اِنَّ اللَّهَ یَاْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاِحْسانِ وَ ایتاءِ ذِی الْقُرْبی‌ وَ یَنْهی‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْی »؛ ‌ [۴] پروردگار به عدالت و کردار نیک و صله رحم فرمان داده و شما را از بدی‌ها، منکرات و بغی باز می‌دارد.

← آیه ۹ سوره حجرات
از طرفی، براساس آیه نهم سوره حجرات، جنگ با باغیان و تجاوزکاران، جنگی مشروع قلمداد می‌شود:
«وَ اِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَاَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَاِنْ بَغَتْ اِحْداهُما عَلَی الْاُخْری فَقاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتّی تَفِیءَ اِلی اَمْرِ اللّهِ فَاِنْ فاءَتْ فَاَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ اَقْسِطُوا اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ ». [۵]
براین اساس، امام علی (علیه‌السّلام)، با این سخن لطیف، مشروعیت جنگ خود و متجاوز بودن طرف مقابل و در نتیجه فاسق بودن آنان را اعلام می‌کند.

نتیجه بحث[ویرایش]

زیارت جامعه، هنگامی در اختیار مسلمانان قرار گرفت که بر اثر روشنگری‌های امامان شیعی، تا حدود زیادی، حقانیت اهل بیت (علیهم‌السّلام) ثابت شده و به همین دلیل حاکمان معاصر با نسل اخیر ائمه، گرچه امامان را خطری برای حاکمیت خود دانسته و از آنان در بیم و هراس بودند، اما در ظاهر، حرمتشان را تا حدودی مراعات کرده و در سطح عمومی نیز، غالب مسلمانان، امام علی (علیه‌السّلام) و حسنین (علیهماالسّلام) را که درگیر جنگ مستقیم با برخی به ظاهر مسلمانان بودند، برحق دانسته و دشمنانشان را خطاکار می‌پنداشتند.
بر این اساس کافر و مشرک قلمداد کردن آنانی که به جنگ با امامان برخاسته بودند، حساسیت چندانی چون زمان حاکمیت بنوامیه به وجود نمی‌آورد، با توجه به این نکته که شرک و کفر نیز دارای مراتبی بوده و آنچه در زیارت جامعه آمده است، لزوماً به معنای کفر و شرکی نیست که شخص را از دایره مسلمانی خارج کرده و تمام احکام کفار را بر او مترتب کند.

پانویس[ویرایش]
 
۱. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۵، ص۸۳، باب حکم قتال البغاة    
۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۲، ص۳۴۵، ح ۳۲۹، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ه ق.    
۳. اعراف/سوره۷، آیه۳۳.    
۴. نحل/سوره۱۶، آیه۹۰.    
۵. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    


منبع[ویرایش]


سایت اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «زیارت جامعه و کفر دشمنان اهل بیت (علیهم‌السّلام)»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۱/۲۱.    



جعبه‌ابزار