دنیادوستیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: دنیا، دنیادوستی.

پرسش: راه‌رهایی از دنیادوستی چیست؟

پاسخ:



ریشه واژه دنیا[ویرایش]

دنیا، مؤنث «ادنی»، از «دنیء» و «دنائت» به معنای پست‌تر و ناچیزتر (در مقایسه با زندگی آخرت) یا از «دنو» به معنای نزدیک‌تر (در مقایسه با زندگی آخرت) است. [۱]

حب دنیا[ویرایش]

پیش از پرداختن به اصل سؤال لازم است اشاره گردد که:
«حب الدنیا رأس کل خطیئه؛ [۲] حب دنیا منشأ همه خطاها معرفی شده است.»
حب دنیا اعم از حب مال، مقام، شهوت جنسی، تفوق‌طلبی، برتری‌جویی، تن‌پروری، انتقام‌جویی و مانند اینها، گاه چنان طوفانی در روح انسان ایجاد می‌کند که موجب می‌شود انسان حیات دنیا را بر آخرت مقدم دارد. [۳]

اقسام دنیا[ویرایش]

اما باید توجه داشت که در بیان قرآن و روایات، دنیا به دو قسم تقسیم شده است: دنیای مذموم و دنیا ممدوح.

زندگی دنیا[ویرایش]

قرآن در آیات متعددی، زندگی دنیا را عامل غرور و فریب می‌داند و به انسان هشدار می‌دهد تا متاع و زرق و برق‌های فریبنده این جهان او را غافل نکند. [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹] گاه زندگی دنیا به «لعب و لهو» توصیف شده است.«و ما الحیاة الدنیا الا لعب و لهو؛ [۱۰]زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست»

عامل فریب انسان[ویرایش]

همچنین در فرهنگ قرآن، از عوامل مهم فریب انسان، آرزوهای دنیایی و طولانی مربوط به زندگی مادی اوست. «و غرتکم الامانی؛ [۱۱] و آرزوی دور و دراز شما را فریب داد.» در جایی دیگر قرآن، دنیا را به عنوان متاع قلیل معرفی می‌کند. [۱۲] در اغلب مواردی که در کلام معصومان (علیه‌السلام) سخن از دنیا به میان آمده، انسان‌ها را از فریب آن برحذر داشته‌اند.

← سخنی از امام علی
چنان‌که امیر بیان علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: «از دنیا حذر کنید که دنیا بی‌وفا و پر مکر و فریب است، بخشنده‌ای خسیس و پوشاننده‌ای برهنه‌کننده است». [۱۳]

← کلامی از پیامبر
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌واله) نیز در کلامی پر معنا فرمودند: «اگر آنچه من از دنیا می‌دانم شما نیز بدانید، جان‌هایتان از فریب آن ایمن می‌شود». [۱۴]

دنیای مذموم از دیدگاه معصومان[ویرایش]

مشابه این عبارات در کلام معصومان (علیه‌السلام) بسیار است که به تبیین دنیای مذموم و ناپسند اشاره دارند. دنیایی که صاحبانش آن را برای خودش بخواهند و نگاه استقلالی به آن داشته باشند. قطعاً برای صاحبان این نگاه انفاق؛ خسارت، زیان و کم شدن است و گذشت و ایثار بی‌معناست.

← سخنی از امام صادق
حضرت امام صادق (علیه‌السلام) چه زیبا و رسا دنیای مذموم را به تصویر کشیده‌اند: «دنیا به منزله تصویری است که سر آن تکبر، چشمش حرص و آزمندی، گوشش طمع، زبانش ریا، دستش شهوت، پایش خودپسندی، قلبش غفلت، رنگش فنا و حاصلش نابودی است». [۱۵]
اما اگر این مواهب مادی و در اصطلاح فرصت‌های دنیایی، با بصیرت و اراده دارنده آن، تغییر جهت داده و نردبانی برای رسیدن به اهداف الهی گردند، سرمایه‌هایی می‌شوند که خدا آنها را از مؤمنان می‌خرد و بهشت جاودان و سعادت ابدی به آنها می‌بخشد.«ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة...» [۱۶]
[۱۷]

← سخنی از امام علی
چنان‌که حضرت علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: «الدنیا خلقت لغیرها و لم تخلق لنفسها؛ [۱۸]دنیا برای رسیدن به آخرت آفریده شده، نه برای رسیدن به خود».

توصیفی از دنیای ممدوح[ویرایش]

دنیا سرای آزمایش است، معبر است نه مقر، وسیله است نه هدف (وسیله‌ای است برای تحصیل سرنوشت)، پلی است برای رسیدن به صراط قیامت و حضور در محضر رب العالمین و جای خوف و نگرانی و احساس خطر است نه جایگاه امنیت و قرارگاه و استراحتگاه. انسان قرآنی این حقیقت را از کلام قرآن و اهل بیت (علیهم‌السلام) در‌می‌یابد که زندگی دنیا بازیچه‌ای بیش نیست و زندگی حقیقی آخرت است. [۱۹] این‌گونه نگاه، یعنی نگاه آلی نه استقلالی، ایثار و انفاق را بر انسان آسان می‌کند، در این نگاه، نه‌تنها دنیا مذموم نیست؛ بلکه ممدوح است؛ «همانا دنیا سرای راستی برای راستگویان و خانه تندرستی برای دنیاشناسان و خانه بی‌نیازی برای توشه‌گیران و خانه پند برای پندآموزان است. دنیا سجده گاه دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان الهی و فرودگاه وحی خدا و جایگاه تجارت دوستان خداست که در آن رحمت خدا را به دست آورده و بهشت را سود می‌برند.» [۲۰]

رابطه دنیا و آخرت[ویرایش]

علاوه بر آنچه گفته شد باید افزود، رابطه برخورداری از دنیا و آخرت در کلام معصومین ـ علیهم‌السلام ـ عکس هم است: اگر انسان از دنیا بهره برد، به همان میزان از بهره‌های آخرت او کاسته می‌شود.

← حدیثی از امام صادق
چنان‌که امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «آخرین پیامبری که وارد بهشت می‌شود سلیمان بن داود است؛ زیرا به او دنیا داده شد». [۲۱] و نیز فرمودند: «هر‌که در دنیا بهره بیشتری برد اگر بهشتی باشد و به بهشت درآید در آنجا بهره‌اش کم می‌شود». [۲۲]

خلاصی از حب دنیا[ویرایش]

برای خلاصی از حب دنیا، بهترین و اثربخش‌ترین راه، اصلاح نفس و رسیدن به مقام بندگی و عبودیت خداوند است؛ اما راه اساسی اصلاح نفس و رسیدن به ملکات نفسانی، طبق آموزه‌های قرآنی، به کار گرفتن سلسله‌ای از علوم و معارف الهی و قرآنی است؛ چنان‌که به قدری آگاه و بصیر گردد که دیگر در نفس او جایی برای حب دنیا و رذایل اخلاقی باقی نماند؛ [۲۳] به‌طوری نسبت به گناه و حب شهوات و آثار آن معرفت پیدا کند که نه‌تنها علاقه و دلبستگی به آنها نداشته باشد، بلکه حتی نزدیکی به آنها را کراهت و ناپسند بشمارد.

← خلاصی از حب دنیا در حدیث بصری
اما اهمیت رسیدن به مقام بندگی و عبودیت خداوند در جهت ترک تعلقات دنیا و خلاصی از حب دنیا و شهوات آن را می‌توان در حدیث معروف عنوان بصری و از قول امام جعفر صادق (علیه‌السلام) جست‌وجو کرد. آنجا که حضرت در پاسخ به پرسش حقیقت عبودیت چیست؟ فرمودند:سه چیز است:اول اینکه بنده برای خود درباره آنچه خداوند به او سپرده احساس مالکیت نکند؛ زیرا بندگان مالک چیزی نیستند... دوم اینکه برای خود بدون در نظر گرفتن خواست و اراده خدا تدبیر و برنامه‌ریزی مستقلی نکند، سوم اینکه تمام دل‌مشغولی‌اش اوامر و نواهی خداوند باشد. نتیجه‌اش این می‌شود که اگر بنده‌ای خود را مالک چیزی نبیند، انفاق بر او در آنجاهایی که خداوند امر کرده آسان می‌شود و اگر بنده تدبیر خویش را به خدا بسپارد، مصیبت‌های دنیا بر او آسان می‌شود و اگر دل مشغولی بنده‌ای اوامر و نواهی خدا باشد، دیگر مجالی پیدا نمی‌کند تا به جدال و کشمکش با مردم بپردازد. پس هرگاه خداوند بنده‌ای را با این سه ویژگی گرامی داشت برخورد با دنیا و ابلیس و مردم برای او سهل و آسان می‌شود و دیگر دنیا را برای مال‌اندوزی و فخرفروشی نمی‌خواهد...» [۲۴]

راه‌هایی خلاصی از حب دنیا[ویرایش]

از طرفی نیز باید دانست، همیشه برای علاج قطعی بیماری‌ها به ریشه‌کن کردن اسباب آن باید پرداخت و تا اسباب بیماری ریشه‌کن نشود. درمان‌ها سطحی و ناپایدار است و به تعبیر دیگر جنبه مسکّن را دارد، برای رهایی و خلاصی از بیماری حب دنیا راه‌های بسیاری توصیه شده است:

← راه اول
انسان باید خود را به‌خوبی بشناسد و بداند موجودی است آسیب‌پذیر که فاصله میان مرگ و زندگی او بسیار کم است، امروز سالم است و پر نشاط، فردا ممکن است گرفتار سخت‌ترین بیماری‌ها یا اندوه بارترین مصایب گردد، امروز قوی و غنی و قدرتمند است، فردا ممکن است از ضعیف‌ترین و فقیرترین افراد باشد و نمونه‌های آن صفحات تاریخ بشریت را پر کرده است. این اندیشه در او روحیه متعالی هجرت و جهاد را احیا می‌کند؛ هجرت به معنای دوری از کانون‌های کفر و شرک و ظلم و گناه و نیز از عوامل و زمینه‌های گرایش به دنیاپرستی، و جهاد به معنای آمادگی برای مبارزه و مقابله با مصادیق ظلم و فساد و بی عدالتی در دنیا، این روحیات، انسان را متعالی و بی‌نیاز از دنیا پرورش داده و در مسیر مقابله با دنیای مذموم و کسب رضای الهی تربیت می‌کند. [۲۵]

← راه دوم
در ماهیت دنیا و آثار سوء حب دنیا تفکر نموده و درباره بی‌اعتباری دنیا که «از نسیمی دفتر ایام بر هم می‌خورد» بیاندیشید، این فرایند نتایج بسیار ارزشمند و زمینه‌های مبارکی را در جهت بیداری و پرهیز از دنیاگرایی و نیز گرایش به معنویت و روحیه آخرت‌گرایی در انسان ایجاد می‌کند که از جمله آنهاست:

← نتایج راه دوم
راه دوم نتایجی در پی دارد:

←← نتیجه اول
انسان را به تقویت ایمان و عمل صالح و رعایت تقوا و تلاش برای خودسازی و تزکیه نفس که سرمایه نجات، خمیر مایه سعادت و کلید درهای بهشت محسوب می‌شود رهنمون می سازد. [۲۶] در مسیر تحقق این هدف انسان با تنظیم برنامه‌ای دقیق برای مراقبه و محاسبه نفس با هواهای نفسانی و دام‌های شیطانی مقابله می‌کند و با عزمی جدی درجهت رهایی از تعلقات دنیایی می‌کوشد. به دنیا به عنوان هدف نگاه نمی‌کند؛ بلکه دنیا را وسیله‌ای برای جلب رضوان و بهشت الهی قرار می‌دهد از‌این‌رو دلبسته و اسیر دنیا نمی‌گردد. [۲۷] و در نتیجه به این حقیقت واصل می‌شود که مهم‌ترین آرامش برای انسان، آرامش روح و وجدان است که آن از طریق تقوا و توکل بر پروردگار فراهم می شود نه از طریق حرص و ولع و دنیاپرستی! چنان‌که قرآن در این‌باره می‌فرماید: «و من یتق الله یجعل له مخرجاً • و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیءٍ قدراً؛ [۲۸] هر‌کس پارسا و خدا ترس باشد خدا راه بیرون شدن از گناهان، بلا و حوادث سخت را بر او می‌گشاید، و از جایی که گمان نمی‌برد به او روزی عطا می‌کند و هر‌که در هر امر بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد کرد، که خدا امرش بر همه عالم نافذ و روان است و برای هر چیز قدر و اندازه‌ای مقرر داشته است.» به عبارتی می‌توان گفت؛ انسان پرهیزکار در هیچ کار و اندیشه‌ای به بن بست نخواهد رسید. [۲۹]

←← نتیجه دوم
زمینه‌هایی را فراهم می‌سازد که انسان با مطالعه در احوال اقوام گذشته به موقتی و فانی بودن دنیا و مال و ثروت آن، پی ببرد و عمرش را که سرمایه‌ای بدون بازگشت است به‌جای تدارک آخرت و تهیه توشه تقوا به دلبستگی‌های کاذب و گذرای دنیا مشغول نسازد. چنان‌که قرآن در همه مراحل زندگی دنیا از انسان خواسته تا درست بیندیشد و ره توشه اخروی برگزیند. «لعلکم تتفکرون • فی الدنیا و الاخرة؛ [۳۰] »برخی آیات اشاره به این مطلب دارند که: آیا در روی زمین سیر نکرده تا عاقبت پیشینیان آنان را بنگرند؟ شما مؤمنان اگر تعقل کنید به خوبی خواهید فهمید که سرای آخرت برای پارسایان و پرهیزکاران بسیار نیکوتر است.«افلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم و لدار الاخرة خیر للذین اتقوا افلا تعقلون» [۳۱] [۳۲] امیر بیان علی (علیه‌السلام) نیز در این‌باره فرموده است: آیا در گذشتن پدران شما عبرت و پندی نیست؟ آیا ندیدید که گذشتگان از شما باز‌ نمی‌گردند؟و... [۳۳]

←← نتیجه سوم
و از همه مهم‌تر، انسان با یاد مرگ و معاد به این حقیقت دست می‌یابد که، دنیا موقت و گذرا و معاد محل بقاء و جاودانگی است؛ از‌این‌رو هیچ‌گاه دلبسته دنیای فانی نمی‌گردد. علی (علیه‌السلام) فرموده است: «خوشا به حال کسی که به یاد معاد باشد، برای حسابرسی قیامت کار کند، با قناعت زندگی کند و از خدا راضی باشد.» [۳۴]، یقینا کسی که به یاد مرگ و معاد باشد به اندک بهره‌مندی دنیا قانع و خشنود است. به عبارتی به این حقیقت بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سرای آخرت و حساب و کتاب الهی و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهی در مسیر یک سفر طولانی می‌دانیم و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهی برای همیشه ماندن!

← راه سوم
اندیشه کند که حرص در اندوختن و ذخیره کردن اموال و برنامه‌ریزی برای رسیدن به آرزوها و آمال، هرگز مایه سعادت انسان نمی‌شود؛ بلکه دائماً او را به درد و رنج گرفتار می‌سازد. از‌این‌رو باید صبر و استقامت که خمیرمایه همه کارهای مثبت و پایه اصلی هرگونه اطاعت و ترک معصیت و دنیای مذموم است و از جمله اسباب ورود در بهشت و رضوان الهی است، را پیشه سازد. [۳۵] [۳۶] این اندیشه موجب می‌گردد در امور زندگی قناعت پیشه نموده و به ضروریات زندگی اکتفا نماید، به زندگی ساده فقرا و مردمی که در سطحی پایین تر هستند نگاه کرده و از این طریق روح انفاق و کمک به مستمندان، را در خویش تقویت نماید، زیرا انفاق، مانع دلبستگی به مال و مظاهر دنیا می‌گردد. و احسان و نیکوکاری عامل مهمی در وارستگی از دنیا و از جمله اسباب ورود در کانون نعمت و رحمت الهی است. [۳۷]

درمان اساسی حب دنیا[ویرایش]

بهعلاوه باید افزود؛ همان‌گونه که در معالجه و درمان بیماری‌های جسم و بدن به دکتر و پرهیز، و خوردن دارو و غیره احتیاج است، در امراض روحی نیز مراجعه به طبیب اخلاق و استفاده از داروهای معنوی ضروری به نظر می‌رسد. برای رسیدن به این مقصود، یعنی درمان اساسی حب دنیا، استکمال روح و سلوک الی الله، عمل به دستور‌العمل‌های اخلاقی علمای اخلاق و اولیاء الله بسیار نافع و مؤثر است.

دیدگاه علمای علم اخلاق[ویرایش]

نکته حائز اهمیت در نظر علمای علم اخلاق عبارت از این است که؛ باید خُلقیات، در نفس انسانی به‌صورت ملکه درآید و از حالت حال بودن خارج گردد؛ یعنی آن‌قدر باید به رفتارهای پسندیده و اوصاف کمالیه توجه داشت تا آن رفتارها و اوصاف، جزء جان و نفس انسان گردد.

دیدگاه علامه طباطبایی[ویرایش]

چنان‌که علامه طباطبایی (ره) می‌فرماید: طریقه آن این است که آن‌قدر آن عمل را تکرار کنی تا در نفس تو رسوخ یابد و چون نقشی که در سنگ می‌کنند ثابت گردد و راه علمی‌اش این است که به خوبی‌های آن اذعان و ایمان پیدا کنی و این طرز فکر را در خود تکرار کنی؛ یعنی راهش، تلقین علمی و عملی است. [۳۸]

پانویس[ویرایش]
 
۱. اسکندری، حسین، آیه‌های زندگی، ج۵، ص۲.
۲. نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۴۱.    
۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۶، ص ۴۰۶ ۴۰۷.    
۴. لقمان (۳۱)، آیه ۳۳.    
۵. حدید (۵۷)، آیه ۲۰.    
۶. آل‌عمران (۲)، آیه ۱۸۵.    
۷. انعام (۶)، آیه ۷۰.    
۸. جاثیه (۴۶)، آیه ۳۵.    
۹. آل‌عمران (۲)، آیه ۱۹۶.    
۱۰. انعام (۶)، آیه ۳۲.    
۱۱. حدید (۵۷)، آیه ۱۴.    
۱۲. نساء (۴)، آیه ۷۷.    
۱۳. امام علی(علیه السلام)، نهج البلاغة، ص۵۶۷، خطبه ۲۲۹.    
۱۴. المتقى الهندى، علاء الدين، کنز العمال، ح ۶۱۳۰.
۱۵. منسوب به إمام صادق (علیه‌السلام)، مصباح الشریعة، ص۱۹۶.    
۱۶. توبه (۹)، آیه ۱۱۱.    
۱۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۳۵۶ - ۳۵۷.    
۱۸. امام علی(علیه السلام)، نهج البلاغة، حکمت ۴۵۳.    
۱۹. عنکبوت (۲۹)، آیه ۶۴.    
۲۰. امام علی(علیه السلام)، نهج البلاغة، ص۳۳۷.    
۲۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۴، ص۷۴.    
۲۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۲، ص۶۷.    
۲۳. آیه‌های زندگی، حسین اسکندری، ج۴، ص۱۸۲.
۲۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱، ص۲۲۴.    
۲۵. توبه (۹)، آیه ۲۰ و ۲۱.    
۲۶. بقره (۲)، آیه ۸۲.    
۲۷. نازعات (۷۹)، آیه ۴۰ و ۴۱.    
۲۸. طلاق (۶۵)، آیه ۲ ۳    
۲۹. آیة الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ج۴، ص۸۱ - ۸۲.
۳۰. بقره (۱)، آیه ۲۱۹ ۲۲۰    
۳۱. یوسف (۱۲)، آیه ۱۰۹.    
۳۲. آیة الله جوادی آملی، معاد در قرآن، ص۹۰ - ۹۱.
۳۳. امام علی(علیه السلام)، نهج البلاغة، خطبه ۹۸.    
۳۴. امام علی(علیه السلام)، نهج البلاغة، حکمت ۴۴.
۳۵. انسان (۷۶)، آیه ۱۲.    
۳۶. رعد (۱۳)، آیه ۲۴.    
۳۷. مائده (۵)، آیه ۸۵.    
۳۸. طباطبایی، محمدحسین، تفسیرالمیزان، ج۱، ص۳۶۹.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «دنیادوستی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۹/۶    






جعبه‌ابزار