خیر و شر در عالمذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلید واژه: خیر مطلق، شر، سیل
پرسش: اگر خدا خیر مطلق است پس چگونه از خیر مطلق شر مثل سیل و زلزله صادر می شود؟
پاسخ:


رابطه شر و خیر[ویرایش]

روشن است كه شر در مقابل خیر است؛ خير در مورد ما انسان‌ها به چيزي گفته مي شود كه با وجود ما هماهنگ بوده، مايه پیشرفت و بهره مندي و منفعت ما شود. در نتيجه شر چيزي است كه ناهماهنگ با وجود ما باشد. مايه ضرر و نقصان و زيان ما گردد؛

شر امر عدمی[ویرایش]

اما آيا شر امري وجودي است كه خلق شده باشد يا عدم وجود است و به لحاظ نبود خيري كه مد نظرمان است، عنواني براي آن قرار داده ايم؟
شر امر وجودي نيست، بلكه به نوعي نبود يا منشا نبودي است؛ مثلا كوري، نبود بينايي است.
ناداني، نبود دانايي است. فقر ، نبود دارايي است. موجودات شر موجوداتي هستند كه منشا فقدان مي گردند؛ مثلا گزندگان با گزيدن سبب از دست دادن سلامتي و مرگ مي شوند و گرنه شر به معناي چيزي كه در خارج وجود داشته باشد، بي معنا است. بنا براين، شر چيزي نيست تا مخلوق باشد و نياز به خالق داشته باشد. [۱]

علت آفرینش عالم به خیر و شر[ویرایش]

اما مي توان پرسيد فارغ از اين كه آنچه وجود دارد، چيست و چه نام و عنواني دارد، چرا خداوند عالم را به گونه اي آفريد كه چنين مشكلات و نابساماني هايي در آن وجود داشته باشد؟ قبول داريم كه شر در عالم نيست؛ اما يقينا برخي عوامل هستند كه مانع بهره مندي ما از همه خيرها و خوبي ها هستند؛ مانند: بيماري ها و يا حيوانات درنده يا حوادث ناگوار طبيعي مانند سيل و زلزله و ... چرا اين ها در عالم قرار گرفت و خداوند، عالم را خالي از بدبختي ها و مشكلات و موانع خوشبختي خلق نكرد؟
در پاسخ مي گوييم: اگر اين گونه امور شر محسوب گردند، بايد ببينيم كه اين گونه امور حقيقتا چيستند؛ آيا اين شرور كاملا شر هستند يا به نوعي خير هم محسوب مي شوند ؟

← تقسیم خیر و شر در عالم
در عالم شر مطلق وجود ندارد، زيرا بر حسب فرض خير و شر بر سه گونه است:
أ) خير مطلق كه هيچ گونه بدي در آن راه ندارد، مانند خداوند كه خير مطلق است.
ب) شر مطلق كه هيچ گونه جهت مثبتي در آن وجود ندارد .
ج) خير و شر نسبي كه بين دو قسم بالا است.

←← عدم وجود شر مطلق در عالم
با تحقيق و تجربه مي توان به يقين رسيد كه هيچ موجودي در جهان هستي نيست كه شر مطلق بوده و هيچ جهت خيري در آن نباشد؛ در تفكر ديني، از شیطان شرتر سراغ نداريم، ولي شيطان شر مطلق نيست، بلكه براي آشكار شدن انسان هاي خدا ترس از غير خداترسان، وجود اين موجود دعوت كننده به گمراهي لازم است.
وقتي شیطان تمام توانش را براي گمراه كردن بنده به كار مي گيرد و بنده خداترس با توكل و پناه بردن به خدا ،از مبارزه با او سربلند بيرون مي آيد، ارزش بنده براي كائنات آشكار مي گردد. شايسته اين مي شود كه خدا به بنده بر موجودات مباهات كند.
بنا بر اين وجود شيطان به عنوان دام گمراهي بر راه مؤمن لازم آمد. از جهت اين لزوم، شيطان از شر مطلق بودن خارج شد.

←← نسبی بودن شرور
از نظر ديگر مي توان ديد كه غالب شرور "نسبي" هستند، يعني به خودي خود بد نيستند، بلكه وقتي نسبت به چيزي سنجيده مي شوند، شر به حساب مي آيند. گرگ ذاتاً حيوان خوبي است كه داراي خلقتي عجيب و يكي از مخلوقات الهي است كه باعث تعادل چرخه طبيعت مي شود. گرگ نسبت به ذات خود و مجموع نظام هستي مفيد و خير است. اگر گرگ با درختان، گياهان و سنگ‌ها سنجيده شود، نسبت به آن‌ها هيچ گونه بدي ندارد، لكن نسبت به گوسفند يا انسان شر است. [۲]
نيز عقرب و مارهاي گزنده كه نيش آن‌ها براي جانداران مضر است، ولي براي خودش لازم است. مولوي مي گويد:
پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد، اين را هم بدان
زهر مار آن مار را باشد حيات نسبتش با آدمي باشد ممات
پس در عالم، شر و بدي مطلق وجود ندارد. آنچه شر دانسته مي شود، نسبي است، يعني به نسبت با حيات موجودي مانند ما انسان ها بد و شر خوانده مي شود، ولي به خودي خود خير است،

← مصالح و فواید بدی و شرور
اما اين كه چرا خداوند آن‌ها را آفریده است، مصالح و فوايد بسياري مي تواند داشته باشد.
بايد در مجموع جهان هستي سنجيده شود، يعني فلسفه اين گونه مشكلات و به اصطلاح شرور در زندگي را بايد در نگاهي عميق و گسترده كه دنيا و آخرت و فلسفه خلقت انسان و قرار گرفتنش در جهان ماده را مد نظر داشته باشد، مورد توجه قرار داد.

←← عدم دلبستگی انسان به زرق و برق دنیا
در اين باره نسبت به انسان‌ها مي توان گفت هدف اين بوده كه آدمي دل بسته و اسير زَرق و برق جهان نباشد. آن را جاودانه نپندارد، زيرا دل بستگي مانع تكامل انسان است. برخي از شرور و مصائب، شكننده تفاخر و غرور انسان‌ها هستند. خطراتي كه مي تواند باعث غفلت فرد از حیات حقيقي آخرتي گردد و او را در دنيا و دنيا طلبي غرق نمايد. اصولا شرور و مشكلات داراي آثار تربيتي فراواني هستند، مانند شكوفايي استعداهاي نهفته، زيرا انسان در پرتو مصائب و مشكلات، قواي ادراكي خود را به كار مي اندازد و به قله‌هاي رفيع علم و آگاهي مي رسد.

←← بیداری انسان
اگر سختي‌ها و محروميت‌ها نبود، هرگز بشر از نردبان علم بالا نمي‌رفت. شرور در انسان روح مقاومت و پايداري را تقویت مي كند. او را در برابر حوادث، صبور و بردبار بار مي آورد. طوفان حوادث نمي‌تواند درخت و جود او را از جا بركند. نيز زندگي او را از يكنواختي بيرون مي بَرد و او را از غفلت بيدار مي كند. [۳]

نتیجه[ویرایش]

البته خداوند هيچ گاه سختي و بلا و مصیبت ما را نخواسته، بايد تلاش كنيم با تلاش علمي و كوشش هاي اجتماعي جلوي بسياري از بيماري ها و حوادث طبيعي را بگيريم. بلا بودن يك زلزله كوچك تنها به خاطر كمبود و رفتار ما در مقاوم سازي ساختمان ها و ... است.
سيل بزرگ با وجود سد هاي محکم و سيل بند هاي متعدد بزرگ ترين رحمت خداوند است، نه بلايي خانمان برانداز؛ همچنين آشوب ها و مشكلات بشر در غالب موارد مربوط به رفتارهاي غير عقلاني و غير انساني ما است و ربطي به خداوند ندارد.

پانویس[ویرایش]
 
۱. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار (عدل الهي)، نشر صدرا، ۱۳۷۰ ش، ج ۱۹، ص ۲۱۶
۲. استاد سبحاني، جعفر، الهيات و معارف اسلامي، نشر موسسه ا مام صادق(ع)، ۱۳۷۶ش، ص ۱۵۸
۳. مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، نشر مدرسه امير المومنين، قم ۱۳۷۴ ش، ج ۴، ص ۱۲۳


منبع[ویرایش]
سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی    









جعبه‌ابزار