خودآگاهیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: خودآگاهی، خودفراموشی.
پرسش: معنای خودآگاهی از دیدگاه قرآن کریم چیست؟
پاسخ:


خودآگاهی در قرآن

[ویرایش]

خودآگاهی در قرآن به معنای بازیابی حقیقت خویش به‌واسطه پرورش و زنده کردن استعدادهای فطری و درونی است که در وجود او نهاده شده و سپس درک قلبی حقایق هستی و اسما و صفات الاهی. پس، ذات و جوهره ذاتی انسان ، بازیابی و خودآگاهی اوست
[۱] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۴ و ۳۰۸، انتشارات صدرا.
که به آن فطرتاً حب و عشق می‌ورزد.
ا‌زاین‌رو خود‌آگاهی دارای مراتب و شعبه‌های مختلفی بوده
[۲] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۸ ـ ۳۲۶، انتشارات صدرا.
که مرتبه کامل آن بازیابی و خود‌آگاهی عرفانی است که با رابطه انسان با واقعیت و اصالت حقیقی او که همان خلیفة اللهی باشد، پیوند خورده است.

مراتب گوناگون خودآگاهی

[ویرایش]

در این نوشته به مهم‌ترین آنها به‌طور اجمالی پرداخته می‌شود:

← ۱. خود‌آگاهی فطری


این آگاهی از نوع فکر و اندیشه و یک علم حصولی نیست؛
[۳] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۹، انتشارات صدرا؛ برخلاف روان‌شناسان که معمولًا وقتی درباره خود‌آگاهی بحث می‌کنند، به معنای آگاهی به خود به نحو علم حصولی و ذهنی نظر دارند.
بلکه یک بیداری و علم حضوری است.

←← خود‌آگاهی حضوری


خود‌آگاهی حضوری، یعنی این‌که هستم و آگاهی به این هستی با استعدادهای درونی خود دارم. این خود‌آگاهی اصلی و واقعی بوده و عین شخصیت اوست. در این خودآگاهی، انسان به واقعیتی به نام «من» دست پیدا می‌کند که عین آگاهی به شخصیت اوست.
[۴] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۸، انتشارات صدرا؛ با تغییر و تلخیص.

البته در این پدیده، معمولاً نمی‌توان به‌طور مستقیم به «من» اشراف پیدا کرد؛ بلکه نخست‌ نیروها و فعالیت‌های درونی درک شده سپس «من» برای دریافت خود‌آگاهی حضوری درک می‌شود.
[۵] جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج ۶، ص ۲۶۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۷۶ ش.

[۶] جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج ۲۶، ص ۶۱ و ۶۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۷۶ ش.

آنجا که قرآن مجید پس از اشاره به مراحل خلقت جنین در رحم ، به‌عنوان آخرین مرحله ـ که در واقع مهم‌ترین مرحله آفرینش بشر است ـ می‌فرماید:« ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ »،
[۸] . مؤمنون، ۱۴.
(سپس آن را آفرینش تازه‌ای دادیم) ‌اشاره به همین است که ماده ناخودآگاه تبدیل می‌شود به جوهر روحی خودآگاه.
[۹] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۹، انتشارات صدرا.
به بیان دیگر، او را صاحب حیات ، قدرت و علم کرد و به او جوهره ذاتی عطا کرد که از آن تعبیر به «من» می‌شود.

← ۲. خودآگاهی جهانی


خودآگاهی جهانی، یعنی آگاهی به خود در رابطه‌اش با جهان که از کجا آمده‌ام؟ در کجا هستم؟ به کجا می‌روم؟ در این خودآگاهی، انسان کشف می‌کند که جزئی از یک «کل» است به نام جهان ؛ می‌داند که مستقل نبوده، وابسته است؛ یعنی به واسطه خود نیامده، زیست نمی‌کند و از این جهان به‌واسطه خود نمی‌رود؛ می‌خواهد وضع خود را در این «کل» مشخص کند.
[۱۱] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۱۰، انتشارات صدرا.
سخن پر مغز امام علی ـ علیه‌السلام ـ ناظر به این نوع از خودآگاهی است که می‌فرماید:«خدای رحمت کند... آن را که بداند از کجا آمده؟ در کجاست؟ به کجا می‌رود؟».
[۱۲] مغنیة، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج ۱، ص ۲۲، دارالعلم للملایین، بیروت، چاپ سوم، ۱۳۵۸ ش؛ «رحم اللّه امرأ أعد لنفسه، و استعد لرمسه، و عرف من أین و فی أین و الی أین».

[۱۳] نقوی قاینی خراسانی، سیدمحمدتقی، مفتاح السعادة فی شرح نهج البلاغه، ج ۵، ص ۱۲۸، مکتبة المصطفوی، تهران، بی‌تا.

در قرآن کریم آیات زیادی درباره مبدأ و معاد انسان وجود دارد که انسان را به بیداری و آگاهی نسبت به حقیقت زندگی در دنیا و آخرت دعوت می‌فرماید؛ مانند:
«ما ازخداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم».
«او کسی است که شما را از گِل آفرید؛ سپس مدتی مقرر داشت (تا انسان تکامل یابد) و اجل حتمی نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است)».
«خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد می‌میراند، سپس زنده می‌کند».

← ۳. خودآگاهی عرفانی


خودآگاهی عرفانی یا عارفانه، آگاهی به خود است در رابطه‌اش با حق تعالی. این رابطه، از نوع رابطه دو موجود که در عرض یکدیگر قرار گرفته‌اند، نیست؛ بلکه از نوع رابطه فرع با اصل، مجاز با حقیقت واحد (حق تعالی) و از نوع رابطه مقید با مطلق است. درد عارف ، دردی درونی بوده و از نیازی فطری پیدا می‌شود.
[۱۷] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۱۹ و ۳۲۰، انتشارات صدرا.

از نظر عارف، روح و جان، منِ واقعی نبوده و آگاهی به آن، خودآگاهی نیست؛ بلکه روح و جان، مَظهری از «خود» و «من» است، و من واقعی خداست؛ هرگاه انسان از خود فانی شد و تعینات را درهم شکست و ندید، از روح و جان اثری باقی نماند، انسان به خودآگاهی واقعی رسیده است.
[۱۸] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۲۱، انتشارات صدرا.

اگر آدمی، خود‌آگاهی فطری و جهانی خویش را پرورش دهد و به آنچه که در اصل بود (خلیفة اللهی) پی ببرد، قدم در خود آگاهی عارفانه گذاشته و این رابطه عارفانه را درک کرده، و حب و عشق خدا به او و عشق او به خدا را در قلب خود احساس می کند:« یحبّهم و یحبّونه ».
خود‌آگاهی عارفانه، پرورش‌یافته خود‌آگاهی فطری و جهانی است.

خود‌فراموشی

[ویرایش]

بر اساس فرموده خداوند در قرآن، آنچه با خود‌آگاهی منافات داشته و مانع آن بوده، «خود‌فراموشی» است که در اثر «خدافراموشی» است:«و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خودفراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقان‌اند».
زیرا وقتی انسان خدا را فراموش کرد، اسمای حسنی و صفات علیای او که صفات ذاتی انسان ارتباط مستقیم با آن دارد را نیز فراموش می‌کند. اگر انسان به دنبال خودآگاهی خود نباشد و آن را در خود احیا و زنده نکند، خدا را فراموش کرده و دست به هر گناهی زده و از عبودیت و بندگی خارج می‌شوند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۴ و ۳۰۸، انتشارات صدرا.
۲. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۸ ـ ۳۲۶، انتشارات صدرا.
۳. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۹، انتشارات صدرا؛ برخلاف روان‌شناسان که معمولًا وقتی درباره خود‌آگاهی بحث می‌کنند، به معنای آگاهی به خود به نحو علم حصولی و ذهنی نظر دارند.
۴. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۸، انتشارات صدرا؛ با تغییر و تلخیص.
۵. جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج ۶، ص ۲۶۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۷۶ ش.
۶. جعفری، محمدتقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج ۲۶، ص ۶۱ و ۶۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۷۶ ش.
۷. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۴، ص ۲۰۸، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.    
۸. . مؤمنون، ۱۴.
۹. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۰۹، انتشارات صدرا.
۱۰. طباطبایی، سیدمحمدحسین، ‌المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۵، ص ۲۰، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۱۱. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۱۰، انتشارات صدرا.
۱۲. مغنیة، محمدجواد، فی ظلال نهج البلاغه، ج ۱، ص ۲۲، دارالعلم للملایین، بیروت، چاپ سوم، ۱۳۵۸ ش؛ «رحم اللّه امرأ أعد لنفسه، و استعد لرمسه، و عرف من أین و فی أین و الی أین».
۱۳. نقوی قاینی خراسانی، سیدمحمدتقی، مفتاح السعادة فی شرح نهج البلاغه، ج ۵، ص ۱۲۸، مکتبة المصطفوی، تهران، بی‌تا.
۱۴. بقره (۲)، آیه ۱۵۶.    
۱۵. انعام (۶)، آیه ۲.    
۱۶. روم (۳۰)، آیه ۴۰.    
۱۷. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۱۹ و ۳۲۰، انتشارات صدرا.
۱۸. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲، ص ۳۲۱، انتشارات صدرا.
۱۹. مائده (۵)، آیه ۵۴.    
۲۰. حشر (۵۹)، آیه ۱۹.    
۲۱. طباطبایی، سیدمحمدحسین، ‌المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۹، ص ۲۱۹ و ۲۲۰، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    


منبع

[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | خود شناسی




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار