خلقت ابلیسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلید واژه: شیطان ، ابلیس ، بهشت ، جهنم
پرسش: اگر خدا بندگانش را بیشتر از همه موجودات دوست دارد، پس چرا شیطان را آزاد گذاشت تا آن‌ها را به جهنم بکشد؟ مگر خدا نمی توانست فقط بهشت را خلق کند وانسان‌ها را در درجات مختلف قرار دهد؟
پاسخ: به تجریه و تحقیق ثابت شده است که فلزات برای آن که از ناخالصی و زوائد پاک شوند، باید در کوره‌های داغ قرار گیرند تا پس از آن به شکل فلزی با ارزش درآیند. انسان نیز برای خالص شدن، نیازمند امتحانی سخت است تا جوهرة اصلی اش نمایان شود که در نتیجه، وارد مرحله استحقاق و محبت الهی گردد و با خطاب «ارجعی؛ سوی خدا بیا» لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف توانمندی چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در نبرد با او، استعدادهای خارق‌العاده خود را شکوفا کند.


مقدمه

[ویرایش]

محبت خداوند هماهنگ با رحمت ، عدالت و حکمت او است و کلیه کارها و احکام او، مبتنی بر عدالت، حکمت و رحمت است.
خداوند از مادر مهربان‌تر است وبندگان خود را دوست دارد و این امری قطعی و مسلّم است؛ بلکه مهربانی‌های پدر و مادر و دیگران، همه جلوه‌هایی از رحمت و عنایت الهی است. او این همه عشق و محبت را در ضمیر والدین نهاده است تا آنان با میل و علاقة تمام تلاش خود را جهت رشد فرزندان به کار گیرند.

محبت الهی و غیر الهی

[ویرایش]

اما باید متوجه این نکته بود که بین محبت‌های الهی و غیر الهی، تفاوتی عمده وجود دارد و آن اینکه محبت مادر ، غالباً احساسی بیش نیست و در بعضی از موارد برخلاف حکم عقل ، حق و عدالت است. در حالی که لطف و رحمت الهی هرگز جدا از عدل ، حکمت و سنت‌های حکیمانة پروردگار در نظام خلقت نیست.

خلقت شیطان

[ویرایش]

اما ابلیس از آفریدگان خداوند واز جنیان است و مدت‌ طولانی خداوند را عبادت کرده بود، و به واسطه نافرمانی از خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته می‌شود. شیطان بر هر موجودی گفته می‌شود که انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسان‌ها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. در ابتدا پاک و مخلوقی چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربان درگاه ربوبی بود، اما بر اثر یک امتحان که احترام به آدم بود، لغزید و از درگاه الهی رانده شد. شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضای زنده ماندن تا روز قیامت را کرد و خداوند او را تا آن روز مهلت داد.

← مهلت دادن خداوند به شیطان


شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسان‌ها را بفریبد مگر کسانی را که مؤمن باشند. و خداوند این مهلت را به شیطان داد.
اما چرا مهلت را از طرف خداوند یافت، می‌توان گفت فلسفه وجود شیطان برای انسان، همانند وجود قواها و غرایز و نفس امارة درون آدمی است که انسان‌ها را به سوی بدی و دور شدن از خدا امر می‌کنند. از طرف دیگر گرایش به سوی کمال و نیکی و خرد و رسولان و پیامبران الهی ، در مقابل آنها قرار می‌گیرد تا انسان‌ها را به کمال و خوشبختی سوق دهد. تنها در صورت وجود هر دو نیرو در انسان است که وی می‌تواند با اختیار خود، یکی از دو راه را انتخاب کند تا به سعادت یا شقاوت برسد.

شیطان وسیله شکوفایی استعداد انسانی

[ویرایش]

بنابراین اگر نفس اماره و نیروهای سرکش و شیطان‌ها نبودند، انسان نمی‌توانست در معرض آزمون الهی قرار گیرد و با نفی و مبارزه با آنها، موجب شکوفا شدن استعدادهای عالی انسانی و سیر در مسیر کمال و خوشبختی و سعادت ابدی شود، پس شیطان شر مطلق نیست.

← فلسفه وجودی شیطان از کلام علامه طباطبایی


« علامه طباطبایی » فرموده است:«اگر شیطانی نبود، نظام عالم انسانی هم نبود، و وجود شیطانی که انسان را به شر و معصیت دعوت کند، از ارکان نظام عالم بشریت است، و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله کناره و لبه جاده است و معلوم است که تا دو طرفی برای جاده نباشد، متن جاده هم فرض نمی‌شود».

← شیطان وسیله آزمایش


به تجریه و تحقیق ثابت شده است که فلزات برای آن که از ناخالصی و زوائد پاک شوند، باید در کوره‌های داغ قرار گیرند تا پس از آن به شکل فلزی با ارزش درآیند. انسان نیز برای خالص شدن، نیازمند امتحانی سخت است تا جوهرة اصلی اش نمایان شود که در نتیجه، وارد مرحله استحقاق و محبت الهی گردد و با خطاب «ارجعی؛ سوی خدا بیا» لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف توانمندی چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در نبرد با او، استعدادهای خارق‌العاده خود را شکوفا کند.

انسان موجودی مختار

[ویرایش]

بنابراین ماهیت وجود انسانی ، ماهیت موجود دارای اختیار و انتخاب است و چون مسئله انتخاب به میان آید، باید دو طرف نیک و بد فرض شود تا انتخاب و اختیار معنا داشته باشد.
پس خداوند چون انسان را موجود دارای اختیار آفرید، نمی توان گفت چرا راههای گناه ( و از جمله وجود شیطان ) بسته نشد و چون راههای گناه بسته نشد،راه دوزخ هم بسته نیست.

← انتخاب بهشت و جهنم با اختیار انسان


بله خداوند انسان را آفرید و هدف این است که او به بهشت دست یابد، اما با اختیار و انتخاب او. طبعا انسان‌هایی وجود دارند که با سوء اختیار خود راه بهشت و رحمت الهی را انتخاب نمی کنند، بلکه جایگاه دوزخ را انتخاب می‌کنند.
بنابراین وجود بهشت و دوزخ، بنا بر انتخاب و اختیار انسان‌ها است و انتخاب و اختیار انسان‌ها، لازمه موجود دارای اختیار است. پس نمی توان گفت چرا خداوند فقط بهشت را نیافرید.

شیطان علت تمام گناه نمی باشد

[ویرایش]

هم چنین باید دانست که شیطان (جنی و انسی) با انواع حیله‌ها و زینت دادن‌ها به زمینه گناه که در نفس انسان است، ترغیب میکند، امّا شیطان، علّت تمام گناه نیست، به این معنا که غرائز نفسانی در وجود انسان، باعث و علّت گناه است و شیطان هم با ترفندهای خود به آن کمک میکند. بنابراین، اگر شیطان هم خلق نمیشد، انسان به واسطه غرایز و شهواتی که در وجودش است،‌ میل به گناه داشت و به سوی آن روان می‌شد. قلمرو قدرت شیطان در حد وسوسه است: «یوسوس فی صدور النّاس». پیامبر(ص) در خطبه شعبان فرمود:«یغلّ فیه الشیاطین؛ در ماه مبارک رمضان ، شیاطین در غل و زنجیرند و قدرت بر وسوسه ندارند». اما معصیت و گناه انسان‌ها در این ماه ختم نمی شود، اگر چه کمتر می شود.

← مقابل شیطان


در مقابل وجود شیطان و نفس اماره در وجود انسان، عقل و خرد و فطرت خداجوی در وجود انسان و پیامبران الهی قرار دارند.
پس در یک طرف نیروهای خیر و در طرف دیگر نیروهای شر وجود دارند.

←← نفس انسان مسبب گناه در کلام امام صادق(ع)


امام صادق(ع) فرمود:«اصول الکفر ثلاثة:الحرص و الإستکبار و الحسد، فامّا الحرص، فانّ آدم(ع) حین نهی عن الشجرة حمله الحرص علی أن أکل منها و امّا الاستکبار فإبلیس حیث اُمر بالسجود لآدم(ع) فأبی و امّا الحسد فإبنا آدم حیث قتل احدهما صاحبَه؛ ریشه‌های کفر سه چیز است:حرص و استکبار و حسد. امّا حرص، باعث شد که آدم از درختی که خوردن از آن ممنوع شده بود، بخورد و از بهشت رانده شد. اما استکبار، باعث شد که ابلیس وقتی که خدا به او امر کرد که بر آدم سجده کن، سجده نکرد و باعث کفر او شد. امّا حسد باعث شد که قابیل، برادرش‌هابیل را بکشد».
در این روایت ریشه‌های گناه را غرایز موجود در نفس انسان دانسته و فریب شیطان از طریق همین نیروها است. اگر کسی بتواند نیروهای وجود خود را کنترل نماید و عقل و خرد بر هواهای نفسانی غالب کند، فریب شیطان را نخواهد خورد.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بقره(۲) آیه ۳۴    
۲. حجر (۱۵) آیه ۳۴    
۳. ص (۳۸) آیات ۸۳ و ۸۲    
۴. تفسیر المیزان، ترجمه فارسی، ج ۸، ص ۴۵    
۵. اصول کافی، شیخ کلینی، ج ۲، ص ۲۸۹    


منبع

[ویرایش]
سایت:مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی    


رده‌های این صفحه : شیطان | کلام




جعبه ابزار
جعبه‌ابزار