حیاء پسندیدهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: جهل، عقل، حیا، حیاى خردمندانه، حیاى احمقانه.


پرسش: شرم و حیا در چه مواردی پسندیده، و در چه مواردی ناپسند است؟


پاسخ: الف. در مواردی، شرم و حیا؛ پسندیده و رفتاری عاقلانه است؛ مانند حیای از خدا و فرشتگان، حیا از خویشتن، حیا از دست درازی پیش مردم، حیا از عیب و خلاف کاری در طول عمر و حیا در روابط نامحرمان.
ب. در مواردی حیاورزیدن نابجا بوده و پسندیده نیست؛ مانند ترک عمل نیک، اعتراف به ندانستن و خدمت به مهمان.
به هر حال باید به صفت نیک حیا در تمام ابعادش توجه شود که چنین توجهی موجب پاکسازی فرد و جامعه می‌گردد.




رعایت اعتدال در حیاء[ویرایش]

انسان در طول زندگی خود با مسائلی برخورد می‌کند که نمی‌داند که باید در آن جا حیا پیشه کند، یا واقعا جای حیا کردن نیست. در همین راستا باید گفت که حیا بستگی به اهداف عالیه اخلاقی انسان دارد و رعایت اعتدال در آن عقلانی بوده، اما افراط و تفریط در آن سزاوار نیست. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به همین نکته توجه داده و فرموده‌اند: «حیا دو گونه است: حیای خردمندانه و حیای احمقانه. حیای خردمندانه، دانش است و حیای احمقانه، نادانی». [۱]

حیای عقل[ویرایش]

حیای عقل آن است که انسان از روی عقل احساس حیا کند؛ مثل حیا هنگام ارتکاب گناه، و یا حیا در مقابل کسانی که احترامشان لازم است و این حیا، علم است؛ یعنی رفتاری عالمانه می‌باشد.

حیای جهل[ویرایش]

حیای جهل آن است که از پرسیدن و یادگرفتن یا از عبادت کردن و امثال آن، حیا کند؛ مثل کسانی که در بعضی محیط‌ها، از نمازخواندن، خجالت می‌کشند که چنین شرمساری و حیایی، رفتاری جاهلانه است.

ماهیت منفی شرمساری[ویرایش]

گاهی شرمساری ماهیتی منفی می‌یابد و آن در صورتی است که منشا آن حماقت، جهالت و ضعف نفس باشد. این نوع شرم و حیا در اخلاق اسلامی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و نه تنها فضیلتی اخلاقی به شمار نیامده، بلکه مانع رشد و تعالی انسان و موجب عقب ماندگی او در زمینه‌های مختلف می‌گردد. در روایات از این نوع شرم، به حیای حماقت و جهل و حیای ضعف یاد شده است.

حیای بجا و پسندیده[ویرایش]

در مواردی، شرم و حیا؛ پسندیده و رفتاری عاقلانه است؛ مانند:

← حیای از خدا و فرشتگان
یکی از موارد کاربرد حیا در آموزه‌های دینی، حیا از خدا، فرشتگان و اولیای الهی است. این نوع حیا فراتر از محدوده روابط معمولی است و از طریق ایجاد نظام ارزشی قدرتمند و داشتن هدف‌های متعالی و معنا دار در زندگی به دست می‌آید. چنان که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید:
«از خدا حیا کن، همچنان که از همسایگان خوب خود حیا می‌کنی؛ زیرا حیا کردن از خدا، بر یقین می‌افزاید». [۲]
«هر یک از شما باید از دو فرشته‌ای که با خود دارد، حیا کند، همچنان که از دو همسایه خوب خود که شب و روز در کنارش هستند، حیا می‌کند». [۳]

← حیا از خویشتن
از طریق تقویت حضور «خود» در ذهن و حیا کردن از خود، می‌توان خلوت را ایمن ساخت. هر فرد می‌تواند بخشی از وجود خود را به عنوان یک ناظر فرضی لحاظ کند. این که انسان از موضع یک ناظر و شاهد به خود بنگرد، احتمالا از بسیاری رفتارها اجتناب خواهد کرد. اگر کسی برای خود ارزش قائل باشد، فرقی میان آشکار و نهان نمی‌بیند و همان گونه که در جلوت، حیا می‌کرد، در خلوت نیز حیا می‌کند. [۴]

←← روایت از امام علی
امام علی (علیه‌السّلام) در این باره می‌فرماید: «زیباترین حیا، حیای تو از خویشتن است». [۵] «حیای آدمی از خود، ثمره ایمان است». [۶]
«بپرهیز از هر عملی که در خلوت انجام می‌دهی، ولی در آشکار، از آن شرم می‌کنی، و بپرهیز از هر عملی که اگر به کسی نسبت داده شود، آن را انکار می‌نماید یا عذرخواهی می‌کند». [۷]

← دست درازی نزد مردم
امام صادق (علیه‌السّلام): «دست نیاز به سوی مردم دراز کردن، عزت را سلب می‌کند و حیا را می‌برد». [۸]

← خلاف کاری در طول عمر
امام صادق (علیه‌السّلام): «کسی که از عیب و ننگ، حیا نداشته باشد و در پیری دست از خلاف کاری نکشد و در نهان از خدا نترسد، خیری در او نیست». [۹]

← حیا در روابط نامحرمان
در قرآن درباره دختر شعیب (علیه‌السّلام) می‌خوانیم: «ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد، در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت گفت: پدرم از تو دعوت می‌کند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که برای ما انجام دادی به تو بپردازد...» . [۱۰]در این جا اشاره‌ای است به این که ادیان الهی عموما مخالف ورود زن در اجتماع و معامله کردن با دیگران نیستند، ولی شرط آن است که این کار آمیخته با ادب و حیا باشد، چنان که مشاهده می‌کنیم، دختر حضرت شعیب (علیه‌السّلام) را پدرش به دنبال انجام دادن کاری ضروری روانه می‌کند، و آن دختر با پوشش عفت و حیا به دنبال اجرای فرمان پدرش روانه می‌شود. [۱۱]

موارد حیای ناپسند[ویرایش]

در مواردی حیا ورزیدن نابجا بوده و پسندیده نیست؛ مانند:

← ترک عمل نیک
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم): «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن». [۱۲]

← در آموختن علم
امام علی (علیه‌السّلام): «کسی شرم نکند از آموختن آنچه نمی‌داند». [۱۳]

← اعتراف به ندانستن
امام علی (علیه‌السّلام): «کسی از اعلام "نمی‌دانم" به وقت پرسش شدن از چیزی که نمی‌داند حیا نکند». [۱۴]

← خدمت به میهمان
امام علی (علیه‌السّلام): «سه چیز است که نباید از آن حیا کرد: خدمت کردن به مهمان، برخاستن او از جای خود برای پدر و معلم خود (برای تواضع ایشان)، و طلب کردن حق خود، اگر چه اندک باشد». [۱۵]

← گفتن حق
امام علی (علیه‌السّلام): «کسی که از گفتن حق حیا کند احمق است». [۱۶]

← بخشش اندک
امام علی (علیه‌السّلام): «از بخشش (مالی) اندک حیا مکن، که نومید کردن کمتر از آن است». [۱۷]

← طلب مال حلال
امام صادق (علیه‌السّلام): «کسی که از طلب مال حلال حیا نکند، هزینه‌هایش سبک شود و خداوند خانواده‌اش را از نعمت خویش بهره‌مند گرداند». [۱۸]

← درخواست از خدا
امام صادق (علیه‌السّلام): «هیچ چیز در نزد خداوند محبوب‌تر از آن نیست که از او چیزی درخواست شود، پس هیچ یک از شما نباید حیا کند از این که از رحمت خداوند درخواست کند؛ اگرچه (خواسته او) یک بند کفش باشد». [۱۹]
کوتاه سخن آن که: اگر آن گونه که اسلام فرموده به صفت نیک حیا در تمام ابعادش توجه شود و عملا رعایت گردد موجب پاکسازی فرد و جامعه می‌گردد، چنان که شکستن مرز حیا زمینه ساز و گسترش دهنده فساد محیط خواهد بود.

پانویس[ویرایش]
 
۱. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۲، ص۱۰۶، تهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۲. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۲۰۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.    
۳. قادری هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۳، ص۱۱۸، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، ۱۴۰۱ق.
۴. شجاعی، محمد صادق، درآمدی بر روانشناسی تنظیم رفتار با رویکرد اسلامی، ص۳۰۷- ۳۱۵، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۸ش.
۵. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص۱۲۱، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.    
۶. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۳۱، قم، دار الحدیث، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.    
۷. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، نامه ۶۹، ص۴۵۹، محقق، صبحی صالح، قم، هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
۸. طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، ص۱۸۴، نجف، المکتبة الحیدریة، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق.
۹. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الائمة، ج۲، ص۲۰۵، تبریز، نشر بنی هاشمی، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
۱۰. قصص/سوره۲۸، آیه۲۵.    
۱۱. مدرسی، سید محمدتقی، تفسیر هدایت، ج۹، ص۲۸۲، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.    
۱۲. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، ص۵۸، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.    
۱۳. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، حکمت ۸۲، ص۴۸۲.
۱۴. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، حکمت ۸۲، ص۴۸۲.
۱۵. لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص۲۱۲.    
۱۶. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص۶۲۸، قم، دار الکتاب الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.    
۱۷. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، حکمت ۶۷، ص۴۷۹.
۱۸. صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۰، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.    
۱۹. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج۴، ص۲۱.    


منبع[ویرایش]


پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «حیاء پسندیده»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۴/۰۷/۲۵.    



جعبه‌ابزار