حمایت از عثمانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عثمان، امام علی علیه‌السلام.
پرسش: آیا این نقل تاریخی درست است که در جریان قتل عثمان؛ امام علی، امام حسن و امام حسین ـ علیهماالسلام ـ را برای دفاع و حمایت از عثمان به در خانۀ او فرستاد؟
پاسخ: جریان حمایت امام علی ـ علیه‌السلام ـ از عثمان و فرستادن امام حسن و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ به در خانۀ عثمان، در برخی منابع تاریخی نقل شده است. اگر بر فرض، حمایت و دفاع امام علی ـ علیه‌السلام ـ را از عثمان بپذیریم، پیرامون عملکرد صحیح حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ و موضع واقع‌بینانه آن حضرت، باید گفت: حضور امام حسن و امام حسین ـ علیه‌السلام ـ در جبهۀ دفاع از عثمان، صرفاً برای این بود که کسی نتواند امام و فرزندانش را به شرکت در انقلاب علیه عثمان متهم نماید و آنان را شریک قتل او بداند؛ و به بیان سید مرتضی (ره) مانع قتل عمدی عثمان شوند و از رساندن آب و غذا به خانواده او جلوگیری نشود.


حمایت امام علی از عثمان[ویرایش]

جریان حمایت امام علی ـ علیه‌السلام ـ از عثمان و فرستادن امام حسن و امام حسین ـ علیهماالسلام ـ به در خانۀ عثمان، در برخی منابع تاریخی نقل شده است، [۱] [۲] [۳]
اما این موضوع، مورد نقد و بررسی مورخان، تحلیلگران مسائل تاریخی و محدثان قرار گرفته است و به‌ظاهر این جریان نگاه نکرده و به تفسیر و تحلیل آن پرداخته‌اند که خلاصه‌ای از آن در ذیل بیان می‌شود.

أ. جعلی بودن این روایت[ویرایش]


← ۱. دیدگاه علامه امینی
علامه امینی (ره) در کتاب «الغدیر» ـ پس از ذکر این جریان ـ تصریح می‌کند که روایت حمایت امام علی ـ علیه‌السلام ـ از عثمان و فرستادن فرزندانش به در خانۀ او، از روایات دروغین و جعلی است. و این نوع روایات، با روایات متواتر و مستحکم دیگر که بیان‌کنندۀ انتقاد امام علی ـ علیه‌السلام ـ و برخی اصحاب پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ به عمل‌کرد عثمان است، تناقض دارد. آنها نه فقط فرزندانشان را برای پاس‌داری و دفاع از عثمان نفرستاده‌اند، بلکه همواره در صف مخالفان وی قرار داشته و یکدم از مجاهدت در راه تصحیح رویّۀ ناپسندش و باز آوردن اسلوب حکومت و اداره آن بر موازین قرآن و سنت نیاسوده‌اند. [۴]

← ۲. بعید بودن حمایت امام از عثمان
رفتار ناهنجار عثمان نسبت به امام و فرزندانش، چنین اقدامی را بعید می‌گرداند؛ به‌علاوه، امام و فرزندانش نمی‌توانستند از مهاجرین و انصار و یاران شایسته رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ فاصله بگیرند و با آنان به مخالفت بپردازند. [۵]

← ۳. دیدگاه سید مرتضی
از گفتار سید مرتضی (ره) چنین برمی‌آید که وی نیز نسبت به این‌که امام علی ـ علیه‌السلام ـ فرزندانش حسن و حسین ـ علیهماالسلام ـ را برای دفاع از عثمان فرستاده، شک و تردید دارد. او می‌گوید: «اگر حضرت آن دو را فرستاده باشد، برای این بوده که مانع قتل عمد عثمان شوند و از منع خانواده و زنان عثمان از آب و غذا جلوگیری کنند، نه این‌که مانع خلع وی توسط انقلابی‌ها گردند». [۶] [۷]

← ۴. طلحه، زبیر، دشمن سرسخت عثمان
این‌که گفته شد: طلحه و زبیر نیز فرزندانشان را برای دفاع از عثمان فرستادند، [۸] شکی در بطلان این سخن نیست؛ زیرا طلحه، زبیر، عایشه و دیگران از سرسخت‌ترین دشمنان عثمان بودند. [۹]

← ۵. باطل بودن یاری امام حسن از عثمان
در درستی محتوای روایتی که می‌گوید امام حسن ـ علیه‌السلام ـ در دفاع از عثمان زخمی شد، شک و تردید وجود دارد؛ زیرا گرچه ممکن است امام علی ـ علیه‌السلام ـ دو فرزندش یا تنها امام حسن ـ علیه‌السلام ـ را برای دفاع از عثمان فرستاده باشد و آن دو نیز به نزد عثمان آمده و مأموریت محوّله از جانب پدر را به اطلاع او رسانده باشند، اما ظاهراً عثمان آن دو را رد کرد و دفاع آن دو را نپذیرفت؛ [۱۰] همان‌طور که در برخی از منابع تاریخی آمده:
«ثم دعا علی بابنه الحسن، فقال:انطلق یا ابنی إلی عثمان فقل له:یقول لک أبی: أ فتحب أن أنصرک! فأقبل الحسن إلی عثمان برسالة أبیه، فقال عثمان:لا ما أرید ذلک، لأنی قد رأیت رسول الله صلّی الله علیه و سلّم فی منامی فقال:یا عثمان! إن قاتلتهم نصرت علیهم، و إن لم تقاتلهم فإنک مفطر عندی، و إنی قد أحببت الإفطار عند رسول الله صلّی الله علیه و سلّم، فسکت الحسن و انصرف إلی أبیه فأخبره بذلک»؛ «علی پسرش حسن را خواست و به او گفت: پسرم! به نزد عثمان برو و به او بگو: پدرم می‌گوید: آیا میل داری که تو را یاری کنم؟ حسن پیام پدرش را به عثمان رساند. عثمان به او گفت: نه، من یاری او را نمی‌خواهم؛ زیرا رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را دیدم... حسن سکوت کرد و به نزد پدر بازگشت و پاسخ عثمان را برایش بازگفت....». [۱۱]

ب. تفسیر این روایت بر فرض پذیرش آن[ویرایش]

اگر بر فرض، حمایت و دفاع امام علی ـ علیه‌السلام ـ از عثمان را بپذیریم، لازم است پیرامون عمل‌کرد صحیح حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ و موضع واقع‌بینانه آن حضرت، مباحثی داشته باشیم؛ لذا فشرده‌ای از این تفسیر سیاسی در زیر بیان می‌شود.

← دلیل حضور امام حسن در جبهه دفاع از عثمان
حضور امام حسن ـ علیه‌السلام ـ در جبهه دفاع از عثمان، صرفاً برای این بود که کسی نتواند امام و فرزندانش را به شرکت در انقلاب علیه عثمان متهم نماید و آنان را شریک قتل او بداند؛ [۱۲] یعنی همان تحلیل و تفسیر سیاسی دیدگاه بزرگانی همچون سید مرتضی (ره).

← سخنان امام درباره عثمان
توضیح این‌که اگرچه امام علی ـ علیه‌السلام ـ خلافت عثمان را تأیید نمی‌کرد، و بر همه کارهای خلاف و تعدی‌هایی که از سوی هیأت حاکمه سر می‌زد، کاملاً آگاهی داشت. با این حال، راه چاره را در این روش انفعالی نمی‌دانست و علاج واقعه را بدین طریق مصلحت نمی‌دید. حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ در مورد عثمان فرمود:
«لَوْ أَمَرْتُ بِهِ لَکُنْتُ قَاتِلًا أَوْ نَهَیتُ عَنْهُ لَکُنْتُ نَاصِراً غَیرَ أَنَّ مَنْ نَصَرَهُ لَا یسْتَطِیعُ أَنْ یقُولَ خَذَلَهُ مَنْ أَنَا خَیرٌ مِنْهُ وَ مَنْ خَذَلَهُ لَا یسْتَطِیعُ أَنْ یقُولَ نَصَرَهُ مَنْ هُوَ خَیرٌ مِنِّی وَ أَنَا جَامِعٌ لَکُمْ أَمْرَهُ اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُکْمٌ وَاقِعٌ فِی الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِعِ»؛ «اگر به کشتن او فرمان داده بودم، قاتل محسوب می‌شدم، و اگر آنها را باز می‌داشتم از یاورانش به‌شمار می‌آمدم، اما کسی که او را یاری کرده نمی‌تواند بگوید از کسانی که دست از یاریش برداشتند بهترم، و کسانی که دست از یاریش برداشتند نمی‌توانند بگویند یاورانش از ما بهترند، من جریان عثمان را برایتان خلاصه می‌کنم: استبداد ورزید، چه بد استبدادی، و شما ناراحت شدید و از حد گذراندید و خداوند در این مورد حکمی دارد که دربارۀ مستبدان و افراط‌گران جاری می‌شود (و هر کدام به واکنش اعمال نادرست خود گرفتار می‌شوند)». [۱۳]

← به مصلحت نبودن قتل عثمان
امام علی ـ علیه‌السلام ـ چنین موضعی در پیش گرفت؛ چراکه روش انقلابی‌ها در قتل عثمان در آن شرایط و با آن وضع خاص نمی‌توانست به مصلحت اسلام باشد، بلکه برعکس باعث می‌شد تا ضربۀ بزرگ و جبران‌ناپذیری بر پیکر اسلام وارد آید؛ زیرا چنین عملی به منفعت‌طلبان و هواپرستانی که به دنبال فرصت و موقعیت‌ مناسب بودند، فرصت می‌داد که با توجه به آثاری که سیاست حاکم در مفاهیم، تفکرات، نظرها و عقاید مردم بر جای گذاشته، از جهل و ضعف و شرایط حاکم بر زندگی آنان سود جسته، به مطامع خویش دست یابند و شعار خون‌ خواهی عثمان سرداده، آن را دست‌آویزی برای موضع‌گیری در مقابل اسلام ـ که در شخص امیر المؤمنین ـ علیه‌السلام ـ عینیت و تجسم یافته ـ قرار دهند و در مقابل آن حضرت با وقاحت تمام بایستند و شبهات و تشکیکاتی را در مورد حضرت و اصحاب مخلص وی القا نمایند. از همین مسئله بود که جنگ‌های جمل، صفین و نهروان ـ آن‌طور که در تاریخ ثبت شده ـ نشأت گرفت و به وقوع پیوست.

← سخن امام با اهالی یمن
امیر المؤمنین ـ علیه‌السلام ـ کاملاً این مطلب را درک می‌کرد و بر آن آگاهی داشت؛ تا جایی که آن موقع که اهالی یمن برای تبریک خلافت به خدمت حضرت مشرف شدند، به آنان فرمود: «إنکم صنادید الیمن و ساداتها فلیت شعری إن دهمنا أمر من الأمور کیف صبرکم علی ضرب الطلا و طعن الکلأ؟»؛ «شما ریش‌سفیدان و بزرگان یمن هستید، ای کاش می‌دانستم اگر روزی مسئله‌ای بر ایمان پیش آید و حادثه‌ای اتفاق بیفتد، قدرت جنگی شما چه‌قدر است و تا چه اندازه می‌توانید صبر و پایداری داشته باشید و در مقابل دشمن استقامت کنید!». [۱۴] یعنی حضرت از همان موقع، جنگ‌هایی را انتظار داشت که می‌بایست علیه طمع‌ورزان و منحرفان صورت گیرد.
این مسائل در آن موقع گریبان‌گیر مسلمانان بود و مصائب و مشکلات بسیاری به دنبال داشت که هنوز جامعه اسلامی از آثار آن رنج می‌برند و در زحمت هستند.

← انتقاد امام علی به روش عثمان
امام علی ـ علیه‌السلام ـ میل نداشت که عثمان به آن کیفیت نامطلوب کشته شود و اگر فرزندانش، را برای دفاع از او فرستاد و اگر فرمود: «وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّی خَشِیتُ أَنْ أَکُونَ آثِماً»؛ «به خدا سوگند آن‌قدر از او دفاع کردم که ترسیدم گناهکار باشم»، [۱۵]با این‌ حال حضرت نمی‌خواست که دفاع او از عثمان موجب فهم غلط در قبال عثمان و خطاکاری‌های او باشد؛ از‌این‌رو کارهای خلاف عثمان را بیان می‌فرمود. [۱۶]

← محمد بن ابوبکر از مخالفان حکومت عثمان
گفتنی است، محمد بن ابوبکر از مخالفان حکومت عثمان بود و از کسانی بود که مردم را بر ضد حکومت عثمان تحریک کرد. براساس برخی منابع تاریخی او قاتل عثمان نیست، بلکه از کسانی بوده که فقط وارد خانۀ عثمان شد و عثمان را مورد عتاب قرار داده که چرا دین خدا را منحرف کردی و سنت رسول خدا را نابود کردی؛ ولی پس از مشاجراتی که بین آن دو صورت گرفت، بیرون رفت و عده‌ای از اهل مصر عثمان را کشتند. [۱۷] [۱۸]

ج. نتیجه‌گیری[ویرایش]


← اول
از مجموع سخنان امام علی ـ علیه‌السلام ـ و رفتار آن حضرت، بر‌می‌آید که بر روش عثمان سخت انتقاد داشته است. در‌عین‌حال قتل عثمان را در مقام خلیفه به صلاح جامعه نمی‌دانست. پیش از آن‌که عثمان کشته شود، حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ این نگرانی را داشت و به عواقب وخیم آن می‌اندیشید.

← دوم
حضرت علی ـ علیه‌السلام ـ می‌خواست عثمان راهی را که می‌رود رها کند و راه صحیح سنت پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ را پیشه نماید، در غیر این صورت، خلیفه‌ای که شایسته است روی کار بیاید؛ و به جرایم عثمان رسیدگی کند و حکم لازم را صادر نماید. لذا امام علی ـ علیه‌السلام ـ فرمان به قتل عثمان نداد. تمام کوشش علی ـ علیه‌السلام ـ در این بود که بدون این‌که خونی ریخته شود، خواسته‌های مشروع مخالفان انجام شود؛ یا عثمان روش گذشته خود را تغییر دهد و یا کنار رود و کار را به اهلش بسپارد.

← سوم
دفاع امام علی ـ علیه‌السلام ـ از عثمان بدان معنا نیست که حضرت حکومت وی را تأیید می‌کرد و بدان‌جهت از عثمان دفاع کرده و مانع قتل او گردید، بلکه به بیان شهید مطهری «علی ـ علیه‌السلام ـ با روش عثمان مخالف است و در‌عین‌حال مخالف است که باب خلیفه‌کشی باز شود؛ نمی‌خواهد خلیفه را بکشند که باب فتنه بر روی مسلمین باز گردد». [۱۹]

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن قتیبة دینوری‌، أبومحمد عبدالله بن مسلم، الإمامة و السیاسة المعروف بتاریخ الخلفاء، تحقیق:شیری، علی، ج ۱، ص ۵۲ ۶۲، دارالأضواء، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.    
۲. ابن اثیر، عزالدین أبوالحسن علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۶۷ ۱۷۵، دار صادر، دار بیروت، بیروت، ۱۳۸۵ق.    
۳. ابن الطقطقی‌، محمد بن علی بن طباطبا، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، تحقیق:عبد القادر محمد مایو، ص ۱۰۲ ـ ۱۰۴، دار القلم العربی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
۴. علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب‌، ج ۹ ؟؟؟، ص ۳۳۱ ـ ۳۳۸، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة‌، قم، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
۵. عاملی،‌ جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام‌، ترجمه: سپهری، محمد، ص ۲۰۲، دفتر تبلیغات اسلامی‌، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
۶. ابن أبی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج‌البلاغة، محقق و مصحح:ابراهیم، محمد ابوالفضل‌، ج ۳، ص ۸، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.    
۷. ابن أبی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج‌البلاغة، محقق و مصحح:ابراهیم، محمد ابوالفضل‌، ج ۲، ص ۳۲۸ ۳۳۳، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.    
۸. ابن اثیر، عزالدین أبوالحسن علی بن ابی‌الکرم، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۱۷۲، دار صادر، دار بیروت، بیروت، ۱۳۸۵ق.    
۹. عاملی،‌ جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام‌، ترجمه: سپهری، محمد، ص ۲۰۳، دفتر تبلیغات اسلامی‌، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
۱۰. عاملی،‌ جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام‌، ترجمه: سپهری، محمد، ص ۲۱۵ ـ ۲۲۱، دفتر تبلیغات اسلامی‌، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
۱۱. ابن اعثم کوفی‌، کتاب الفتوح، ج ۲، ص ۴۲۳، دارالأضواء، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.    
۱۲. عاملی،‌ جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام‌، ترجمه: سپهری، محمد، ص ۲۰۲، دفتر تبلیغات اسلامی‌، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
۱۳. سید رضی، نهج‌البلاغه، مصحح: عطاردی، عزیزالله، ص ۳۹، بنیاد نهج‌البلاغه، بی‌جا، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
۱۴. ابن اعثم کوفی‌، کتاب الفتوح، ج ۲، ص ۴۴۰ ۴۴۱، دارالأضواء، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.    
۱۵. سید رضی، نهج‌البلاغه، مصحح: عطاردی، عزیزالله، ص ۳۰۳، بنیاد نهج‌البلاغه، بی‌جا، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
۱۶. عاملی،‌ جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی علیه السلام‌، ترجمه: سپهری، محمد، ص ۲۰۴ ـ ۲۱۴، (با تلخیص و ویرایش)، دفتر تبلیغات اسلامی‌، قم، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
۱۷. مسعودی، أبو‌الحسن علی بن الحسین بن علی، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: اسعد داغر، ج ۲، ص ۳۴۵، دارالهجرة، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
۱۸. ابن کثیر دمشقی‌، البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۱۸۴ و ۱۸۵، دارالفکر، بیروت، بی‌تا.    
۱۹. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۵۹۵، انتشارات صدرا، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۰ش.


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    






جعبه‌ابزار