حدذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حد، حدود، مجازات.

پرسش: حد به چه معناست و برای چه مواردی این مجازات قرار داده شده است؟

پاسخ: حد در لغت به معنای منع است و مجازات‌های مقدر شرعی را از آن لحاظ حد نامیده‌اند که مانع مردم از ارتکاب گناهان می‌شود. در اصطلاح، حد به مجازاتی گفته می‌شود که نوع، میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است.
بدین ترتیب حدود، کیفرهای تعبدی هستند که نص صریح کتاب و سنت بر آنها دلالت دارند و میزان و کیفیت آنها در شرع مشخص شده است، قانون‌گذار عادی حق تصرف در آن را ندارند.


مقدمه[ویرایش]

بدون شک، نظام کیفری قدیمی‌ترین مقرراتی دارد که هماهنگ با تحول زندگی اجتماعی بشر به حیات و توسعه خود ادامه داده است. حقوق کیفری اسلام ضمن تبیین مصالح و ارزش‌های بنیادین جامعه، ضمانت اجرایی مناسبی مقرر می‌دارد که در فقه اسلامی با عنوان حدود مطرح است.

معنای لغوی حد[ویرایش]

حد در لغت به معنای منع است و حدید نیز از همین ریشه است؛ چون سخت و ممتنع است، به دربان حداد گفته می‌شود؛ چون مانع ورود مردم می‌شود؛ مجازات‌های مقدر شرعی را از آن لحاظ حد نامیده‌اند که مانع مردم از ارتکاب گناهان می‌شود. [۱]

← دیدگاه فقه القرآن
در فقه القرآن آمده: «الحد فی اللغة المنع وحد العاصی سمی به لانه یمنعه عن المعاودة؛ حد در لغت به معنای منع است، و در حد گناه‌کار به این اسم نامیده شده، بدان جهت که او را از بازگشت به گناه منع می‌کنند». [۲]

← دیدگاه فتح القدیر
نیز در شرح فتح‌القدیر می‌نویسد: «انّها موانع قبل الفعل، زواجر بعده‌ای العلم شرعیتها یمنع الاقدام علی الفعل و ایقاعها بعده یمنع العود الیه؛ [۳] حدود قبل از وقوع فعل مجرمانه مانع ارتکاب آن می‌شوند و پس از وقوع برای جلوگیری از ارتکاب دیگران اجرا می‌شود»؛ یعنی اطلاع از قانونی شدن مجازات‌ها، انسان را از اقدام به فعل مجرمانه باز می‌دارد، و اجرای مجازات مجرم، وی و دیگران را از تکرار جرم باز می‌دارد.

معنای اصطلاحی حد[ویرایش]

در اصطلاح، حد به مجازاتی گفته می‌شود که نوع، میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است. [۴]

← دیدگاه فقها
فقها گفته‌اند: «کل ماله عقوبة مقدرة یسمی حدا؛ [۵] هر آنچه که دارای مجازات مقدر و معین شرعی است، حد نامیده می‌شود».

بدین ترتیب حدود، کیفرهای تعبدی هستند که نص صریح کتاب و سنت بر آنها دلالت دارند و میزان و کیفیت آنها در شرع مشخص شده است، قانون‌گذار عادی حق تصرف در آن را ندارند.

ضروریات پنج‌گانه[ویرایش]

مصالحی بنیادین در زندگی وجود دارند که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند و فقط حفظ آنها لازم است و آنها «پنج چیز است که در شریعت همه پیامبران حفظ آنها لازم و قطعی به شمار می‌آید: دین، نفس، مال، ‌ نسب و عقل. حفظ دین به اقامه عبادات و کشتن کافران و مرتدان، و اجرای حد بر کسانی که دین را سبک شمارد؛ حفظ نفس به قصاص کردن و دیه گرفتن است؛ حفظ نسب به نکاح و منع از زنا و لواط و امثال آن و جریان حد بر مرتکب آنهاست؛ حفظ عقل که موجب امتیاز انسان از حیوانات است به منع از آشامیدن شراب و دیگر چیزهای مست‌کننده و اجرای حد بر مرتکب آنهاست». [۶]

← اهمیت اقامه حد
مصالح نام‌برده که به ضروریات پنج‌گانه معروف‌اند، ارکان تشکیل‌دهنده یک جامعه به شمار می‌روند و هر تجاوزی به آنها در واقع تجاوز به اصل جامعه است. به همین دلیل، اسلام از آنها دفاع می‌کند و تلاش دارد تا حریم این ارزش‌های بنیادین از تجاوز مصون بماند؛ زیرا دوام و بقای جامعه در گرو وجود این مصالح است و هرگونه سهل‌انگاری در حفظ و حمایت از آنها به سقوط تدریجی جامعه می‌انجامد؛ لذا حدود جهت پاسداری از مصالح بنیادین جامعه و پیش‌گیری از حریم و تجاوز به حریم اجتماع وضع شده‌اند.

←← حدیثی از پیامبر
اقامه حد بر مرتکبان جرایم حدی تا آنجا اهمیت دارد که پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرماید: «اقامه حد بهتر از (باریدن) باران در چهل صبح است». [۷]

←← حدیثی از امام کاظم
امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) فرمودند: در تفسیر آیه شریفه «یُحْیِی الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا» [۸] فرمودند: خداوند زمین را به وسیله باران زنده نمی‌کند؛ بلکه مردانی را برمی‌انگیزاند که عدالت را زنده کنند؛ سپس زمین به خاطر احیای عدالت زنده می‌شود. بعد فرمودند: یقیناً اجرای حد در راستای اقامه عدالت سودمند‌تر است از چهل شبانه‌روز باران». [۹]

←← اهمیت امنیت
این سودمندتر بودن برای آن است که سلامت و امنیت اجتماعی اساس همه چیزهاست. باران پربرکت، فراوانی نعمت و ... همه در سایه امنیت مفیدند و کارساز. در اهمیت امنیت همین بس که حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) وقتی خانه کعبه را بنا نهاد، نخستین تقاضای او از خداوند درباره امنیت مکه بود، «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا»؛ [۱۰] چون که تنها در سایه امنیت است که جامعه شکوفا می‌گردد و اجرای حدود، تأمین‌کننده امنیت اجتماعی و احقاق حقوق است.

پانویس[ویرایش]
 
۱. نجفی، محمدحسین، جواهرالکلام، ج۴۱، ص۲۵۴، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ۷، بی‌تا.    
۲. راوندی، سعید قطب‌الدین، فقه القرآن، ج۲، ص۳۶۶، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی، ۱۴۰۵ق.    
۳. محمد بن عبدالواحد، اکمال‌الدین، شرح فتح القدیر، ج۵۲، ص۳۶۶، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
۴. قانون مجازات اسلامی، مصوب ۱۳۷۰، ماده ۱۳.
۵. نجفی، محمدحسین، جواهرالکلام، ج۴۱، ص۲۵۴، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چ۷، بی‌تا.    
۶. مجلسی، محمدباقر، رساله حدود، قصاص و دیات، ص۱۰.
۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۳۰۸، ابواب مقدمات حدود، ب۱، ح۴، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.    
۸. روم/سوره۳۰، آیه۱۹.    
۹. حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، ج۱۸، ص۳۰۸، ابواب مقدمات حدود، ب۱، ح۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.    
۱۰. بقره/سوره۲، آیه۱۲۶.    


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «حد»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۸/۰۲/۲۸.    







جعبه‌ابزار