تعلق داشتن روح به بدن دنیویذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: تعلق روح، بدن دنیوی، بدن مثالی.

پرسش: آیا صحیح است که گفته شود روح پس از جدایی از بدن به بدن مثالی خود می‌رود؟

پاسخ: براساس آیات قرآن و احادیث اسلامی، مرگ انسان به معنای فنای حقیقی او نیست؛ بلکه معنی آن جدایی روح از بدن عنصری و تعلق آن به بدن لطیف‌تر است. اعتقاد به تعلق روح به بدن لطیف که مشابه بدن دنیوی است، از جمله مسائلی است که بسیاری از علما و دانشمندان بر آن عقیده دارند.


تعلق روح به بدنی مشابه بدن دنیایی[ویرایش]

همان‌گونه که می‌دانید آیات قرآن و احادیث اسلامی دلالت دارد که مرگ انسان به معنای فنای حقیقی او نیست؛ بلکه معنی آن جدایی روح از بدن عنصری و تعلق آن به بدن لطیف‌تر است. [۱]

← آیات
از جمله آیاتی که می‌توان برای این مطلب شاهد آورد، این آیه شریفه است:
ــ «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اَمْوَاتًا بَلْ اَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ [۲] «ای پیامبر! افرادی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مپندار؛ بلکه آنان زندگان‌اند که در نزد پروردگار خود روزی می‌خورند».

ــ یا این آیه شریفه «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ اَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ [۳] «به آنچه خداوند از کرم خود به آنان داده است، خوشحال‌اند و به کسانی که هنوز به آنان نپیوسته‌اند بشارت می‌دهند که نه بیمی در انتظار آنان است و نه غمگین می‌شوند».
که این آیات نه‌تنها به زنده بودن آنان تصریح می‌کند، بلکه از آثار جسمی و روحی حیات که همان روزی خوردن و شادمان شدن است، خبر می‌دهد. [۴]
و آیات فراوان دیگری از این قبیل وجود دارد که بیش از آن است که در اینجا منعکس شود.

← روایات
یک گروهی از روایات حاکی این مطلب است که روح انسان پس از جدایی از تن به بدن‌هایی مشابه بدن دنیوی تعلق پیدا می‌کند و زندگی را از سر می‌گیرد.

←← روایاتی از امام صادق
ــ امام صادق (علیه‌السّلام) در استفاده از نظریه برخی اهل تسنن که می‌گویند، روح انسان پس از مرگ به بدن مرغی تعلق می‌گیرد، (ابن‌مسعود این نظر را از ابن‌عباس نقل کرده است: [۵] [۶]) می‌فرماید:
«فاذا قَبضَهُ اللّهُ عزّوجلّ صَیّرَ تلکَ الرُّوحَ فی قالَبٍ کقالَبِهِ فی الدُّنیا. فیَاکُلونَ و یَشْرَبونَ [۷] وقتی خداوند روح را قبض کرد، روح را در قالبی مشابه قالب دنیا قرار می‌دهد، آنان با آن بدن می‌خورند و می‌آشامند».
اعتقاد به تعلق روح به بدن لطیف که مشابه بدن دنیوی است، از جمله مسائلی است که بسیاری از علما و دانشمندان بر آن عقیده دارند. [۸]

ــ امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: هنگام مرگ، پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین (علیهم‌السلام) نزد محتضر حاضر می‌شوند، هنگامی که قبض روح شد، روح او به قالبی شبیه به قالب دنیوی او تعلق می‌گیرد:
«فَاِذَا قَدِمَ عَلَیْهِمُ اَلْقَادِمُ عَرَفُوهُ بِتِلْکَ اَلصُّورَةِ اَلَّتِی کَانَتْ فِی اَلدُّنْیَا؛ [۹] (به نقل از: [۱۰]) آن‌گاه که شخصی از برزخیان وارد شود، او را با همان شکل و هیئتی که در دنیا داشته، خواهند شناخت».

ــ ابوبصیر از امام صادق (علیه‌السّلام) درباره ارواح مؤمنان می‌پرسد که اینان پس از مرگ کجا هستند؟ فرمود: «فِی رَوْضَةٍ کَهَیْئَةِ اَلْاَجْسَادِ فِی اَلْجَنَّةِ [۱۱] (به نقل از: [۱۲]) در یک بهشت خاص به صورت و هیئت جسد نمودار هستند».

ــ ابو ولاّد حناط از امام صادق (علیه‌السلام) می‌پرسد: ارواح مؤمنان پس از مرگ در کجا استقرار می‌یابند، امام فرمود: «فِی اَبْدَانٍ کَاَبْدَانِهِمْ [۱۳] در بدن‌هایی مانند بدن‌های دنیوی».

← دیدگاه شیخ بهایی
شیخ بهایی پس از بررسی آیات برزخ نتیجه می‌گیرد که روح پس از مفارقت از بدن به بدنی همگون با بدن عنصری خود تعلق می‌گیرد.

←← روایتی از حضرت علی
چنان‌که از امیرمؤمنان (علیه‌السلام) رسیده است: ارواح، در عالم برزخ گروه‌گروه در شکل جسدهای خویش گرد هم آمده، به گفت‌وگو می‌پردازند. [۱۴] (به نقل از: [۱۵])

← دیدگاه علامه مجلسی
علامه مجلسی (رحمة‌الله) می‌گوید: ارواح مردگان در برزخ به «اجساد مثالی» تعلق می‌گیرد و بدن برزخی مؤمن و کافر عین بدن دنیوی اوست و در همین بدن یا عذاب خواهد دید یا متنعم خواهد شد. [۱۶] [۱۷] (به نقل از: [۱۸])

معرفی منابع[ویرایش]

۱. تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۴، معاد در قرآن کریم، آیت‌الله جوادی آملی، اسراء.
۲. حیات جاودانه، پژوهشی در معادشناسی، امیر دیوانی، معاونت امور اساتید دروس معارف اسلامی.
۳. اصالت روح از نظر قرآن، جعفر سبحانی، مؤسسه تحقیقاتی امام صادق (علیه‌السلام).

پانویس[ویرایش]
 
۱. سبحانی، جعفر، معاد انسان و جهان، ص۱۹۴، مکتب اسلام.
۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۶۹.    
۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۷۰.    
۴. سبحانی، جعفر، معاد انسان و جهان، ص۱۹۴، مکتب اسلام.
۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج۱، ص۴۳۴.    
۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع‌البیان، ج۲، ص۵۳۷.
۷. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج۳، ص۲۴۵، دارالکتب الاسلامیه، چ۲، ۱۳۶۴ش.    
۸. سبحانی، جعفر، معاد انسان و جهان، ص۱۹۴، مکتب اسلام.
۹. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج۳، ص۲۴۵، دارالکتب الاسلامیه، چ۲، ۱۳۶۴ش.    
۱۰. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ص۲۲۵ - ۲۳۶، اسراء.
۱۱. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج۳، ص۲۴۵، دارالکتب الاسلامیه، چ۲، ۱۳۶۴ش.    
۱۲. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ص۲۲۵ - ۲۳۶، اسراء.
۱۳. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، ج۳، ص۲۴۴، دارالکتب الاسلامیه، چ۲، ۱۳۶۴ش.    
۱۴. جوادی آملی، عبدالله، اربعین، ص۲۶۱ و ۲۵۱.
۱۵. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم.
۱۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۶، ص۲۰۱.    
۱۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۶، ص۲۷۲.    
۱۸. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم.


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «تعلق داشتن روح به بدن دنیوی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۸/۰۵/۲۷.    







جعبه‌ابزار