بنی عباسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: بنی‌عباس، عبدالله بن عباس، عبیدالله بن عباس، امام حسن علیه‌السلام.
پرسش: آیا بنی‌عباس، فرزندان ابن عباسی هستند که به امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ خیانت کرده است، یا از نسل آن ابن عباسی هستند که روایات بسیاری از ائمه نقل کرده است؟
پاسخ: عباس عموی رسول گرامی اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ دارای چندین پسر بود. عبدالله بن عباس معروف به ابن عباس آن کسی است که روایات بسیار را از رسول خدا ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ و امیر مؤمنان علی ـ علیه‌السلام ـ نقل می‌کند. اما فرزند دیگر عباس که به عنوان فرمانده سپاه امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ برگزیده شد، عبیدالله بن عباس است. طبق برخی روایات، وی به امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ خیانت کرده و در مقابل گرفتن یک میلیون درهم به سپاه معاویه پیوست. اما بنی‌عباس از نسل عبدالله بن عباس هستند؛ چون در منابع تاریخی نسب اولین خلیفه عباسی این‌گونه آمده است: «أبی‌العباس عبداللّه بن محمد بن علی بن عبداللّه بن عباس بن عبدالمطلب».


فرزندان عباس، عموی پیامبر[ویرایش]

عباس عموی رسول گرامی اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ دارای چندین پسر بود. [۱] [۲]

← عبدالله بن عباس
عبدالله بن عباس معروف به ابن عباس آن کسی است که روایات بسیار را از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیر مؤمنان علی علیه‌السلام نقل می‌کند.
اما فرزند دیگر عباس که به‌عنوان فرمانده سپاه امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ برگزیده شد، عبیدالله بن عباس است. [۳]

← عبیدالله بن عباس
عبیدالله بن عباس در زمان امام علی علیه‌السلام از سوی آن‌ حضرت حاکم بخشی از یمن بود. [۴]
پس از شهادت امام علی علیه‌السلام، امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ سپاهی را برای جنگ با معاویه ترتیب داد و عبیدالله بن عباس را به فرمان‌دهی آن برگزید. [۵] [۶]

دلایل انتخاب عبیدالله برای فرمان‌دهی[ویرایش]

برای انتخاب عبیدالله بن عباس به فرمان‌دهی سپاه دلایلی بیان شده است؛ مانند این‌که او مردی با کفایت و توانا بود و به‌درستی می‌اندیشید و شایسته احراز چنین مقامی بود؛ زیرا او در مکتب امیرالمؤمنین علی ـ علیه‌السلام ـ تربیت شده بود و به علت همین کفایت و قدرت بود که حضرت علی علیه‌السلام او را به حکومت یمن منصوب فرمود. [۷] [۸] در‌عین‌حال امام حسن ـ علیه‌السلام ـ احتیاط را از دست نداد و قیس بن سعد و سعد بن قیس را نیز معاون و مشاور او قرار داد. [۹]

خیانت عبیدالله به امام حسن[ویرایش]

طبق برخی روایات وی به امام حسن مجتبی علیه‌السلام خیانت کرده و در مقابل گرفتن یک میلیون درهم به سپاه معاویه پیوست، این مطلب در برخی کتاب‌ها به شرح زیر نقل شده است:

← روایت اول
«وقتی معاویه نزد حسن بن علی ـ علیه‌السلام ـ آمد، عبیداللّه بن عباس در منطقه‌ای به نام مسکن بود و به اطاعت معاویه در آمد، معاویه او را اکرام نموده و از نزدیکان خویش قرار داد و صلح‌نامه را در مورد او اجرا کرده و مالی را که بر عهده گرفته بود به او پرداخت». [۱۰]

← روایت دوم
«وقتی که شب شد، معاویه کسی را نزد عبیدالله بن عباس فرستاده و به او گفت: حسن بن علی در مورد صلح با من نامه‌نگاری می‌کند؛ و او کار را به دست من سپرده است؛ اگر تو الآن در اطاعت من وارد شوی، از حسن بن علی جلو خواهی افتاد (و به من نزدیک‌تر خواهی بود) وگرنه او از تو جلو می‌افتد؛ و اگر الآن سخن من را قبول کنی یک میلیون درهم به تو خواهم داد که اکنون برای تو نصف آن‌ را پیش می‌فرستم؛ و وقتی به کوفه وارد شدم نیمه دیگر را به تو می‌دهم؛ نیمه شب عبیدالله از لشکر جدا شده و به لشکرگاه معاویه وارد شد؛ معاویه نیز آنچه را به او وعده داده بود پرداخت کرد؛ صبح‌گاه مردم منتظر بیرون آمدن عبیدالله برای نماز بودند، اما وی بیرون نیامد تا آفتاب طلوع کرد؛ پس به دنبال وی گشته، اما او را نیافتند!». [۱۱]

وضوح دروغ در نامه[ویرایش]

در این نامه، دروغ صریح و بهتان به‌خوبی نمایان است که معاویه می‌نویسد حسن بن علی نامه‌ای برای من نوشته و درخواست صلح کرده است!! چه کسی گفته که امام درخواست نامه صلح برای معاویه نوشته است؟ آیا در نامه‌ها و پیغام‌هایی که در صورت عدم اطاعت معاویه تهدید به جنگ شده، چنین سخنی گفته شده یا حرکت امام به جنگ معاویه گویای چنین مسئله‌ای است؟ به علاوه در نامه‌هایی که بین امام حسن ـ علیه‌السلام ـ و عبیدالله نگاشته می‌شد، هرگز چنین خبری از امام نرسیده است.

پیوستن عبیدالله به سپاه معاویه[ویرایش]

بدون تردید عبیدالله از چنین دروغ و بهتانی به‌خوبی آگاه بوده است. با‌این‌حال به خاطر دنیا، دعوت معاویه را پذیرفت و از حق کناره گرفت و از راه استوار ایمان منحرف شد. به خدا و پیامبرش خیانت کرد و سبط رسول را تنها گذاشت و به قرارگاه سپاهیان ستم و جنایت پیوست. [۱۲] سپاه عبیدالله همراه هشت هزار نفر از سپاهیان، اردوگاه امام حسن ـ علیه‌السلام ـ را ترک گفت و به قرارگاه سپاه شام پیوست. [۱۳] و مسئولیت این خیانت‌ بزرگ به گردن عبیدالله افتاد و این انحراف، بقایای سپاه را سراسیمه کرد و وحدت اردوگاه امام را از هم پاشید. این نقشه خائنانه معاویه، موجب از هم پاشیدگی ارتش امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ و سستی اراده سپاهیان شد و خیانت و فریب را در نبرد حق و باطل گسترش داد.

خیانت عبیدالله در گذشته[ویرایش]

عبیدالله یک‌بار پیش از امام حسن ـ علیه‌السلام ـ نیز به جهت این‌که روحیه جنگ‌آوری آن‌چنانی نداشت، سپاه را رها کرده بود و آن هنگامی بود که از طرف امام علی علیه‌السلام فرماندار یمن شد؛ ولی در حمله بُسر بن ارطاة از یمن گریخت و فرزندانش را به‌جای گذاشت تا به دست دشمن کشته شدند؛
[۱۴] [۱۵] اکنون هم می‌بینید که چه خیانت بزرگی را مرتکب شد و دوستی را به دشمنی تبدیل نمود.

سخنان امام علی[ویرایش]

همان‌طور که در نامه‌ای امام علی علیه‌السلام ـ مشهور اندیشمندان اسلامی گفته‌اند به عبدالله بن عباس نوشته، [۱۶] [۱۷] اما برخی نیز گفته‌اند به عبیدالله بن عباس [۱۸] نوشته ـ می‌فرماید:
«پس از یاد خدا و درود! همانا من تو را در امانت خود شرکت دادم، و همراز خود گرفتم، و هیچ‌یک از افراد خاندانم برای یاری و مددکاری، و امانت‌داری، چون تو مورد اعتمادم نبود. آن هنگام که دیدی روزگار بر پسر عمویت سخت گرفته، و دشمن به او هجوم آورده، و امانت مسلمانان تباه گردیده، و امت اختیار از دست داده، و پراکنده شدند، پیمان خود را با پسر عمویت دگرگون ساختی، و همراه با دیگرانی که از او جدا شدند فاصله گرفتی، تو هماهنگ با دیگران دست از یاری‌اش کشیدی، و با دیگر خیانت کنندگان خیانت کردی. نه پسر عمویت را یاری کردی، و نه امانت‌ها را رساندی. گویا تو در راه خدا جهاد نکردی! و برهان روشنی از پروردگارت نداری، و گویا برای تجاوز به دنیای این مردم نیرنگ می‌زدی، و هدف تو آن بود که آنها را بفریبی! و غنائم و ثروت‌های آنان را در اختیار گیری، پس آن‌گاه که فرصت خیانت یافتی شتابان حمله‌ور شدی، و با تمام توان اموال بیت‌المال را که سهم بیوه زنان و یتیمان بود، چونان گرگ گرسنه‌ای که گوسفند زخمی یا استخوان شکسته‌ای را می‌رباید، به یغما بردی، و آنها را به‌سوی حجاز با خاطری آسوده، روانه کردی، بی‌آن‌که در این کار احساس گناهی داشته باشی». [۱۹] [۲۰]

نتیجه بحث[ویرایش]

خلاصه آن کسی که خیانت به امام حسن مجتبی ـ علیه‌السلام ـ کرد، عبید‌الله بن عباس بود. اما بنی‌عباس از نسل عبدالله بن عباس هستند؛ چون در منابع تاریخی نسب اولین خلیفه عباسی این‌گونه آمده است: «أبی‌العباس عبد‌اللّه بن محمد بن علی بن عبد‌اللّه بن عباس بن عبد‌المطلب». [۲۱] [۲۲] [۲۳]

پانویس[ویرایش]
 
۱. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‌۱، ص ۱۴۱، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق؛ مانند فضل بن عباس.    
۲. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق:عبدالموجود، عادل احمد، معوض، علی‌محمد، ج ‌۴، ص ۳۳۰، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.    
۳. کشی، محمد بن عمر، إختیار معرفة الرجال، محقق و مصحح: شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصطفوی، حسن، ص ۱۱۲،‌ مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
۴. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج ‌۱، ص ۲۴۹، نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
۵. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج ‌۴۴، ص ۵۱، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.    
۶. ابن أبی‌الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح:ابراهیم، محمد ابوالفضل،‌ ج ‌۱۶، ص ۴۰، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.    
۷. آل یاسین‌، شیخ راضی، صلح الحسن(ع)، ص ۱۰۸ ۱۱۰، اعلمی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۸. قرشی، باقر شریف، حیاة الإمام الحسن بن علی (ع)، ج ‌۲، ص ۷۶، دارالبلاغة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
۹. ابن أبی‌الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح:ابراهیم، محمد ابوالفضل،‌ ج ‌۱۶، ص ۴۰، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.    
۱۰. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات (الإستنفار و الغارات)، محقق و مصحح: حسینی، عبدالزهراء، ج ‌۲، ص ۴۴۳ ـ ۴۴۴، دارالکتاب الإسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
۱۱. ابن أبی‌الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح:ابراهیم، محمد ابوالفضل،‌ ج ‌۱۶، ص ۴۲، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.    
۱۲. قرشی، باقر شریف، حیاة الإمام الحسن بن علی (ع)، ج ‌۲، ص ۹۲ ـ ۹۳، دارالبلاغة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
۱۳. یعقوبی، احمد بن أبی‌یعقوب‌، تاریخ الیعقوبی، ج ‌۲، ص ۲۱۴، دار صادر، بیروت، چاپ اول، بی‌تا.
۱۴. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج ‌۱، ص ۲۴۹، نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.
۱۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق:ابراهیم، محمد أبوالفضل، ج ‌۵، ص ۱۴۰، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.    
۱۶. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج ‌۳۳، ص ۴۹۹، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.    
۱۷. هاشمی خویی، میرزا حبیب الله‌، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، محقق و مصحح:میانجی، ابراهیم‌، ج ‌۲۰، ص ۷۵، مکتبة الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۰ق.
۱۸. . کاشانی، ملا فتح الله، تنبیه ‌الغافلین ‌و تذکرة العارفین(ترجمه و شرح نهج البلاغه)، مصحح: ذهنی تهرانی، سید محمدجواد، ج ۲، ص ۴۲۰، انتشارات پیام حق، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
۱۹. شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق و مصحح: صالح، صبحی، ص ۴۱۲ ـ ۴۱۳، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
۲۰. نهج البلاغة، ترجمه دشتی، محمد، ص ۵۴۷، نشر مشهور، قم، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
۲۱. ابوحاتم تمیمی‌، السیرة النبویة و أخبار الخلفاء، ج ‌۲، ص ۵۷۰، الکتب الثقافیة، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.
۲۲. دیار بکری‌، شیخ حسین، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس النفیس‌، ج ‌۲،ص ۳۲۴، دار الصادر، بیروت، بی‌تا.    
۲۳. ابن کثیر دمشقی‌، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‌۶، ص ۲۴۷، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۷ق.    


منبع[ویرایش]
پایگاه اسلام کوئست.    






جعبه‌ابزار