امتحان حضرت سلیمانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حضرت سلیمان ، آزمایش.
پرسش:
لطفا آیه ۳۴ سوره «صاد» را که درباره آزمایش و امتحان حضرت سلیمان است، به‌طور واضح بیان کنید که تفسیر و منظور چیست؟ (تفسیری که مطابق با شأن پیامبران الاهی باشد).
پاسخ:
مفسران قرآن در تفسیر آیۀ « وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمانَ وَ أَلْقَیْنا عَلی‌ کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ »، [۱] نظریات گوناگون ارائه نمودند که پس از بیان معنای لغوی تعدادی از مفردات آیه، به آنها اشاره خواهیم کرد.


معنای فتن[ویرایش]

اصل «فتن» گذاشتن طلا در آتش است تا خالصی آن از ناخالصی آشکار شود؛ [۲]

معنای لغوی فتنه[ویرایش]

همچنین «فتنه» به معنای امتحان و آزمایش، گرفتاری و عذاب نیز آمده است. [۳] [۴] [۵] [۶] [۷]

معنای لغوی جسد[ویرایش]

«جسد» عبارت است از جسم ظاهری و مادی هر چیزی که دارای روح باشد؛ ولی از روحش صرف‌نظر شود و فقط به جسم آن توجه گردد. به عبارت روشن‌تر، جسد یعنی جسم بی‌روح. [۸] [۹]

تفسیر آیه[ویرایش]

گروهی از مفسران نیز در معنای جسد گفتند، جسد به جسم بی‌روح اطلاق می‌شود. [۱۰] [۱۱]
از این آیه اجمالاً استفاده می‌شود که آزمایش سلیمان به‌وسیله جسد بی‌روحی بوده که بر تخت او در برابر چشمانش قرار گرفت. چیزی که انتظار آن را نداشت، و امید به غیر آن بسته بود؛ ولی قرآن شرح بیشتری در این زمینه نداده است؛ اما مفسران، برای این آیه شریفه تفسیرهای مختلفی به شرح زیر بیان کردند.

دیدگاه‌های مفسران[ویرایش]


← ۱. دیدگاه اول
برخی از مفسران می‌گویند: سلیمان ـ علیه‌السلام ـ آرزو داشت فرزندان برومند و شجاعی نصیبش شود که در اداره کشور به‌ویژه جهاد با دشمن به او کمک کنند. او دارای همسران متعدد بود، با خود گفت:من با آنها همبستر می‌شوم ـ تا فرزندان متعددی نصیبم گردد، و به هدف‌های من کمک کنند؛ ولی چون در این‌جا غفلت کرد و "انشاء اللَّه"، ـ همان جمله‌ای که بیانگر اتکای انسان به خدا در همه حال است ـ نگفت، در آن زمان هیچ فرزندی از همسرانش تولد نیافت، جز فرزندی ناقص الخلقه، همچون جسدی بی‌روح که آن را آوردند و بر کرسی او افکندند! سلیمان سخت در فکر فرورفت، و ناراحت شد که چرا یک لحظه از خدا غفلت کرده، و بر نیروی خودش تکیه کرده است، توبه کرد و به درگاه خدا بازگشت. [۱۲] [۱۳] [۱۴]


← ۲. دیدگاه دوم
برخی نیز معتقدند، خداوند سلیمان را به بیماری شدیدی مورد آزمایش قرار داد؛ آن‌چنان‌که همچون جسدی بی‌روح بر تختش افتاد، [۱۵] سرانجام توبه کرد و خداوند او را به حال اول بازگرداند (منظور از"اناب" بازگشت به سلامت است). [۱۶] [۱۷] [۱۸]


← ۳. دیدگاه سوم
تفسیر دیگر این است که پسری برای سلیمان متولد شد، جنیان و شیاطین گفتند که اگر پسر او بماند ما نیز از پسر او محنت کشیم. پس آن حضرت ترسید که آسیبی به او رسانند، او را در میان ابر گذاشت که در آنجا شیر خورد و تربیت یابد. پس ناگاه دید آن پسر مرده به روی تختش افتاد و این تنبیهی بود آن حضرت را که حذر کردن برای دفع قدر فایده نمی‌بخشد و تأدیبی بود که بر حق تعالی اعتماد ننمود و از شیاطین ترسید، و به تدبیر خود اطمینان نمود، و این امر نسبت به مقام نبوی و سلطنت او شایسته نبود، لذا ترک اولی شد. [۱۹] [۲۰]

←← دیدگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی می‌فرماید:«آنچه به‌طور اجمال از میان اقوال و روایات می‌توان پذیرفت، این است که:جسد نامبرده جنازۀ کودکی از سلیمان ـ علیه‌السلام ـ بوده که خداوند آن را بر تخت وی افکند، و در جمله" ثُمَّ أَنابَ قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی " اشعار، بلکه دلالت است بر این‌که: سلیمان ـ علیه‌السلام ـ از آن جسد امیدها داشته، و یا در راه خدا به او امید ها بسته بوده، و خدا او را قبض روح نموده و جسد بی‌جانش را بر تخت سلیمان افکنده تا او بدین وسیله آگاه گشته و امور را به خدا واگذارد، و تسلیم او شود». [۲۱]

نتیجه بحث[ویرایش]

گفتنی است که هیچ‌کدام از این سه نظر در تفسیر آیۀ شریفه و نظر علامه که قدر جامع بین نظر اول و سوم است با مقام نبوت منافاتی ندارند و حضرت سلیمان نه مرتکب گناه شد، نه کار غیر معقولی انجام داد. در نهایت مرتکب ترک اولی شده است؛ اما نظریات خرافی و بی‌اساس دیگری بیان شده است که منافات با مقام نبوت دارد و پست بودن و بی‌اساس بودن هر‌یک در کتاب‌های تفسیری معتبر، [۲۲] [۲۳] [۲۴] بیان شده است، جهت اطلاع به آنها مراجعه شود.

پانویس[ویرایش]
 
۱. صاد (۳۸)، آیه ۳۸.؛ «ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم؛سپس او به درگاه خداوند توبه کرد».    
۲. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۶۲۳ ؟؟؟، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
۳. قرشی، سیدعلی‌اکبر، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۱۴۷ و ۱۴۸، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۷۱ ش.
۴. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۳، ص ۳۱۷، دار صادر، بیروت، ۱۴۱۴ ق.    
۵. مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی ـ فارسی، ص ۶۵۵.
۶. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۹، ص ۲۲، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰ ش.
۷. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۶۲۳ ؟؟؟، دارالعلم الدار الشامیة، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
۸. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۲، ص ۸۵، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰ ش.
۹. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۲۵، کتاب‌فروشی مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ ش.    
۱۰. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۲۰۴، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۱۱. حائری تهرانی، میر‌سید‌علی، مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر، ج ۹، ص ۱۶۹، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۷ ش.
۱۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۲۸۰ و ۲۸۱، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۷۴ ش.    
۱۳. قرشی، سیدعلی‌اکبر، تفسیر أحسن الحدیث، ج ‌۹، ص ۲۲۹، بنیاد بعثت، ۱۳۷۷ ش.
۱۴. حسینی شیرازی، سیدمحمد، تبیین القرآن، ج ۱، ص ۴۶۷، دار العلوم، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۲۳ ق.
۱۵. در زبان عرب معمول است که به انسان ضعیف و بسیار بیمار گاهی "جسد بلا روح" گفته می‌شود.
۱۶. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۱، ص ۲۴۴، چاپ دوم، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸ ش.
۱۷. مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، ج ۶، ص ۳۷۹، دارالکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۲۴ ق.
۱۸. مغنیه، محمدجواد، التفسیر المبین، ص ۶۰۱، بنیاد بعثت، قم.
۱۹. حسینی، شاه عبدالعظیمی، حسین بن احمد، تفسیر اثنا عشری، ج ۱۱، ص ۱۹۷، انتشارات میقات، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۳ ش.
۲۰. کاشانی، محمد بن مرتضی، تفسیر المعین، محقق، حسین درگاهی، ج ۲، ص ۱۲۱۸ و ۱۲۱۹، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق.
۲۱. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۲۰۴، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۲۲. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۸، ص ۷۴۲ و ۷۴۳ ؟؟؟، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش.
۲۳. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱۱، ص ۲۴۳ و ۲۴۴، چاپ دوم، انتشارات اسلام، تهران، ۱۳۷۸ ش.
۲۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۲۸۱ و ۲۸۲، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۷۴ ش.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست.    






جعبه‌ابزار