اسلام آوردن ایرانیانذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: قرآن ، اسلام آوردن ایران ، تحمیل دین
پرسش: آیا بر اساس برخی از آیات قرآن، [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] مسلمان کردن ایرانیان، غیر شرعی نیست؟
پاسخ: برای روشن شدن آن‌چه که در پرسش، مطرح شده است؛ یعنی مشروع نبودن اسلام ایرانیان - با توجه به برخی از آیات قرآن- ناگزیر این موضوع را در چند بخش بررسی می‌کنیم.


توجه به نکات مقدماتی[ویرایش]

قبل از تحلیل و بررسی آیاتی که سؤال کننده، برای اثبات ادعای خود به آن‌ها استدلال نمود، تذکر چند نکته – هر چند بدیهی و روشن- ضروری به نظر می‌رسد:

← تحمیلی نبودن دین
الف) نه تنها ایرانیان به زور مسلمان نشدند، بلکه هیچ قوم، ملت و کشوری را نمی‌توان به زور مسلمان، مسیحی و... کرد.
ب) اساساً هیچ پیامبری ، دین خود را بر مردم تحمیل نکرد. پیامبران، مأمور تبلیغ و رساندن رسالت خود به مردم بودند نه تحمیل آن، چنان‌که صریح آیات قرآن بر این موضوع دلالت دارند. در این‌جا به چند نمونه از این آیات اشاره می‌کنیم:
۱) «...وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ؛ [۹] [۱۰] پیامبر جز پیام ‌رسانی آشکار نیست. »
۲) «...وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون؛ [۱۱] (آنان را) با برهان‌ها (ی روشن) و نوشته‌ها (فرستادیم) و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آن‌چه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌ شده، روشن گردانی و باشد که بیندیشند. »
اگر کسی در این آیه به ویژه دقت و تأمل کند، در می‌یابد که پذیرش دعوت پیامبر، همراه با تفکر و اندیشه است، نه از سر زور و سلطه. نکته قابل توجه در این آیه این است که قرآن می‌فرماید «یتفکرون» و نمی‌گوید «لعلهم یستسلمون» یا «یطیعون»؛ لذا پیامبر مأمور بود محتوای رسالت خویش را به مردم ابلاغ کند و آن‌ها با تفکر و اندیشه آن را پذیرا باشند.
۳) « إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً؛ [۱۲] ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس! »

← اجبار پذیر نبودن دین
از این گذشته، اساساً دین، اجبار پذیر نیست، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی...؛ [۱۳] در دین هیچ اجباری نیست. هدایت از گمراهی مشخص شده است. »

← ترک کشور، پس از شکست آن
معمولاً کشوری که به ملت و مملکتی حمله می‌کند، پس از شکست دادن کشور مورد هجوم و رسیدن به مقاصد جنگی خود، آن‌جا را ترک می‌کند، و مردم نیز به باز سازی زندگی مادی و معنوی خود می‌پردازند.

← همکاری مردم در شکست دادن پادشاه ایران
اگر خلیفه دوم به هر دلیلی به ایران حمله کرد و امپراطوری بزرگ ساسانی را شکست داد. فضای خفقان و استبداد شاهنشاهی هزار ساله فروریخت و فضای سیاسی و فرهنگی کشور باز شد و مردم با شنیدن ندای اسلام، خود دعوت اسلام را لبیک گفتند. - حتی بسیاری از مردم ایران نیز در سرنگونی حکومت ساسانی با نیروهای مسلمان همکاری نمودند- و گرنه زور و سلطه حمله نظامی مگر چقدر دوام دارد که مردم ایران بیش از هزار سال، همچنان به اجبار اسلام را پذیرا باشند. آیا اگر آمریکا به افغانستان حمله نظامی کرد، دین خود را به زور به آن‌ها تحمیل کرد، همچنین در عراق و یا در هر جای دیگر... ؟

دلالت آیات مورد استناد[ویرایش]

اما در مورد آیاتی که در پرسش، به آن‌ها اشاره شد، به صورت خلاصه می‌گوییم:

← در سوره شعرا
آیه مورد استدلال، در سوره شعراء [۱۴] [۱۵] در مقام برتری عجم ، از جهت پذیرش حق و در مقابل، مذمت و نکوهش اعراب است؛ لذا نه تنها ارتباطی با موضوع مورد ادعای شما ندارد. بلکه عکس ادعای شما را ثابت می‌نماید.

← در سوره‌های فصلت و ابراهیم
پیامبر اسلام صلوات‌الله‌علیه، در شروع تبلیغ رسالت خویش، در میان مردمی عرب مبعوث شد و طبیعی است که باید به زبان آنان سخن می‌گفت، اما این دلیل بر محدودیت گستره رسالتش نخواهد بود؛ لذا آیات سوره فصلت [۱۶] و ابراهیم [۱۷] ،دلالت بر انحصار نمی‌کنند.
امروزه در دنیای مدرن نیز چنین است، به عنوان نمونه، منشور سازمان ملل متحد به شش زبان مطرح دنیا است، اما این بدان معنا نیست که مردم دیگر کشورها و دیگر زبان‌ها مخاطب آن نیستد. وجود سلمان فارسی از ایران، بلال حبشی از آفریقا و... در کنار رسول خدا صلوات‌الله‌علیه دلیل روشنی بر فرا زبانی و منطقه‌ای بودن دعوت پیامبر اسلام است.

← در سوره نمل
آیه ۹۱ سوره نمل [۱۸] در رابطه با پرستش خدای مکه است، نه در ارتباط با مسلمان نمودن مردم دیگر سرزمین‌ها. بنابراین ادعای شما را ثابت نمی‌کند.

← در سوره یونس
سوره یونس نیز با این تعبیر «وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ..» [۱۹] ، دلالت بر مطلب مورد ادعای شما ندارد؛ چرا که منظور از امت در این آیه، مردم جزیرة العرب نیستند، تا مردم ایران و دیگر سرزمین‌ها از آن خارج باشند، بلکه منظور از امت، مردمی هستند که مطیع و تسلیم خدا باشند. از طرفی هم، چون کلمه امت، به یک گروه و حتی به یک نفر هم گفته می‌شود؛ چنان‌که در سوره می‌فرماید: « إِنَّ إِبْراهِیمَ کانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ؛ [۲۰] به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست ‌آیین بود. »

← در سوره مائده
در سوره مائده [۲۱] ، مراد از امت، گروه نژادی نیست، بلکه مؤمن و کافر است که ممکن است در عرب نیز دو امت وجود داشته باشد.

← در سوره انعام
آیه ۹۲ سوره انعام [۲۲] ، مرکز و محور شروع دعوت را اعلام می‌کند. دعوت به اسلام از ام القری آغاز شد و سپس به اطراف گسترش یافت تا کل کره خاکی را دربر گیرد. اتفاقا این ایراد از سوی عده‌ای مطرح شده است. آنان به گمان خود حربه محکمی در برابر جهانی بودن اسلام یافته‌اند که آن را در منطقه خاصی(مکه و اطراف مکه)، محدود می‌سازد. [۲۳]

جهانی بودن رسالت پیامبر در آیات[ویرایش]

در مقابل آیاتی که به آن‌ها - برای محدود کردن اسلام به منطقه عربستان - استدلال شد، آیات فراوانی در قرآن وجود دارد که رسالت پیامبر اسلام را جهانی و فرا منطقه‌ای اعلام می‌کند؛ مانند:
۱) « وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمین؛ [۲۴] و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم. »
۲) « وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشیراً وَ نَذیراً وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون؛ [۲۵]ما تو را نفرستادیم مگر نگهدارنده همه مردم (از عصر خود تا انقراض نسلشان) و مژده‌دهنده ( صالحان ) و بیم‌کننده (بدکاران)، و لکن بیشتر مردم نمی‌دانند. »
۳) « إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْری‌ لِلْعالَمینَ؛ [۲۶] این (قرآن) جز تذکری برای جهانیان نیست. » و....

دعوت از زمامداران جهان در نامه‌ها[ویرایش]

همچنین نامه‌های فراوانی که پیامبر اسلام صلوات‌الله‌علیه برای زمامداران بزرگ دنیا؛ مانند کسری و قیصر و پادشاه حبشه نوشت، گواه دیگری بر رسالت جهانی آن حضرت است.

لزوم مقدمات جهت فهم قرآن[ویرایش]

گفتنی است بنابر عقیده شیعه ، برای فهم کامل آیات قرآن، مقدمات و شرایطی لازم است که بدون آن نمی‌توان فهم درستی از حقایق این کتاب آسمانی داشت.



پانویس[ویرایش]
 
۱. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۸.    
۲. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۹.    
۳. فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۴.    
۴. شوری/سوره۴۲، آیه۷.    
۵. مائده/سوره۵، آیه۴۸.    
۶. یونس/سوره۱۰، آیه۴۷.    
۷. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴.    
۸. نمل/سوره۲۷، آیه۹۱.    
۹. نور/سوره۲۴، آیه۵۴.    
۱۰. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۸.    
۱۱. نحل/سوره۱۶، آیه۴۴.    
۱۲. انسان/سوره۷۶، آیه۳.    
۱۳. بقره/سوره۲، آیه۲۵۶.    
۱۴. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۸.     ۱۹۸
۱۵. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۹.    
۱۶. فصّلت/سوره۴۱، آیه۴۴.    
۱۷. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۴.    
۱۸. نمل/سوره۲۷، آیه۹۱.    
۱۹. یونس/سوره۱۰، آیه۴۷.    
۲۰. نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۰.    
۲۱. مائده/سوره۵، آیه۴۸.    
۲۲. انعام/سوره۶، آیه۹۲.    
۲۳. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ج ‌۵، ص ۳۴۴- ۳۴۵.    
۲۴. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۰۷.    
۲۵. سبأ/سوره۳۴، آیه۲۸.    
۲۶. انعام/سوره۶، آیه۹۰.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست    


رده‌های این صفحه : تاریخ خلفاء | فتوحات




جعبه‌ابزار