استجابت دعای گناهکارذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: توبه واقعی، استجابت دعا، شفاعت.

پرسش: استجابت دعای گناه کاران دلیل بر چیست؟و از آن جا که هر کس بر اعمال خود واقف است من گناهان زیادی را مرتکب شده‌ام و از آنجایی که خداوند انسانهای گناه کار را دوست ندارد. پس چرا من هر حاجت خوبی را دارم برآورده می‌شود و کلیه حاجات من که کمی مشکل دارد و یا بعداً مرا به دره های گناه می‌کشد بر آورده نمی‌شود. آیا این نشان می‌دهد خداوند من را بخشیده است یا خیر؟

پاسخ:



وسایل آمرزش گناه در قرآن[ویرایش]

از آیات متعدد قرآن مجید استفاده می‌شود که وسائل آمرزش و بخشودگی گناه متعدد است که در ذیل بطور خلاصه بدان اشاره می‌کنیم:

← توبه
توبه و بازگشت بسوی خدا که توأم با پشیمانی از گناهان گذشته و تصمیم بر اجتناب از گناه در آینده و جبران عملی اعمال بد، بوسیله اعمال نیک بوده باشد. آیاتی که بر این معنی دلالت دارد فراوان اند اما ما به جهت اختصار تنها به آیه ای اشاره می‌کنیم:
«هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ [۱]او است که توبه را از بندگان خود می‌پذیرد و گناهان را می‌بخشد.»
حقیقت" توبه" ندامت و پشیمانی از گناه است که لازمه آن تصمیم جدی بر ترک گناه در آینده است، و جبران کارهایی که قابل جبران است. گفتن استغفار نیز بیانگر همین معنی است. به این ترتیب ارکان توبه را می‌توان در پنج چیز خلاصه کرد:" ترک گناه- ندامت-تصمیم بر ترک در آینده (جبران گذشته) استغفار. [۲]

← انجام کارهای نیک
کارهای نیک فوق العاده‌ای که سبب آمرزش اعمال زشت می‌گردد، چنان که قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ ؛ [۳]، کارهای نیک آثار پاره‌ای از گناهان را از بین می‌برد.»

← پرهیز از گناهان کبیره
پرهیز از گناهان"کبیره" که موجب بخشش گناهان" صغیره" می‌گردد «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَریماً ؛ [۴] [۵]اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می‌شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم و شما را در جایگاه خوبی وارد می‌سازیم.»

← مصائب دنیا
تحمل گرفتاری‌ها و مصائب دنیا بار گناهان مومنان را سبک می‌کند و سختی های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی هایش را می‌زداید [۶].

← شفاعت
حقیقت شفاعت ضمیمه شدن موجودی قویتر، به موجود ضعیف‌تر برای کمک به او است. این کمک ممکن است برای افزایش نقاط قوت و یا پیرایش نقاط ضعف باشد.
مفهوم شفاعت از نظر اسلام و آیات قرآن [۷] [۸] [۹] [۱۰] معنایی است که بر محور دگرگونی و تغییر و تحول در"شفاعت شونده" دور می‌زند. یعنی شخص شفاعت شونده موجباتی فراهم می‌سازد تا از یک وضع نامطلوب و درخور کیفر بیرون آمده و به وسیله ارتباط با شفیع، خود را در وضع مطلوبی قرار دهد که شایسته و مستحق بخشودگی گردد.
ایمان به این نوع شفاعت در واقع یک مکتب عالی تربیت و وسیله اصلاح افراد گناهکار و آلوده، و موجب بیداری و آگاهی آنان است. [۱۱]
بر حسب روایات فراوان «مقام محمود» که در قرآن کریم به رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) وعده داده شده همین مقام شفاعت است و نیز آیه شریفه: «و لسوف یعطیک ربک فترضی»؛ و همانا پروردگارت (آنقدر) به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی، اشاره به آمرزش الهی است که به واسطه شفاعت آن حضرت شامل حال کسانی که استحقاق دارند می‌شود.
بنابراین، بزرگترین و نهایی ترین امید مؤمنان گنهکار، شفاعت است و این شفاعت مورد نظر اسلام با شرایط خاص آن یکی از راه‌های تربیت افراد و ایجاد امید به جبران کاستی‌ها برای پاک شدن از گناهان و حرکت و تعالی به سوی ارزش‌ها است.

← عفو الهی
عفو الهی [۱۲] که شامل افرادی می‌شود که شایستگی آن را دارند و آنان مؤمنانی هستند، که از نظر عمل کوتاهی یا آلودگی داشته‌اند. اینان اگر مشمول عفو الهی شوند و شایسته آن باشند به گروه بهشتی می‌پیوندند، و اگر مشمول عفو الهی نشوند به دوزخ می‌روند اما مأوی و جایگاهشان آنجا نخواهد بود و تا ابد در آن باقی نخواهند ماند. [۱۳]
مجددا یادآوری می‌کنیم که عفو الهی مشروط به مشیت او است و به این ترتیب یک مسئله عمومی و بدون قید و شرط نیست، و مشیت و اراده او تنها در مورد افرادی است که شایستگی خود را عملا به نوعی اثبات کرده‌اند.
بنا براین خداوند متعال که آفریننده انسان و به تمام ویژگی‌های او آگاه است پاک شدن از همه گناهان (هر چند گناهان بزرگ باشند) را ممکن دانسته و همگان را به سوی رسیدن به آن دعوت فرموده و وعده آمرزش و عفو داده است، تا جایی که نا امیدی از عفو و بخشش الهی را بالاترین گناه شمرده است. همه پیامبران الهی برای رسانیدن مردم به دریای بی‌ک‌ران رحمت الهی مبعوث شده اند تا جایی که پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)، پیامبر رحمت خوانده شده است.

← خلاصه
نکته ای که باز در پایان بر آن تاکید می‌کنیم اینست که اگر شخص مؤمن، ایمان خودش را تا هنگام مرگ حفظ کند و مرتکب گناهانی نشود که سلب توفیق و سوء عاقبت و سرانجام شک و تردید یا انکار و جحود را به بار می‌آورد، و در یک جمله «اگر با ایمان از دنیا برود» به عذاب ابدی، مبتلا نخواهد شد. گناهان کوچکش به واسطه اجتناب از کبائر، بخشوده می‌شود و گناهان بزرگش به وسیله توبه کامل و مقبول، آمرزیده می‌گردد، و اگر موفق به چنین توبه ای نشد تحمل گرفتاری‌ها و مصائب دنیا بار گناهانش را سبک می‌کند و سختی‌های برزخ و مواقف آغازین رستاخیز، ناخالصی هایش را می‌زداید و اگر باز هم از آلودگی‌های گناهان پاک نشد به وسیله شفاعت (که تجلی بزرگترین و فراگیرترین رحمت الهی در اولیاء خدا به ویژه رسول اکرم و اهل بیت کرامش (علیهم‌الصلوة‌والسلام) می‌باشد) از عذاب دوزخ نجات خواهد یافت. ولی در عین حال نباید از «مکر الهی» ایمن شوند و باید همیشه بیمناک باشند که مبادا کاری از آنها سر زده باشد یا سر بزند که موجب سوء عاقبت و سلب ایمان، در هنگام مرگ گردد و مبادا علاقه به امور دنیوی به حدی در دلشان رسوخ یابد که (العیاذبالله) با بغض خدای متعال از این جهان بروند [۱۴].
بنابراین هیچ کس بدون ندامت و توبه واقعی نباید امید آمرزش گناهان خود را داشته باشد.

استجابت دعای گناهکار[ویرایش]

اما اینکه با وجود ارتکاب گناه، خداوند باز هم دعایی او را مستجاب می‌کند ممکن است به دلایل زیر باشد:
۱. همه گناهان مانع استجابت دعا نمی‌شوند، بلکه گروه خاصی از گناهان مانع استجابت دعا می‌شود. «عن مولانا زین العابدین علی بن الحسین (ع) فقال إن الذنوب التی تغیر النعم البغی علی الناس و.....‌ و الذنوب التی ترد الدعاء سوء النیة و خبث السریرة و النفاق مع الإخوان و ترک التصدیق بالإجابة و تأخیر الصلوات المفروضة حتی تذهب أوقاتها.» [۱۵]
۲. بنده گناهکار عمل یا اعمال خیری انجام داده است که خداوند استجابت دعا در بعضی موارد را پاداش آن کار خیر او قرار داده است، زیرا خداوند هیچ کار خیری را بدون پاداش نمی‌گذارد.« الباب الثانی الداعی هو قسمان الأول من یستجاب دعاؤه و هو الوالد لولده إذا بره و علیه إذا عقه و کذا الوالدة و المظلوم علی ظالمه و لمن انتصر له منه و المؤمن المحتاج لأخیه إذا وصله و علیه إذا قطعه مع استغناء أخیه و حاجته إلی رفده و من لا یعتمد فی حوائجه علی غیر الله سبحانه و الدعاء المتقدم قبل نزول البلاء و الإمام المقسط و المعمم بدعائه و من حسن ظنه بربه فی إجابته و من دعاه منقطعا إلیه کالغریق و المقسم علی الله بمحمد و أهل بیته و من ابتدأ دعاه بالصلاة علی محمد و آله و ختمه بها و من طیب کسبه و من طهر دینه بالتقوی و اجتنب الکبائر و لم یصر علی الصغائر أو تاب من ذلک توبة نصوحا و الداعی بظهر الغیب‌.» [۱۶]
۳. پدر یا مادر یا یکی از اولیاء الیه در حق او دعای خیری انجام داده‌اند که نتیجه آن عنایت پروردگار به این بنده گناهکار است و خواسته‌های او برآورده می‌شود زیرا دعای پدر و مادر در حق فرزند رد نمی‌شود. «الصَّدُوقُ فِی فَضَائِلِ الْأَشْهُرِ الثَّلَاثَةِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ النَّهْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَرْبَعَةٌ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ وَ تُفَتَّحُ لَهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تَصِیرُ إِلَی الْعَرْشِ دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ وَ الْمَظْلُومِ عَلَی مَنْ ظَلَمَهُ وَ الْمُعْتَمِرِ حَتَّی یَرْجِعَ وَ الصَّائِمِ حَتَّی یُفْطِرَ» [۱۷]
۴. اثر دیگر گناه این است که شخص گناهکار لذت مناجات را از دست می‌دهد و خداوند از این راه یعنی محروم کردن گناهکار از این لذت بزرگ او را تنبیه می‌کند. «قال الصادق (علیه‌السلام):.. فإن الله تعالی إذا اطلع علی قلب العبد و هو یکبر و فی قلبه عارض عن حقیقة تکبیره‌ فقال یا کذاب أ تخدعنی و عزتی و جلالی لأحرمنک حلاوة ذکری و لأحجبنک عن قربی و المسرة بمناجاتی.» [۱۸]
شیخ صدوق (‌ره) در کتاب ارزشمند "التوحید" از امام هشتم (علیه‌السلام) نقل می‌کند که شخصی پرسید: چرا خدا محجوب است؟ فرمودند: "او محجوب نیست، این که شما او را نمی‌بینید در اثر کثرت گناهان است که همانند پرده‌ای جلوی شهود فطرت را می‌گیرد و نمی‌گذارد انسان با چشم فطرت خداوند را مشاهده کند". [۱۹] [۲۰] پس دادن نعمت و برآورده شدن خواسته‌ها نمی‌تواند دلیل بر رضایت‌مندی خدا باشد و ای بسا جنبه استدراج داشته باشد که در متون دینی به آن اشاره شده است. [۲۱] [۲۲]
بعبارت دیگر؛ در بعضی از موارد خداوند بندگان گناهکار خود را با دادن فرصت و نعمت‌های بیشتر تنبیه می‌کند. به این صورت که آنان مغرور شده و بیشتر در خطا و اشتباهات خود فرو می‌روند و بر عقوبت آنان افزوده خواهد شد. در قرآن مجید می‌خوانیم: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‌ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‌ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ؛ [۲۳] آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند) تصور نکنند اگر به آنان مهلت می‌دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت می‌دهیم فقط برای اینکه بر گناهان خود بیفزایند و برای آنها، عذاب خوارکننده‌ای (آماده شده) است!»
بنابراین مستجات شدن بعضی از دعاهای گناهکاران دلیل بر آمرزش گناهان آنان نیست.

پانویس[ویرایش]
 
۱. سوره شوری/۴۲، آیه۲۵.    
۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۲۴، ص ۲۹۰.    
۳. سوره هود/۱۱، آیه۱۱۴.    
۴. سوره نساء/۴، آیه۳۱.    
۵. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، ص۴۷۷.
۶. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، ص۴۸۱.
۷. سوره سجده/۳۲، آیه۴.    
۸. سوره زمر/۳۹، آیه۴۴.    
۹. سوره بقره/۲، آیه۲۵۵.    
۱۰. سوره سبأ/۳۴، آیه۲۳.    
۱۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۱، ص ۲۳۳.    
۱۲. سوره شوری/۴۲، آیه۲۵.    
۱۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۲۶، ص۱۱۱.    
۱۴. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، ص۴۸۱- ۴۸۲.
۱۵. بن فهد اسدی حلی، احمد بن محمد، عدة الداعی، ص۲۱۴.    
۱۶. کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح‌، ص ۷۶۵.    
۱۷. نوری، حسین، مستدرک الوسائل،ج ۵،ص ۲۴۸، باب ۴۲،ح۲.    
۱۸. منسوب به امام صادق (علیه‌السلام)، مصباح‌ الشریعة، ص۸۷.    
۱۹. صدوق، محمد بن علی، توحید صدوق، ص ۲۵۲.
۲۰. جوادی آملی، عبداللَّه، فطرت در قرآن، ص ۱۰۳.
۲۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۵، ص ۲۳۹.    
۲۲. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۷، ص ۳۲.    
۲۳. سوره آل عمران/۳،آیه۱۷۸    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «استجابت دعای گناهکار»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۹/۱۸.    






جعبه‌ابزار