اسباب نزولذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: اسباب نزول، شأن نزول.
پرسش: معنای لغوی و اصطلاحی اسباب النزول چیست؟
پاسخ: اکثر آیات قرآن بدون آن‌که به حادثه خاصی مربوط باشند، نازل شده‌اند؛ یعنی شأن نزول خاصی نداشته‌اند؛ ولی پاره‌ای دیگر دارای سبب نزول یا شأن نزولی هستند.


معنای شأن نزول[ویرایش]

گاهی از پیامبر اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ پرسشی می‌کردند و در جواب، آیه یا آیاتی نازل می‌شد، و زمانی حادثه‌ای پیش می‌آمد یا صدور حکمی ضرورت می‌یافت و بدین جهت آیه‌ای از قرآن فرود می‌آمد. این حادثه یا لزوم حکم یا سئوال را «شأن نزول» یا «سبب نزول» می‌گویند که به‌طور کلی و به حالت جمع « اسباب‌ نزول‌ » نامیده می‌شود. [۱] [۲] [۳]

اقسام اسباب نزول[ویرایش]


← ۱. اسباب نزول متعدد و نازل واحد
در معنای سبب نزول گفتیم که:گاه جریانی پیش می‌آمد که سبب نزول یک یا چند آیه می‌شد. و گاهی هم خود این سبب در بیشتر مکان‌ها یا در مورد بیشتر افراد و موارد تکرار می‌گشت. این وضع را تعدد اسباب وحی و نازل واحد می‌نامند. [گاه نزول مطلبی بیش از یک مرتبه برای بزرگداشت شأن و منزلت موضوع مورد بحث است، و گاه یادآوری مجددی است در هنگام وقوع سبب که مبادا فراموش گردد]. بنابر‌این گاهی ممکن است تعدد اسباب نزول اقتضای تعدد نزول را نماید؛ اگرچه آیه یا آیات نازل شده واحد باشد. [۴] چنان‌که برخی گفته‌اند سورۀ حمد در دو نوبت نازل شد، یک‌بار در مکه و بار دیگر در مدینه . [۵] [۶] لذا می‌بینیم که در این مورد تعدد اسباب و تعدد نزول وجود داشته، ولی نازل واحد بوده است.

← ۲. سبب نزول واحد و نازل متعدد
ممکن است نازل متعدد باشد و سبب نزول واحد. [۷]

←← روایتی از ام‌سلمه
چنان‌که ام‌سلمه به پیامبر اکرم ـ صلی‌الله‌علیه‌وآله ـ عرض کرد: ای رسول خدا! نمی‌شنوم که خدا در خصوص هجرت یادی از زنان کرده باشد؟! خدای تعالی این آیه را نازل فرمود: [۸] [۹] [۱۰] «خداوند، درخواست آنها را پذیرفت (و فرمود:) من عمل هیچ عمل‌کننده‌ای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد شما همنوعید، و از جنس یکدیگر! آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه‌های خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، به یقین گناهانشان را می‌بخشم و آنها را در باغ‌های بهشتی، که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‌کنم. این پاداشی است از طرف خداوند و بهترین پاداش‌ها نزد پروردگار است». [۱۱]

←← آیه دیگری از خداوند متعال
خدای سبحان در این معنا آیه دیگری نیز نازل فرموده است: [۱۲] [۱۳] «به‌یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق‌کننده و زنان انفاق‌کننده، مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، خداوند برای همۀ آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است». [۱۴] به این ترتیب سبب نزول که همان پرسش ام‌سلمه است واحد است و نزول به‌صورت متعدد یعنی دو آیۀ مزبور از دو سورۀ آل‌عمران و احزاب است.

← ۳. سبب نزول، خاص و نازل واحد با لفظ خاص
یعنی آیه‌ای که نازل شده، هم لفظ آن و هم سبب نزول آن خاص است؛ [۱۵] مانند آیۀ « تَبَّتْ یَدا أَبی‌ لَهَبٍ وَ تَبَّ » که در مورد ابولهب نازل گردید، و جهت سبب آن بوده و با لفظ خاص نازل شده است. [۱۶]

←← عدم تعارض در روایات
بر‌اساس مطالبی که ذکر شد؛ اگر روایاتی نقل شود که مثلاً بگوید آیه:« سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ‌ »، [۱۷] به این سبب نازل شده، و روایات دیگری نقل شود که بگوید آیه مذکور به‌سبب دیگری نازل گردیده است، نباید گفت تعارضی در کار است؛ زیرا ممکن است نزول این آیه در مورد زیادتر از یک سبب بوده است. جریان در باب تعدد اسباب نزول و نازل واحد این‌گونه است. همچنین اگر روایات در مورد آیه‌ای از آیات به‌لحاظ سببی اختلاف داشته باشد؛ زیرا همان‌طور که گفتیم ممکن است نازل متعدد و سبب نزو ل واحد باشد و جایز است که سببی برای نزول آیه‌ای نقل شود و مقصود از آن تفسیر باشد؛ به‌خصوص که عادت صحابه و پیامبر و تابعین این بود که وقتی یکی از آنان می‌گفت: این آیه در فلان مورد نازل شده، مرادش آن بود که آیۀ موردنظر متضمن این حکم است، نه آن‌که این حکم سبب نزول آن آیه است.

یادآوری یک نکته[ویرایش]

در پایان تذکر این نکته ضروری است که به‌طور کلی سببی که نزول آیه یا آیاتی را ایجاب می‌کند، چنین نیست که مفهوم و مدلول قرآنی آن مقید و مختص به همان مورد خاص باشد؛ بلکه حکم و مفهوم آن به موارد مشابه آن نیز تعمیم و سرایت داده می‌شود. [۱۸]

← سخنی از امام صادق
همان‌طور که امام صادق علیه‌السلام، در ذیل شأن نزول آیۀ شریفۀ « وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‌ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً »، [۱۹] می‌فرماید:«مقداری جو در نزد فاطمه ـ علیه‌السلام ـ بود، پس آن را رد کرده‌] با روغن و آب بیامیخت و نان پخت و چون در برابر خود نهادند که بخورند مسکینی آمد و گفت:خدا شما را ببخشاید؛ پس علی ـ علیه‌السلام ـ برخاست و یک‌سوم آن را به او بخشید و...پس خداوند آیات فوق را در شأن آنها نازل فرمود و حکم این آیات درباره هر مؤمنی که برای خدا چیزی ببخشد جاری است».‌ [۲۰]

پانویس[ویرایش]
 
۱. جمعی از نویسندگان، آشنایی با قرآن، ص ۶۲، امیر کبیر، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۲ ش.
۲. غازی عنایة، أسباب النزول القرآنی، ص ۲۶ ـ ۴۰، دار الجیل، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.
۳. حیدر، حسن محسن، أسباب النزول القرآنی تاریخ و حقائق، ص ۴۵ ـ ۵۰، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، قم، چاپ اول، ۱۳۸۵ ش.
۴. رادمنش، سیدمحمد، آشنایی با علوم قرآنی، ص ۱۱۹، (با تلخیص)، علوم نوین، جامی، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۴ ش.
۵. سیدکریمی حسینی، سیدعباس، تفسیر علیین، ص ۲۶۶، انتشارات اسوه، قم، چاپ اول، ۱۳۸۲ ش.
۶. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.    
۷. رادمنش، سیدمحمد، آشنایی با علوم قرآنی، ص ۱۲۰، (با تلخیص)، علوم نوین، جامی، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۴ ش.
۸. واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، ص ۱۴۳، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.
۹. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی، محقق و مصحح:اعلمی، حسین، ج ۱، ص ۴۱۰، ‌مکتبة الصدر، تهران، چاپ دوم، ۱۴۱۵ ق.    
۱۰. ابن عجیبه، احمد بن محمد، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق: قرشی رسلان، احمد عبدالله، ج ۱، ص ۴۵۴، دکتر حسن عباس زکی، قاهره، ۱۴۱۹ ق.
۱۱. آل‌عمران (۳)، آیه ۱۹۵.    
۱۲. واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب نزول القرآن، ص ۳۷۰ و ۳۷۱، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.
۱۳. فیض کاشانی، ملامحسن، الأصفی فی تفسیر القرآن، تحقیق:درایتی، محمدحسین، نعمتی، محمدرضا، ج ۲، ص ۹۹۳ و ۹۹۴، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ـ قم، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
۱۴. احزاب (۳۳)، آیه ۳۵.    
۱۵. حیدر، حسن محسن، أسباب النزول القرآنی تاریخ و حقائق، ص ۴۶، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، قم، چاپ اول، ۱۳۸۵ ش.
۱۶. حیدر، حسن محسن، أسباب النزول القرآنی تاریخ و حقائق، ص ۵۱، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیة، قم، چاپ اول، ۱۳۸۵ ش.
۱۷. معارج (۷۰)، آیه ۱؛ «تقاضاکننده‌ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد!».    
۱۸. رادمنش، سیدمحمد، آشنایی با علوم قرآنی، ص ۱۲۰ ـ ۱۲۱، (با تلخیص)، علوم نوین، جامی، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۴ ش.
۱۹. انسان (۷۶)، آیه ۸؛ «و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» می‌ دهند!».    
۲۰. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح:موسوی جزائری، طیب، ج ۲، ص ۳۹۸ و ۳۹۹،‌ دار الکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۴ ق.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست.    


رده‌های این صفحه : قرآن شناسی | نزول قرآن | شان نزول




جعبه‌ابزار