اذان دومذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عثمان، اذان دوم، نماز جمعه.
پرسش: اذان دوم نماز جمعه را که بدعت خلیفه سوم می‌باشد، اثبات کنید.
پاسخ: محدثین و بزرگان اهل سنت در کتب خود بر این مطلب تصریح کرده‌اند که: «در عصر پیامبر گرامی اسلام ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ سنت الهی بر این بود که برای نماز جمعه یک‌بار اذان می‌گفتند».


اضافه شدن یک اذان به نماز جمعه[ویرایش]

این سنت در زمان خلافت ابوبکر و عمر هم ادامه داشت؛ ولی وقتی که عثمان به خلافت رسید، دستور داد که اذان دیگری اضافه شود و این دستور را در تمام بلاد اسلامی اِعمال کردند و این شیوه همین‌طور باقی ماند [۱] [۲] [۳] [۴] [۵] [۶] [۷] [۸] [۹]

توجیه برخی بزرگان برای بدعت عثمان[ویرایش]

و برخی از بزرگان اهل سنت در توجیه این کار عثمان می‌گویند: «چون تعداد مردم در زمان عثمان زیاد شده بود، عثمان دستور داد یک اذان دیگر هم در روز جمعه گفته شود». [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]

ادله‌ای بر رد توجیه بالا[ویرایش]

مرحوم علامه امینی در کتاب شریف الغدیر در رد این توجیه سه دلیل می‌آورند:
۱. آنها می‌گویند کثرت مردم باعث شد تا خلیفه سوم دستور بدهد اذان دیگری ندا داده شود. این مطلب درست نیست؛ زیرا آیا این کثرت مردم پدیده‌ای بود که ناگهان در هفتمین سال از خلافت عثمان روی داد؟ و یا از همان هنگام که این شهر، پایتخت مسلمانان گردیده بود؟
۲. اگر واقعاً تعداد انبوه مردم باعث دستور عثمان شده بود، پس چرا در بلاد کم‌جمعیت هم این شیوه را پیش گرفتند؟ و چرا دستور نداد که این حکم مختص به شهرهای بزرگ است؟ و یا چرا تعداد مؤذنین را زیاد نکرد که همه آنها هم‌زمان در یک گوشه‌ای از مصلاها اذان بدهند؛ چنان‌که پیامبر همین کار را می‌کرد؟
۳. و اگر انبوه جمعیت ملاک برای زیاد کردن اذان بشود (نه مؤذنین)، الآن باید تعداد اذان خیلی بیشتر می‌شد؛ در‌حالی‌که چنین نشده است. [۱۹]

دیدگاه امام خمینی[ویرایش]

مرحوم امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله فرموده: «اذان دوم در روز جمعه بدعت و حرام است.» [۲۰] [۲۱]

پانویس[ویرایش]
 
۱. صحیح بخاری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج ۱، ص ۲۱۹.
۲. کتاب الام ابن ادریس شافعی، بیروت، دارالمعرفه، ج ۱ ص ۱۹۵.
۳. سنن ابی‌داود، ج ۱، ص ۶۵۵، باب ۲۲۵، چاپ اول حمص.
۴. صحیح ترمذی، ج ۱، ص ۶۸.
۵. سنن ابن ماجد، ج ۱، ص ۳۴۸.
۶. سنن نسائی، ج ۳، ص ۱۰۰.
۷. سنن بیهقی، ج ۱، ص ۴۲۹ و ج ۳، ص ۱۹۲.
۸. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۶۸.    
۹. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۴۸.    
۱۰. صحیح بخاری، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج ۱، ص ۲۱۹.
۱۱. کتاب الام ابن ادریس شافعی، بیروت، دارالمعرفه، ج ۱ ص ۱۹۵.
۱۲. سنن ابی‌داود، ج ۱، ص ۶۵۵، باب ۲۲۵، چاپ اول حمص.
۱۳. صحیح ترمذی، ج ۱، ص ۶۸.
۱۴. سنن ابن ماجد، ج ۱، ص ۳۴۸.
۱۵. سنن نسائی، ج ۳، ص ۱۰۰.
۱۶. سنن بیهقی، ج ۱، ص ۴۲۹ و ج ۳، ص ۱۹۲.
۱۷. محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۶۸.    
۱۸. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۳، ص ۴۸.    
۱۹. ترجمه الغدیر، علامه امینی، ج ۱۵، ص ۲۰۶ ـ ۲۱۳.
۲۰. تحریر الوسیله امام خمینی (ره) ج ۱، ص ۲۱۷.    
۲۱. مرحوم مقدس اردبیلی، در مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۷۶، فتوا به تحریم داده است.


منبع[ویرایش]

سایت اندیشه قم.    


رده‌های این صفحه : عثمان | تاریخ خلفاء | بدعتهای خلفاء




جعبه‌ابزار