احضار روحذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: احضار ارواح، عالم برزخ، قیامت.

پرسش: آنچه که از احضار ارواح انسان‌های مختلف با هر کیش و عقیده‌ای به ما رسیده این است که ارواح پس از مرگ آزاد هستند و عذابی ندیده‌اند، آیا این مطلب با معارف دینی ما سازگاری دارد؟

پاسخ: خبرهایی که از احضار ارواح به ما می‌رسد، نباید منشأ عقاید و ایمان ما شود؛ چراکه اطمینانی که در ایمان و عقیده لازم است تنها توسط خبر وحی یا اخبار غیبی است که به وسیله پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) به ما رسیده است که به واسطه عصمتی که آنها دارند، از صدق گفتارشان علم و یقین حاصل می‌شود.


جایگاه روح در عالم برزخ[ویرایش]

قبل از هر مطلبی باید گفت: براساس بیان صریح قرآن کریم، انسان پس از مرگ تا روز قیامت در عالمی به نام عالم برزخ به سر می‌برد.

← کلام خداوند
قرآن می‌فرماید: «وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ اِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛ [۱] از پی مرگ اینان عالم برزخ است تا روزی که قیامت برسد و از قبرها برانگیخته شوند. پس در وجود عالم برزخ جای تردید نیست.

تعلق روح به بدن مثالی[ویرایش]

بدان آنچه از آیات و روایات بسیاری برمی‌آید این است که روح آدمی پس از مرگ باقی است، اگر دارای کفر باشد، معذب است و اگر واجد ایمان باشد، متنعم است و روح به بدن مثالی لطیفی که در ظاهر شباهت کامل به بدن‌های دنیایی دارد، تعلق می‌گیرد و تنعم و عذاب روح در همین بدن مثالی خواهد بود.
ثواب قبر، عذاب قبر، گسترش و تنگی قبر، دیدن خانواده، مشاهده ائمه طاهرین (علیهم‌السلام) مشاهده دشمنان ائمه که در عذاب‌اند و سایر مطالبی نظایر اینها که در روایات آمده، همه صحیح و مطابق با واقع هستند. پس مراد از قبر که در اکثر اخبار آمده، جایگاه روح در عالم برزخ است. [۲]

← حدیثی از امام صادق
از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند: قبر چیست؟ حضرت فرمود: قبر همان برزخ است؛ البته این‌که قبر در عالم دنیاست و از نظر فقهی احکامی دارد، همه درست است، اما این مطلب بدان معنی نیست که همین قبر دار سؤال و آرامگاه مؤمن باشد،‌ آن قبری که سؤال و جواب و یا الم و غم و سرور و شادی دارد، در نشئه طبیعت نیست؛ بلکه در نشئه برزخ و عالم مثال است.
حاصل مطلب این‌که از خود اخبار کاملاً می‌توان فهمید که قبر کجاست و بدنی که در قبر است، کدام بدن است، در بعضی از اخبار فرمود: ارواح در عالم قبر به صورت ابدان هستند. این بدن همان بدنی است که ما از آن به بدن مثالی تعبیر کردیم. [۳]

با توجه به مطالبی که درباره برزخ گفته شد، می‌توان گفت:

معذب و متنعم بودن روح در برزخ[ویرایش]

براساس روایات متعدد در عالم برزخ که همان عالم قبر است ـ البته به معنایی که اشاره شد ـ عده‌ای از مردم در نعمت و عده‌ای دیگر در عذاب هستند که در این‌جا به یک نمونه از روایات مربوطه اشاره می‌شود:

← روایتی از امام سجاد
در روایتی معروف از امام سجاد (علیه‌السلام) رسیده:
«القَبرُ امّا رَوْضَةٌ مِنْ ریاضِ الجنَّةِ وامّا حُفْرةٌ مِنْ حُفَرِ النّیرانِ؛ [۴] قبر یا باغی از باغ‌های بهشت، یا گودالی از گودال‌های دوزخ است».

← فشار قبر
برخی گفته‌اند: یکی از مطالبی است که در روایات آمده و به جهان غیب و عوالم بعد از مرگ ارتباط دارد، مسئله فشار قبر است؛ البته این فشار بدان معنا نیست که مشاهده کنیم دیوارهای قبر از دو طرف به هم نزدیک می‌شوند، و جسد میت در مضیقه و تنگنا قرار می‌گیرد؛ بلکه این فشار عذابی است که در ماورای این عالم دامن‌گیر مرده می‌شود و با چشم مادی و ظاهربین دنیایی قابل درک نیست. [۵]
پس عذاب چشیدن مردگان به گونه‌ای نیست که به واسطه چشم مادی قابل دیدن باشد.

آگاه نشدن بر اسرار مردم در عالم برزخ[ویرایش]

ثانیاً، به فرض صحت مسائل مربوط به جریان احضار ارواح (در این باره به کتاب عود ارواح و ارتباط با ارواح مراجعه شود که در پایان معرفی می‌شود) آن کسی که روحی را حاضر می‌کند یا می‌بیند، او تنها مدعی است که روح فلان شخص را دیده است؛ اما هرگز برای او از شرایطی که روح فلان شخص قرار دارد، شاید آگاهی پیدا نکنند، به خصوص آن‌که اگر آن روح گرفتار عذاب باشد؛ چون خداوند سبحان ستارالعیوب است و نخواهد گذاشت کسانی بر احوال بندگانش آگاه شود. گرچه ممکن است افراد پاک برخی کسانی را در برزخ ببینند و از حالات و اوصاف آنها آگاه شوند، اما این‌گونه افراد اسرار آن شخص را برای دیگران فاش نخواهند کرد، مگر این‌که یک مصلحت بالاتری اقتضا کند؛ مثل آن‌که در برخی روایات آمده:

← روایتی از پیامبر
حضرت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از فشار قبر سعد معاذ خبر داد، تا از این طریق نکته مهمی را برای عبرت دیگران گفته باشد؛ مثلاً وقتی از حضرت سؤال شد آیا سعد گرفتار فشار قبر شد، حضرت فرمود: «نَعَم، انَّهُ کانَ فی خُلْقِهِ مَعَ اهْلِهِ سُوءٌ»؛ یعنی بلی سعد دچار فشار قبر شد؛ زیرا پاره‌ای از خلقیات و رفتاری که با خانواده خود داشت بد و ناپسند بود.

← روایتی دیگر
و هم‌چنین از آن بزرگ‌مرد الهی نقل کرده‌اند که فرمود: روح یکی از مقدسین را در برزخ دیدم، محاکمه می‌کنند و همه کارهای ناشایست سلطان جابر زمان او را در نامه عملش ثبت کرده و به او نسبت می‌دهند. شخص مذکور گفت: من و این همه جنایت. به او گفته شد: مگر در مقام تعریف از او نگفتی: عجب امنیتی به کشور داده است. گفت: چرا. به او گفته شد: بنابراین تو راضی به فعل او بودی، او برای حفظ سلطنت خود به این جنایات دست زد. [۶]
این‌گونه موارد استثناست؛ اما هر کسی بر اسرار مردم در عالم برزخ آگاه نخواهد شد تا با احضار ارواح آنها از عذابشان آگاه شود.

آگاه نشدن از عذاب ارواح[ویرایش]

برای درک مسائل مربوط به عذاب قبر برای افرادی که زنده هستند و در دنیا زندگی می‌کنند، این مثال شاید درک مطلب را آسان کند؛ مثلاً فرض کنید فردی در حالت خواب باشد و در عالم خواب شدیداً دچار کابوس شده و شدیداً ترسی و عذاب می‌چشد، اگر فردی در کنار او نشسته باشد، با این‌که به طرف آن شخص خوابیده پیوسته نگاه می‌کند و او را می‌بیند، آیا از آن درد و عذاب که او در حال خواب می‌چشد، نیز آگاه خواهد شد؟
مسئله احضار ارواح نیز شبیه این است. لذا ممکن است کسی بتواند روح برخی افراد را حاضر کند یا او را ببیند و یا ارتباط با آن پیدا نماید؛ [۷] اما این بدین معنا نیست که از تمام خصوصیات آن مثلاً عذاب دیده یا ندیده و یا دچار عذاب و رنج است یا نه، خبردار شود.

نتیجه بحث[ویرایش]

پس باید گفت خبرهایی که از احضار ارواح به ما می‌رسد، نباید منشأ عقاید و ایمان ما شود؛ چراکه اطمینانی که در ایمان و عقیده لازم است تنها توسط خبر وحی یا اخبار غیبی است که به وسیله پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) به ما رسیده است که به واسطه عصمتی که آنها دارند، از صدق گفتارشان علم و یقین حاصل می‌شود.

معرفی منابع[ویرایش]

۱. سیدمحمدحسین طهرانی، معادشناسی، ج۳، حکمت، ۱۴۰۳ق.
۲. فلسفی، محمدتقی، معاد از نظر روح و جسم، ج۱، هیئت، معارف اسلامی، ۱۳۶۴ش.
۳. حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک نکته، نکات ۱۹، ۱۲۲، ۶۳۷، ۶۵۴، ۷۸۴، ۸۵۶.
۴. ناصر مکارم شیرازی، عود ارواح و ارتباط با ارواح، نسل جوان.
۵. شیخ عباس قمی، منازل الاخرة، مؤسسه در راه حق، قم، سال ۱۳۶۵ش.
۶. سیدابوالحسن رفیعی قزوینی، معاد، به کوشش زهرا عبدالرزاقی، طه، قزوین، چ۱، ۱۳۸۰ش.

پانویس[ویرایش]
 
۱. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۰.    
۲. فلسفی، محمدتقی، معاد از نظر روح و جسم، ج۱، ص۲۵۶، هیئت معارف اسلامی، چ۷، ۱۳۶۴ش.
۳. امام خمینی از دیدگاه امام خمینی (تبیان، دفتر ۳۰)، ص۱۷۱، مؤسسه آثار امام، ۱۳۷۸ش.
۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۶، ص۲۱۸، باب العدل و المعاد، باب ۸، ح۱۳.    
۵. فلسفی، محمدتقی، معاد از نظر روح و جسم، ج۱، ص۲۴۳، تهران، نشر هیئت معارف اسلامی، چ۷، ۱۳۶۴ش.
۶. محمدی ری‌شهری، محمد، کیمیای محبت، دارالحدیث، ص۶۸، یادنامه شیخ‌رجب علی خیاط، چ۲، ۱۳۷۸ش.
۷. مکارم شیرازی، ناصر، عود ارواح و ارتباط با ارواح، ص۹۶، نسل جوان.


منبع[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «احضار روح»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۸/۰۵/۲۴.    







جعبه‌ابزار