أشُدَّه وَ اسْتَویذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حضرت یوسف علیه‌السلام، حضرت موسی علیه‌السلام، میان‌سالی، حکم نبوت ، علم، بلوغ .
پرسش: در آیه ۲۲ سوره یوسف آمده:« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنین‌ » و در آیه ۱۴ سوره قصص در مورد حضرت موسی آمده:« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوی‌ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنین‌ ». این‌که در آیه دوم «استوی» هم اضافه شده، ناظر به چه معنایی است؟ آیا این دو آیه راجع به دو سن مختلف و متفاوت بین حضرت یوسف ـ علیه‌السلام ـ و موسی ـ علیه‌السلام ـ می‌باشد؟
پاسخ: پاسخ به پرسش مطرح شده در بخش‌های زیر بیان می‌شود.


أ. معنای «أشُد» و «استوی»[ویرایش]


← ۱. معنای «أشُد»
اصل واژۀ «أشُد»، از ریشۀ «شدّة» به معنای مرتبۀ قویّ و اعلا در چیز مورد نظر و در مقابل سستی است. [۱] برخی گفته‌اند: این کلمه به‌صورت جمع بوده و مفرد ندارد. [۲]

←← معنای رسیدن به مرحله أشُد
رسیدن به مرحله أشُد، به معنای این است که انسان آن‌قدر زنده بماند و عمر کند تا نیروهای بدنش به حد قوت و شدت برسد. [۳] به دیگر سخن؛ این مرحله وقتی تحقق پیدا می‌کند که تمام نیروهای ظاهری و باطنی انسان از جمیع جهات، به کمال رسیده باشد. [۴]

← ۲. معنای «استوی»
«استوی» از ریشۀ «سوا» با توجه به جایگاه آن در جمله به معانی زیر می‌آید:

←← برابری
اگر دو فاعل یا بیشتر به آن اسناد داده ‌شود، به معنای برابری است؛ [۵] مانند «استوی زید و عمرو فی کذا»؛ زید و عمر در آن برابر شدند؛
همان‌طور که در این آیۀ شریفۀ به این معنا آمده است: «آیا سیراب کردن حجاج و آباد ساختن مسجدالحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند!». [۶]

←← اعتدال چیزی در ذات خود
اعتدال چیزی در ذات خود؛ [۷] مثل آیۀ:« فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَکَ عَلَی الْفُلْکِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمین »؛ [۸] همین که تو و هرکسی که با تو است در کشتی قرار گرفتی و به حال اعتدال درآمدی، بگو: سپاس آن خدایی را که ما را از ستمگران رهایی بخشید» و مانند «استوی فلان علی عمالته»؛ بر مزدش و اجرت عادلانه‌اش دست یافت. [۹]

←← استیلا و اقتدار
هرگاه این واژه با حرف «علی» متعدی شود، به معنای استیلا و اقتدار است؛ مثل آیۀ:« الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی »؛ [۱۰] همان بخشنده‌ای که بر عرش مسلط است. نیز گفته شده معنایش این است که آنچه در آسمان و زمین است، تماماً بر اراده او و با تعدیل و تسویه نمودن آنها از سوی خدای تعالی، مستقر و معتدل گردید. [۱۱]

←← پایان رساندن
و هرگاه استوی با حرف «الی» متعدی شود، اقتضای معنای پایان رساندن را دارد، یا چیزی به ذات خود به پایان و کمالش می‌رسد یا با حکم و تدبیر؛ [۱۲] مانند آیۀ « ثُمَّ اسْتَوی‌ إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ »؛ [۱۳] آن‌گاه آسمانی که چون دود بود، با امر و اراده‌اش به نهایت ذات و کمال خود رسید».

ب. تفاوت میان دو واژۀ «أشُد» و «استوی»[ویرایش]

مفسران دربارۀ تفاوت این دو واژه، دیدگاه‌های مختلفی را مطرح کرده‌اند، که چند نمونه بیان می‌شود:

← ۱. دیدگاه اول
مرحلۀ «أشُد» در هجده سالگی است و استوی همان اعتدال و استقرار در امر حیات و زندگی است که غالباً بعد از رسیدن به مرحلۀ أشد حاصل می‌شود. [۱۴]

← ۲. دیدگاه دوم
«أشُد» به ۳۳ سالگی یا رسیدن به بلوغ جنسی (حُلم) و «استوی» رسیدن به چهل سالگی است. [۱۵]

← ۳. دیدگاه سوم
«أشُد» به معنای رسیدن به کمال جسمی و «استوی» رسیدن به کمال عقلی و فکری است. [۱۶]

← ۴.دیدگاه چهارم
دربارۀ تفاوت این دو مرحله، روایاتی نیز نقل شده است؛ مانند این‌که امام صادق ـ علیه‌السلام ـ فرمود: «أشُد، هجده سالگی و استوی زمان روییدن محاسن است».
[۱۷] در میان این تعبیرات تفاوت زیادی نیست و از مجموعه آن با توجه به معنای لغوی این دو واژه، تکامل نیروهای جسمی و فکری و روحی استفاده می‌شود. [۱۸]

ج. معنای «أشُد» و «استوی» در آیات مزبور[ویرایش]


← دیدگاه علامه طباطبایی و برخی مفسران
علامه طباطبایی [۱۹] و برخی دیگر از مفسران [۲۰] [۲۱] [۲۲] دربارۀ تفاوت این دو واژه در آیات مزبور معتقدند: منظور از «بلوغ أشدّ»، رسیدن به ابتدای سن جوانی است، نه اواسط و یا اواخر آن که از حدود چهل سالگی به بعد است؛ به دلیل آیه‌ای که در‌بارۀ موسی ـ علیه‌السلام ـ فرموده: « وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوی... »؛ زیرا در این آیه کلمۀ «اسْتَوی» آمده تا برساند موسی به حد وسط أشُد رسیده بود. در آیه « حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ »،
[۲۳] چون می‌خواسته برساند در اواخر بلوغ اشد خود چنین و چنان گفت، کلمۀ «چهل سالگی» را هم اضافه کرده و اگر بلوغ اشد به معنای چهل سالگی باشد، دیگر نیازی به ذکر «بَلَغَ» و تکرار آن نبود؛ بلکه می‌فرمود: «حتی اذا بلغ اشده اربعین سنة». پس دیگر مجالی برای گفته بعضی از مفسران نیست که گفته‌اند: منظور از بلوغ اشد رسیدن به سی و یا سی و سه سالگی است و همچنین آن مفسر دیگر که گفته: منظور از آن رسیدن به چهل است.

←← توضیحی بر دیدگاه علامه طباطبایی
با این همه می‌توان گفت: مقصود از رسیدن به مرحلۀ «أشُد» کمتر از چهل سالگی است، با اختلاف در مقداری که ذکر شده است؛ ولی منظور از «استوی» رسیدن به مرحلۀ چهل سالگی و بالاتر از آن است و همان‌گونه که قرآن کریم بیان فرموده، حکم نبوت و علم را به همین ترتیب زمانی به یوسف ـ علیه‌السلام ـ و موسی ـ علیه‌السلام ـ داده شد؛ یعنی حکم نبوت و علم به حضرت یوسف ـ علیه‌السلام ـ پیش از چهل سالگی داده شد؛ اما به حضرت موسی ـ علیه‌السلام ـ پس از این‌که او به حد رشد جوانی رسید و نیروهای جسمانی او محکم و مستحکم گشت و همچنین دربارۀ تدبیر امور زندگی به رشد رسیده و استقامت یافت، از سوی خداوند مورد تعلیمات غیبی حکمت ، داوری و علم به صفات کامله قرار گرفت و پیوسته از الهامات معنوی بهره‌مند بود؛ درحالی‌که آنان هنوز رسول و فرستاده خدا نشده بودند؛ یعنی نبی بودند؛ اما مأمور به رسالت و ابلاغ دستورات الاهی نبودند.

نتیجه بحث[ویرایش]

بنابراین دو آیۀ مورد بحث ـ با توجه به معنای اشد و استوی که بیان شد ـ در مقام بیان سن دقیق حضرت یوسف ـ علیه‌السلام ـ و موسی ـ علیه‌السلام ـ نیست؛ بلکه به این موضوع می‌پردازد که در میان‌سالی حکم نبوت و علم به آن دو بزرگوار داده شد.

پانویس[ویرایش]
 
۱. حسن، مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۷ و ۲۸، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش.
۲. بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی، ص ۷۹، انتشارات اسلامی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۵ ش.
۳. سیدمحمدحسین، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۱۴، دفتر انتشارات اسلامی‌، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۴. حسن، مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۷ و ۲۸، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۰ ش.
۵. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب (ألفاظ) القرآن، تحقیق:صفوان عدنان داودی، ص ۴۳۹، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق‌، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۶. توبه (۹)، آیه ۱۹؛ «أَ جَعَلْتُمْ سِقایَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ لا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّه‌».    
۷. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب (ألفاظ) القرآن، تحقیق:صفوان عدنان داودی، ص ۴۳۹، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق‌، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۸. مؤمنون (۲۳)، آیه ۲۸.    
۹. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب (ألفاظ) القرآن، تحقیق:صفوان عدنان داودی، ص ۴۳۹، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق‌، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۱۰. طه (۲۰)، آیه ۵.    
۱۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب (ألفاظ) القرآن، تحقیق:صفوان عدنان داودی، ص ۴۳۹، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق‌، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۱۲. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب (ألفاظ) القرآن، تحقیق:صفوان عدنان داودی، ص ۴۳۹، دارالعلم، الدار الشامیة، دمشق‌، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.    
۱۳. فصلت (۴۱)، آیه ۱۱.    
۱۴. سیدمحمدحسین، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۱۴، دفتر انتشارات اسلامی‌، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۱۵. شبّر، سیدعبدالله‌، ‌تفسیر القرآن الکریم، ص ۳۷۱، دار البلاغة للطباعة و النشر، بیروت‌، چاپ اول‌، ۱۴۱۲ ق.    
۱۶. ابن عجیبه، احمد بن محمد، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق: قرشی رسلان، احمد عبدالله، ج ۴، ص ۲۳۶ و ۲۳۷، نشر حسن عباس زکی، قاهره، ۱۴۱۹ ق.
۱۷. شیخ صدوق، معانی الاخبار، محقق و مصحح:غفاری، علی اکبر، ص ۲۲۶، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۳ ق‌.    
۱۸. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۴۰.    
۱۹. سیدمحمدحسین، طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۱، ص ۱۱۸، دفتر انتشارات اسلامی‌، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق.    
۲۰. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج ۷، ص ۱۷۵، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ ش.
۲۱. ابیاری، ابراهیم، الموسوعة القرآنیة، ج ۱۰، ص ۱۲۵، مؤسسه سجل العرب، ۱۴۰۵ ق.
۲۲. رازی، محمد بن ابی بکر، أسئلة القرآن المجید و أجوبتها، ص ۱۳۷، المکتبة العصریه، بیروت، چاپ اول، ۱۴۲۳ ق.
۲۳. احقاف (۴۶)، آیه ۱۵؛ «... تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید:«پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم...».‌    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئیست.    


رده‌های این صفحه : قرآن شناسی | تفسیر | تاریخ انبیاء




جعبه‌ابزار